القدس العربی چاپ لندن نوشت: سیر انتخاب این افراد، چندان از ارزیابی مذکور در بین عراقی ها، که به نفع ایران است، به دور نیست. برهم صالح که در سال ۲۰۱۴ برای رسیدن به منصب ریاست جمهوری رقابت می کرد، نتوانست در آن زمان به این منصب دست یابد؛ چرا که در ان برهه، محاسبات ایران و هم پیمانان عراقی آن، به نحوی بود که باید فواد معصوم بعنوان رئیس جمهور تعیین می شد.

تحلیل این پیروزی ایران، به دلیل رابطه نزدیک و گرم عادل عبدالمهدی با تهران، آسان تر است. اسناد متقنی وجود دارد مبتنی بر همراهی عبدالمهدی با عمار الحکیم، که در زمان جنگ ایران و عراق، اقدام به آموزش نیروهای ایرانی می کرد. علاوه بر این، محمد الحلبوسی نیز نامزد ائتلاف حشد الشعبی محسوب می شود.

ایران و هم پیماناش برای رسیدن به این نتیجه، راه پیچیده ای را در پیش گرفتند که شامل قدرتنمایی هایی می شد؛ برای مثال، تلاش شد تا مقتدی صدر در لبنان دیداری با ایرانی ها داشته باشد، تا در مورد موافقت با نامزدهای رقبای سیاسی اش، نوری مالکی و هادی العامری، قانع شود.

با این اقدامات، ایران ثابت کرد که همه طرفهای سیاسی در عراق، ناچار به جلب موافقت آن و گرفتن رضایتش هستند. اولین صحبتهای الحلبوسی پس از انتخابش، اعلان مخالفت او با محاصره اقتصادی ایران بود و در ادامه، تهران پیام تبریک خود در مورد انتخاب الحلبوسی را اعلام کرد. همانطور که برهم صالح، بعنوان یک لیبرال و نزدیک به غرب، به دنبال آن است که ارکان رابطه خود با حزب جلال طالبانی، هم پیمان ایران را تثبیت کند.

اما تاثیر به اصطلاح قوی آمریکا بر امور عراق، چه شد؟

حوادث اخیر نشان می دهد که صحبت از تاثیر آمریکا در تشکیل سیاستهای عراق، امری مبالغه آمیز است؛ حقیقت آن است که نفوذ سیاسی و امنیتی و اقتصادی ایران در عراق، بسیار بیشتر از تاثیر آمریکاست. واشنگتن به نوعی تسلیم ناتوانی خود در به قدرت رساندن نامزدهای مورد نظرش شده و مسئولان آمریکایی به خوبی این مساله را دریافته اند. در واقع، رقابت منحصر به هم پیمانان افراطی ایران، مالکی و عامری و هم پیمانان معتدل تر آن، حیدر العبادی و مقتدی صدر بود و هیچ نامزدی وجود نداشت که بتواند منافع آمریکا در عراق را تامین کند.