معاون پیشین وزیر امور خارجه آمریکا و سرپرست هیات این کشور در مذاکرات هسته ‌ای ایران و ۱+۵ در مقاله ای که به شورای روابط خارجی آمریکا ارائه داد، به نکات مهمی درباره برجام و سیاست خارجی کنونی آمریکا اشاره کرد؛ مقاله ای که با دو پرسش کلیدی «چگونه به قرارداد هسته ای ایران دست یافتیم؟» و «چرا جای خالی آن احساس می شود؟» آغاز می شود.

شرمن در این مقاله نوشت: من همیشه فکر می کردم که بزرگترین چالش پیش روی توافق هسته ای نقض های صورت گرفته از سوی ایران خواهد بود و نه نقشه های شوم سیاسی رئیس جمهور آمریکا. اما تصور من اشتباه بود و در ماه مه سال جاری دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از برجام خارج و تحریم هایی را که به واسطه برجام برداشته شده بود، بار دیگر علیه ایران بکار گرفت؛ حرکتی که به عنوان یکی از بدترین اشتباهات سیاست خارجی واشنگتن در تاریخ آمریکا ثبت خواهد شد. برجام کامل نبود؛ هیچ توافقی تاکنون کامل نبوده است، اما این قرارداد بهترین تضمین ممکن برای عدم دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای بود.

تصمیم ترامپ باور جهانی نسبت به پایبندی آمریکا به دیپلماسی چندجانبه را تضعیف کرده است. اهمیتی ندارد که ترامپ چقدر برجام را مورد تمسخر قرار داده، این توافق نمونه ای است از ترکیب تحریم و انزوا با گفت وگو بین کشورهایی که روابط آنها را مناقشه و عدم اعتماد شکل داده است. برخلاف ادعای ترامپ که برجام را «بدترین توافق» می داند، قرارداد هسته ای ایران می تواند به عنوان الگویی در مذاکرات دولت او با کره شمالی باشد. ترامپ در این مورد بیشتر از تهدید، هیاهو و اظهارات کنایه آمیز استفاده می کند. اما همان طور که او و تیمش خواهند آموخت، گفت وگوی مستقیم با دشمنان دشوار است. این کار مستلزم شهامت، پایداری و درک واقع گرایانه از قدرت خویش است.

تحریم ها شاید به اقتصاد ایران آسیب زده باشد اما در پیشگیری از بلندپروازی های هسته ای این کشور تاثیر چندانی نداشته است. جنگ طلبان در واشنگتن (و اسرائیل و عربستان سعودی) مدت های مدیدی است که حمله نظامی به مراکز هسته ای ایران را مورد تاکید قرار داده اند. اما همان گونه که تحریم ها نتوانست به تنهایی ایران را مجبور به تغییر روش کند، حمله نظامی نیز نمی تواند ایران را وادار کند که ساخت بمب اتمی را فراموش سازد؛ حمله نظامی در بهترین حالت نتیجه معکوس خواهد داشت اما نمی تواند پروژه هسته ای این کشور را پایان دهد.

سیاست های ترامپ اغلب هیچ منطقی را دنبال نمی کند درست برعکس اوباما و او در این روش به شرایط موجود یا تبعات سیاست های خود توجهی نمی کند. به همین دلیل خروج آمریکا از برجام یک عمل انجام شده محسوب می شد. بقای کوتاه مدت برجام در دوران ریاست جمهوری ترامپ مدیون برخی مشاوران پیشین وی بود، کسانی که ارزش این توافق را درک کرده بودند. اما آنها در هرج و مرج دولت ترامپ دوام چندانی نیافتند.

با توجه به حضور جان بولتون خشونت طلب به عنوان مشاور امنیت ملی ترامپ و پیشران سیاست های ایران و رئیس جمهوری که ظاهرا می خواهد خود را با اسرائیل و عربستان سعودی هماهنگ کند، به نظر می رسد که دولت آمریکا تهدید تغییر خشونت آمیز رژیم ایران را جایگزین برجام کرده است- تصمیمی عجیب برای کاخ سفیدی که می خواهد تعهدات آمریکا در افغانستان و سوریه را کاهش داده و حتی شاید نیروهای آمریکایی را از شبه جزیره کره خارج کند.

ترامپ ایران را به مساله ای لاینحل برای دولت های آتی تبدیل کرده است. رفتار او باعث شده که متحدان آمریکا برای اعتماد به واشنگتن در توافقات آتی یا در نظر گرفتن منافع ایالات متحده دلیلی نداشته باشند. او توافق هسته ای کارآمد و عملیاتی را نقض کرد که برای بازرسی هسته ای، استاندارد نوینی را ارائه کرده بود. ترامپ شکافی را در یک شبکه کارآمد تحریم ها و اجماع بین المللی ایجاد کرد که توافق ایران – و توافقات آتی مشابه- را امکان پذیر کرده بود.

برجام نماد هنر دیپلماسی چندجانبه حرفه ای است. اکنون که ترامپ به دشواری در حال یافتن راهی برای رسیدن به توافق با کره شمالی است، توافقات هسته ای موثق مورد حمایت متحدان و دشمنان آمریکا به سختی کارایی خواهند داشت. با هر تهدیدی که ترامپ در توئیتر منتشر می کند و هر فهرستی از وعده های توخالی که دولت او ارائه می دهد، ارزش برجام بیش از پیش نمایان می شود.