النشره در تحلیلی نوشت، تهدیدهای اخیر اسرائیل طبق معمول از زبان افسر یا وزیری ایراد نشده که به دنبال کسب شهرت موقتی باشد و بخواهد خودش را مانند یکی از قهرمانان جنگ‌هایی نشان دهد که اسرائیلی‌ها برایش با این ویژگی‌هایی سر و دست بشکنند.

تهدیدهای اخیر اسرائیل بر زبان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم آن هم از تریبون سازمان ملل جاری شده و این مساله ساده‌ای نیست که به راحتی بتوان آن را نادیده گرفت، به ویژه اینکه نتانیاهو در این باره همان شیوه‌ای را در پیش گرفت که در ادعای مربوط به تورقوز آباد تهران و وجود انبار اتمی ایران و اسناد و سی‌دی‌های کذایی مربوط به آن مطرح کرد بود و این شیوه تنها یک نفر آن هم دولت کنونی آمریکا را قانع کرد.

اما این بار اوضاع فرق می‌کند، با وجودی که لبنان از لحاظ آمادگی دفاعی و میزان سلاح و تجهیزات نظامی در سطح پایین‌تری از ایران قرار دارد، برای غرب و اکثر کشورهای منطقه یک کشور استراتژیک است. با این حال اگر اسرائیل بخواهد دست به چنین ماجراجویی‌های ممنوعه زده و به لبنان حمله کند، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

در ابتدا باید گفت، وقوع این سناریو کاملا بعید است زیرا موانع نظامی، دیپلماتیک و سیاسی فراوانی از سوی کشورهای خارج از خاورمیانه مشخصا ابرقدرت‌ها وجود دارد اما اگر به هر دلیلی اسرائیل دست به اقدام پیش‌بینی نشده بزند، خودش را در برابر واقعیت‌های زیر خواهد دید:

با حمله اسرائیل به لبنان مانند حملاتش به سوریه با لطف و عطوفت رفتار نخواهد شد، حمله به لبنان زیر پا گذاشتن خطوط قرمزی است که از سال ۲۰۰۶ وضع شده‌اند و نیز نقض تفاهم‌هایی است که با وجود همه شرایط ثابت و استوار باقی مانده‌اند. واکنش به این حمله حتمی خواهد بود و این را اسرائیل به خوبی می‌داند و همین امر باعث شده این رژیم طی این سال‌ها حمله نظامی علیه لبنان انجام ندهد و تنها به هدف قرار دادن اهداف حزب‌الله لبنان در سوریه اکتفا کند. از طرفی هم حزب‌الله این جنگ را فرصتی برای اثبات دوباره توانایی‌های نظامی و رد شایعات درباره عدم آمادگی و کاهش توانایی‌هایش به دلیل ورود در درگیری‌های سوریه خواهد دید، علاوه بر آن فرصتی خواهد بود تا حزب‌الله سلاح و تجهیزات نظامی جدیدی که به دست آورده را آزمایش کرده و معادلات متفاوتی نسبت به گذشته در درگیری‌های هوایی، زمینی و دریایی به نمایش بگذارد.

از آن طرف، روسیه از هرگونه تعدی جدید و تلاش اسرائیل برای نفوذ خرسند نخواهد شد و آماده مشارکت در آزمون دیگری نیست، از طرفی هم پس از سقوط هواپیمای "ایلوشین ۲۰" در سوریه و کشته شدن ۱۵ نظامی روس این بار صرفا به ابراز ناراحتی اکتفا نخواهد کرد بلکه اقدام بزرگتری انجام خواهد داد اما این امر لزوما به معنای مقابله نظامی با اسرائیل نیست و ممکن است توازن قوای خود را که از لحاظ کیفیت سلاح و برتری هوایی در حال حاضر به نفع این رژیم است را بشکند. در صورت بروز جنگ میان این دو طرف مسکو باید تنش‌ها در منطقه را کنترل کرده و به همه بفهماند که حضورش در سوریه صرفا برای روحیه دادن نیست بلکه برای تثبیت نفوذش است که از چند سال پیش برای آن تلاش کرده و در راستای منافع اسرائیل و دیگری از حق خود کوتاه نخواهد آمد.

وضعیت اسرائیل در برابر جامعه بین‌الملل به ویژه کشورهای اروپایی هم آسان نخواهد بود، اروپایی‌ها که طی سال‌های گذشته از لبنان در مقابل هرگونه مشکلات امنیتی و نظامی و مبارزه با تروریسم حمایت کرده‌اند، حمله اسرائیل به این کشور را محکوم خواهند کرد و به این ترتیب حتی اگر این رژیم با وجود وتوی آمریکا در شورای امنیت محکوم نشود، ممکن است با فشار دیپلماسی و شاید اقتصادی روبرو شود.

همچنین اسرائیل مسؤول مشکلات و دشواری‌هایی که اروپایی‌ها از زمان آغاز بحران سوریه تلاش کردند از آنها اجتناب کنند و نیز هرگونه خللی که ممکن است در وضعیت آوارگان سوری رخ دهد خواهد بود؛ آوارگانی که به کشورهای نزدیک لبنان یعنی اروپا خواهند گریخت و طبیعتا این اوضاع، اوضاعی مناسب نخواهد بود.

همه این عوامل نمونه‌ای از مصائبی هستند که اسرائیل در صورت حمله به لبنان همانگونه که تهدید کرده، با آنها مواجه خواهد شد اما آیا اسرائیل قادر به تحمل پیامدهای این اقدام خواهد بود؟