روابط ایران و عربستان در حال حاضر در شرایط بغرنجی به سر می برد. علیرغم تلاش تهران برای عادی سازی روابط، ریاض همچنان بر محور تنش و تشنج در منطقه پیش می رود و حضور ترامپ در دو سال اخیر باعث شده است سیاست عربستان، تهاجمی تر از گذشته پیش برود. دونالد ترامپ به صراحت به خاندان سلمان می‌گوید حمایت ما از شما بهایی دارد و اگر مایل به ادامه این حمایت سیاسی، امنیتی و نظامی هستید باید بهای آن را پرداخت کنید. با این وجود به نظر می‌رسد که هرچه سعودی تحت لوای قراردادهای خرید تجهیزات نظامی، دلارهای نفتی بیشتری را به مقصد واشنگتن واریز می‌کند، ولع ترامپ برای بالاتر بردن قیمت بیشتر و بیشتر می‌شود. موضوعی که حتی باعث موضع گیری وزیر امور خارجه ایران شد تا ظریف بار دیگر اهمیت ترتیبات جدید منطقه ای بدون حضور قدرت خارجی را یادآور شود. اما سعودی ها در حال حاضر ترامپ را فرصتی تکرار نشدنی می دانند و حاضر نیستند تنش را از روابط خود با ایران کنار بگذراند. این وضعیت تا به کجا ادامه خواهد داشت؟ دلیل اصرار سعودی ها بر تنش علیرغم ادبیات نرم ایران از کجا ناشی می شود؟ در این باره با قاسم محب‌علی،  مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه و کارشناس مسائل خاورمیانه گفت و گو کرده ایم که در ادامه می‌خوانید:

جناب محب‌علی دلیل اصرار عربستان بر تنش با ایران علیرغم ادبیات نرم مقامات ایرانی و دعوت از سعودی برای شکل گیری ترتیبات جدید منطقه ای را چه می دانید؟

 

در هر منطقه ای دو کشور همسایه سعی می کنند از جنگ‌ و تنش پرهیز کنند زیرا که همسایگان ناچار هستند با هم زندگی کنند، ولی بیشترین جنگ‌ها و درگیری‌ها و اختلافات هم در بین همسایگان شکل میگیرد. اما موضوع ایران و عربستان تنها موضوع همسایگی نیست، ایران و عربستان دو قدرت رقیب منطقه‌ای محسوب می‌شوند؛ هم در چارچوب رقابت‌های جهان اسلام بین دو نحله و گرایش اسلامی (شیعی و سنی)، هم در منطقه و برخی کشورها مانند عراق که همسایه مشترک ما و عربستان است، این رقابت وجود دارد.

 

طبیعی است که امنیت عربستان به نوعی به امنیت عراق گره خورده، همانطور که امنیت ما به امنیت عراق گره خورده و وقتی عربستانی‌ها احساس کنند که یک طرف دیگری که رقیب آن‌ها به حساب می‌آید، در عراق نفوذ و نقش بیشتری دارد، واکنش نشان می‌دهند؛ همینطور در خلیج فارس نیز نوعی رقابت وجود دارد. در سوریه، لبنان و یمن نیز همینطور. در دو همسایه افغانستان و پاکستان هم وضعیت مشابه است؛ دو کشور سیاست‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند. این سیاست‌ها در جهتی است که پیشبرد یکی باعث تضعیف دیگری می شود.

 

البته دو قدرت منطقه در جاهایی منافع مشترکی دارند، مثل مسئله اوپک و حفظ نفت اوپک و این‌که اوپک کنترل‌کننده واحدهای نفت باشد، هر دو کشور تلاش می کنند که اوپک قدرت را در دست داشته و تعیین کننده قیمت نفت باشد. اما همزمان ممکن است ما در همان جا هم سر قیمت یا روش و مقدار تولید، رقابت ایران و عربستان را شاهد باشیم. عربستانی‌ها همین الان دنبال افزایش تولید هستند، ایرانی‌ها دنبال کاهش تولید، به خاطر این‌که تحریم‌ها منافع ایران را به خطر انداخته و به نفع ایران نیست که کشورهای دیگر تولید خودشان را افزایش دهند، اما عربستانی‌ها سیاست متفاوتی را در همراهی با آمریکا دنبال می‌کنند.

به نظرتان مواضع دو کشور در مورد برخی بحرانهای منطقه ای هنوز نتوانسته دو کشور را نزدیک کند؟ دو طرف در سوریه تضاد منافع داشتند، در حل حاضر سعودیها راضی به این نیستند که یک ثباتی در سوریه شکل بگیرد و هنوز تعریف آنها از گروه‌های تروریستی با هم فاصله دارد؟

 

این ثبات مفهومش حتما برای عربستان با مفهومش برای ایران ممکن است متفاوت باشد. وقتی که ساختار قدرت و نقصی که طوایف سنی و علوی و مسیحی و کردی در ساختار پیدا می‌کند این را مشاهده می کنیم. مثلا تصور کنید در ساختار سوریه اقلیت علوی‌ متحد ایران است، نقش بیشتری داشته باشد، طبیعی است که رقیب ایران یعنی عربستان، متحدانش جامعه ۷۵ درصدی اهل سنت است و علاقمند هستند که نقش آن‌ها افزایش پیدا کند و با افزایش نقش آن‌ها طبیعتا نقش عربستان هم افزایش پیدا می‌کند، نفوذ عربستان هم بیشتر می‌شود.

 

در مورد لبنان هم وضع بدین منوال است؛ عربستان از جامعه اهل سنت لبنان حمایت می‌کنند، ایران از جامعه تشیع لبنان. در یمن هم همینطور است، یعنی ایران از اقلیت شیعی و گروه حوثی ها حمایت می‌کند، عربستان از قبایل سنی. همانطور که اشاره کردم، تا روشن شدن این‌ موضوعات و عدم ثبات در این بحرانها طبیعی است که تا زمان نا مشخصی یک تفاهمی در سطح بالا بین دو کشور وجود نداشته باشد، در آنجایی که رقابت وجود دارد یا مثلا جنگ‌های نیابتی همچنان ادامه پیدا می‌کند.

به نظرتان حضور ترامپ چقدر در استمرار این وضعیت تاثیرگذار بوده است؟ شاید اگر کسی دیگر جز ترامپ در آمریکا به قدرت می‌رسید، این وضعیت شکل نمی‌گرفت؛ درست است؟

 

بله، معادله رابطه ایران و آمریکا و معادله رابطه آمریکا و عربستان و کشورهای خلیج فارس و همینطور معادله‌ای که بین آمریکا و اسرائیل وجود دارد، این‌ها در سیاست‌های هر کدام از طرفین موثر است. عربستانی‌ها وقتی احساس می‌کنند رابطه ایران و آمریکا، چه با ترامپ و چه بی‌ترامپ یک رابطه مناسبی نیست و در حال وخیم‌ترشدن است، آن‌ها هم احساس می‌کنند که می‌توانند فشار را بر ایران افزایش دهند و امتیاز بیشتری را از ایران بگیرند.

 

برعکس آمریکایی‌ها هم این تصور را احتمالا خواهند داشت که با تخریب رابطه ایران و عربستان برای این‌که دشمنی با ایران را از دستور کار خارج نکنند و در مناسبات دوجانبه امتیاز بیشتری از این مسئله بگیرند، به نفعشان است. اسرائیلی‌ها هم شاید همین تصور را داشته باشند؛ حتی روس‌ها شاید این تصور را داشته باشند که ایران در زمانی که روابط خوبی با آمریکا، اسرائیل و عربستان و کشورهای عربی ندارد، طبیعتا با روسیه می‌تواند روابط نزدیک‌تری داشته باشد و برعکس، اگر روابط ایران با این کشورها متعادل‌تر شود، ‌طبیعتا روابط ایران و روسیه هم از حالت فعلی خارج خواهد شد. اینها همه متغیرهای به هم پیوسته ای است که سلسله وار بر هم تاثیر گذاشته و شرایط را با ابهام پیش خواهد برد.