جنگ برجامی ایران و امریکا خیلی زود تبدیل به جنگ نفتی شد. ترامپ استراتژی صفر کردن فروش نفت ایران را بدون رودربایستی و به صراحت اعلام کرد و نشان داد که با نفت سعی دارد ایران را در فشار فرار دهد.

ترامپ پس از خارج کردن کشورش از برجام، دستور برگشت تحریمهایی را امضا کرد که با شکل گیری توافق هسته ای بین ایران و شش کشور امضا کننده برجام، تعلیق شده بود. این تحریمها شامل تحریمهای غیرنفتی بودند که پس از سه ماه اعمال شدند و تحریمهای نفتی و بانکی نیز در نیمه آبان ماه اعمال خواهد شد.

این وضعیت دو کشور ایران و امریکا را وارد یک رودرویی نفتی کرده است که از همان زمان خروج امریکا از برجام شروع شده است. امریکا با یک مدل اغراق آمیز اعلام کرد به دنبال به صفررساندن فروش نفت ایران است و با سفر مقامات آن به کشورهای مشتری ایران در صدد قانع کردن آنها برای قطع خرید نفت ایران بودند. اما در این سو هم ایران دست روی دست نگذاشت و دیپلماسی نفتی زنگنه وزیر نفت، فعال تر از گذشته به دنبال گسترش روابط با مشتریهای قبلی و یافتن مشتری های جدید فعال شد.

اما در حال حاضر وضعیت بازار نفت ایران و همین طور بازار جهانی، به تقابل نفتی ایران وامریکا بسنده نمی شود.

 در تمامی رسانه‌ها، ۳ کشور به عنوان کشورهای تأثیرگذار روی بازار نفت نام برده شده‌اند. اول ایران که در صورت اجرایی شدن تحریم نفتی و ممانعت از عرضه نفت این کشور به بازار ، احتمال مواجهه بازار با کمبود عرضه  نفت بسیار زیاد است و همین مساله می تواند فشار زیادی روی قیمت ایجاد کند. البته سازمان اوپک با افزایش میزان تولید نفت خود در ماه اوت سال جاری تلاش کرد تا نشان دهد توان تامین نیاز بازار بدون حضور ایران را دارد ولی تحلیل گران بازار انرژی بر این باورند که اوپک نمی تواند برای دوره طولانی این سیاست را اجرا کند، به همین دلیل حذف نفت ایران از بازار بدون شک زمینه ساز افزایش قیمت نفت می شود. دوم کشور چین که دومین اقتصاد دنیا است و سیاستهای اجرا شده در این کشور بازار را متحول خواهد کرد و در نهایت امریکا که با اغاز کردن جنگ تجاری با کشور چین هم اقتصاد دنیا را در معرض خطر قرار داده است وهم روی بازار انرژی تاثیر منفی دارد.

از این رو چالش نفتی وزیر نفت ایران، میتواند نسبت به سالهای قبل از برجام که سیستم فلج کننده ای برای آن رقم خورد راحت تر باشد. اول اینکه تحریمهای سازمان ملل و همچنین تحریمهای اتحادیه اروپا نه تنها وجود ندارد بلکه هم اتحادیه اروپا و هم سازمان ملل از ایران حمایت می کنند و تلاش میکنند صدمه ای به برنامه های اقتصادی ایران وارد نشود. از این رو انتظار می رود اروپا سهم جدیدی برای خرید بیشتر نفت ایران اختصاص دهد.

همچنین مشتریهای عمده ایران یعنی چین، هند، کره جنوبی وژاپن یا به تحریمهای امریکا توجهی نمی کنند یا تلاش میکنند معافیتهایی از امریکا بگیرند که خبرهای امیدوار کننده ای از این موضوع به گوش می رسد. 

از سویی موضوع برگشت پول نفت که یکی از دغدغه های مرد اول نفت ایران را شکل می دهد، می تواند در مسیری غیر قابل تخریب پیش برود. یک مسیر این است که کشورهای مشتری نفت ایران، از سویی کشور شریک تجاری ایران محسوب می شوند و ایران عمده نیازهای خود را از آنها وارد می کند که از این مسیر نیازی به انتقال پول نیست. همچنین اروپایی ها در قالب بسته پیشنهادی خود به فکر تاسیس یک بانک اروپایی- ایرانی هستند که این مبادلات را می توانند از طریق آن انجام دهند.

مجموعه این شرایط باعث میشود وزارت نفت و سیستم بانکی ایران نیازی به دور زدن تحریم و ایجاد مسیرهای نگران کننده برای فروش نفت و برگشت پول آن نباشند. از سویی کارنامه وزیر نفت در ۵ سال گذشته نشان داده است آقای زنگنه تمایل بسیاری به ایجاد شفافیت در سیاستها و برنامه های کاری این وزارتخانه دارد و مخالف اصلی شکل دادن به وضعیتی است که جز رانت، فساد و متضرر شدن کشور سودی برای آن ندارد. 

هر چند نیمه آبان ماه زمان اعمال تحریمهای نفتی و بانکی از سوی امریکا اعلام شده است اما باید یادآور شد که این تاریخ فقط زمانی صوری و غیرواقعی است. یعنی آنچه باید اتفاق می افتاد، رخ داده است و فشار اصلی بر روی بازار ایران که می توانست به کاهش تولید و فروش نفت ایران منجر شود اتفاق افتاده است. از این رو می توان گفت آنچه امریکا تلاش داشت انجام دهد با شکست مواجه شده است و ایران می تواند با تعامل بیشتر با بازیگران مختلف این حوزه و همچنین در نظر گرفتن بازار جهانی حوزه نفت، به ادامه روند عادی خود در فروش نفت امیدوار باشد.