نمونه‌های آن در معطل کردن دوساله کشور در مورد حضور یک عضو زرتشتی در شورای شهر یزد، مشکلاتی که با صوفیه ایجاد شد و خشونت‌های تلخی که در پی داشت یا در حادثه تروریستی ناجوانمردانه اهواز، که به جای داعش و تجزیه طلبان، قومیت عرب که جزو جدا نشدنی ایران هستند مورد اتهام قرار می‌گیرند یا مشکلاتی که برای سنی‌ها در گوشه و کنار پیش می‌آورند خودنمایی می‌کند.

همه اینها حتی اگر از سوی کسانی که خود را دلسوزان ایران و انقلاب می‌دانند، سر بزند، در حقیقت آسیب زدن به امنیت ملی ایران یکپارچه است. رد‌پای نفوذی که رهبر انقلاب به آن اشاره می‌کنند در این جاهاست.

نمونه دیگر آن: در خبرها بود که قرار است سمیناری در قم از سوی دفتر تبلیغات به نام تصوف، شاخصه‌ها و نقدها در شرایط فعلی سیاسی و اقتصادی کشور برگزار شود.ممکن است برگزار‌کنندگان روی بحث‌های نظری و فکری بخواهند متمرکز باشند. اما نمی‌توان ظرف زمانی و اتفاقات تلخ اخیر در مورد صوفی‌ها را نادیده گرفت. و گامی دیگر علیه صوفیان محسوب می‌شود.

قطعا این سمینار در شرایط سخت اقتصادی و مشکلات بزرگ بین‌المللی که بر ایران تحمیل شده است، نمی‌تواند از نظر افکار عمومی یک سمینار علمی و فنی تلقی شود. و آتش فتنه را شعله ور‌تر می‌کند.

ایران کشوری است که همواره مهد زیستن ادیان و فرقه‌های مختلف مذهبی بوده است. مردم ادیان و فرقه‌های گوناگون هم به راحتی و بدون مشکل در طول تاریخ در کنار یکدیگر زندگی می‌کرده‌اند.وجود این افراد و فرقه‌ها و مذاهب و نحله‌ها در کنار هم قدرت بزرگی بوده است. کمتر هم سابقه داشته که کسی از فرقه و دینی به دین دیگری بنا به دلایل ایدئولوژیک مهاجرت کند.

همیشه و به‌خصوص بعد از انقلاب اسلامی که دشمنی‌های جهانی اوج گرفت، یکی از نقاطی که دشمنان مختلف انقلاب اسلامی همواره دوست داشتند روی موج آن سوار شوند، دمیدن در بوق اختلاف و درگیری بین مردم ایران از راه اختلافات مذهبی و دینی بوده است.در موارد زیادی هم موفق شده‌اند و هر چند یک‌بار شاهد درگیری‌های پراکنده قومی، مذهبی، عقیدتی بوده‌ایم.هر کاری که به نزاع ورویارویی مردم ایران منجر شود خدمت به کسانی است که در آن سوی مزرها برای تجزیه ایران و نا امن کردن آن تلاش می‌کنند.برای ایران، برای اسلام، برای مردم، اینقدر پاس گل به دشمنان ایران ندهیم.