در این بلبشویی که بر پا شده

خوراک گروهی مهیا شده

همه محتکرها به سعی و تلاش

به دنبال یک لقمه بهر معاش!!

به هر چیز که دستشان می رسد

در این وضع و اوضاع و احوال بد

چپانند یکسر در انبارها

بدون توجه به اخطارها

یکی سکه را می برد با تغار

که سلطان سکه شده در شعار

یکی نفت را می خورد یک تنه

شده مرد نفتی در این معرکه!

یکی هم اگر چه به حج می رود

ولی با برنجش چه کج می رود!

ولی قسمت جالب ماجرا

که شوکه نموده به نوعی مرا

همین که گروهی حریص و پلید

به طرزی وقیحانه آن هم شدید

که انگار جنگ است و پاتک زدند

به یک گوشه انبار پوشک زدند

و جالبتر اینکه نماینده ای

شده بهر آنها گشاینده ای!

شده جنس ما جور و بی نقص و عیب

رسانید این یک خودش را ز غیب

پس از چهره هایی که رو گشته بود

کنون چهره تازه ای رخ نمود

ببینید سلطان پوشک رسید

که سلطان به این شکل و قامت که دید؟!

به اعصار پیشین و عصر جدید

خدا خود چنین محتکر نافرید!!