در این گزارش که به قلم &#۳۹;صالح القزوینی&#۳۹; تحلیلگر مسائل سیاسی نگاشته شده، آمده است: اگر به حقیقت اختلاف آمریکا و ایران نظر افکنیم، متوجه خواهیم شد که این اختلاف ذاتی نیست بلکه عرَضی است. بدین معنا که این دشمنی آن گونه نیست که یکی از کشورها اراضی کشور دیگر را اشغال کرده باشد یا اینکه نیروهای یک کشور وارد سرزمین دیگری شده باشد. 

وی نوشت: ایالات متحده جز کودتای ۲۸ مرداد (سال ۱۳۳۲) که دولت محمد مصدق را برکنار و شاه را به قدرت برگرداند و همچنین جز عملیات طبس، بطور مستقیم در ایران دخالت نکرده، بلکه دخالت های غیرمستقیمی چون حمایت و تامین مالی &#۳۹;صدام حسین&#۳۹; دیکتاتور سابق عراق در جنگ ضد ایران، حمایت و کمک تسلیحاتی به گروه های مخالف ایرانی و همکاری با کشورهای منطقه در توطئه ضد ایران داشته است.

&#۳۹;از این رو قطع روابط ایران و آمریکا به یک دشمنی ذاتی بر نمی گردد و تنها از موضوعات خارجی نشأت می گیرد. تحریم ها و فشارهایی که دولت آمریکا ضد تهران اعمال می کند به خاطر دشمنی ذاتی نبوده و فقط در حمایت از کشورهای دیگر و در صدر آنها رژیم صهیونیستی است.&#۳۹;

این تحلیلگر مسایل سیاسی در گزارش خود افزود: با توجه به سه موضوعی که دولت ترامپ بر ضد ایران (حمایت از تروریسم، گسترش نفوذ در منطقه و سیستم موشکی ایران)عنوان می کنند، در می یابیم که این مشکلات بطور مستقیم میان آمریکا و ایران نیست بلکه میان ایران و برخی کشورها است و منظور واشنگتن از حمایت از تروریسم همان احزاب و گروه های مخالف با رژیم صهیونیستی است، بنابراین ایران حزب مسلحی را در ایالات متحده حمایت نمی کند که مشکل مستقیما میان واشنگتن و تهران باشد بلکه مشکل میان ایران و رژیم صهیونیستی است. 

القزوینی نوشت: گسترش نفوذ ایران به مناطقی چون یمن، سوریه، لبنان، عراق و فلسطین محدود می شود و گستره آن به آمریکا نمی رسد که بر سیاست داخلی آن تأثیرگذار باشد، پس چرا واشنگتن از گسترش نفوذ ایران نگران است؟ همچنین برد موشک های ایران به ایالات متحده نمی رسد که دولت ترامپ در معرض خطر موشک های ایران باشد. حال وقتی که موشک ها، نفوذ و حمایت ایران از گروه های مخالف تهدیدی برای آمریکا بشمار نمی آید، پس چرا واشنگتن بر ضرورت دست کشیدن تهران از این امور اصرار دارد و گاه این اصرارها تا تهدید به جنگ ضد ایران ادامه می یابد؟

وی افزود: تمام این تهدیدها و تحریم فقط می تواند یک تفسیر داشته باشد و آن اینکه دولت آمریکا از کشورهای منطقه می خواهد برخی سیاست ها را اعمال و برخی مبادلات را امضا کنند اما این کشورها فقط در صورت اعمال فشار واشنگتن بر ضد ایران پاسخگوی خواسته های ترامپ هستند.

&#۳۹;&#۳۹;اما ایران در مقابل ترامپ دست بسته نایستاده بلکه با سه موضوع قصد دارد درس هایی را به ترامپ دهد. درباره آنچه ترامپ از آن با عنوان حمایت ایران از تروریسم یاد می کند، ایران تلاش می کند که درگیری ها در اراضی فلسطین باقی بماند به عنوان مثال هر کارشناسی در مسائل فلسطین به خوبی می داند که تظاهرات بازگشت با سالروز اشغال اراضی فلسطین(۳۰ مارس- ۱۰ فروردین) به پایان می رسد اما اعتراض ها تا کنون ادامه داشته است.&#۳۹;&#۳۹;

در گزارش رای الیوم تصریح شده است: از سویی دیگر در زمینه نفود ایران در منطقه نیز ایران درس مهمی از طریق دوستان عراقی خود به ترامپ داد. آمریکا خود را تنها فرمان دهنده در عراق می داند و به هیچ کس حق نمی دهد با ترکیب سیاسی عراق بازی کند. دولت ترامپ بسیار تلاش کرد که ترکیب سیاسی عراق پس از انتخابات پارلمانی اخیر کاملا مطابق با میل خود باشد و برخی کشورها هم بسیار تلاش کردند که هدف آمریکا عملی شود اما آنچه رخ داد آن بود که ائتلاف &#۳۹;فتح&#۳۹; که روابطی محکم با ایران دارد، نقشی کلیدی در به قدرت رسیدن &#۳۹;محمد الحلبوسی&#۳۹; رئیس پارلمان عراق، &#۳۹;برهم صالح&#۳۹; رئیس جمهوری عراق و &#۳۹;عادی عبدالمهدی&#۳۹; نخست وزیر عراق ایفا کرد.

نویسنده رای الیوم درمورد قدرت موشکی ایران نیز افزود: حمله موشک های ایران به &#۳۹;بوکمال&#۳۹; سوریه بیشتر آمریکا را به هراس انداخت تا تروریست ها را؛ زیرا این موشک ها نزدیک به منطقه ای که نیروهای آمریکایی در آن مستقر هستند، اصابت کرد و ایران با این هدف گیری قصد داشت پیامی را به ایالات متحده برساند.

وی نوشت: تا زمانی که حمایت از مقاومت و نفوذ در منطقه و موشک ها خطوط قرمز تهران است و ترامپ درس های عراق، حمله موشکی به بوکمال و ادامه اعتراض های فلسطینیان را درک نکرده، تهران آماده است نشان دهد سیاست های واشنگتن علیه ایران ناکارآمد است.