محمد امنون در الجزیره نوشت: تمام این اقدامات، به عنوان شمشیر تیزی در برابر غرب، صهیونیستها و آمریکاست، به همین دلیل، تمام طرفهای مذکور برای اسیب زدن به قدرت اردوغان، با یکدیگر متحد شده اند.

 

در زمان سلطان عبدالحمید دوم، دولتهای غربی و صهیونیستها علاوه بر اینکه بر استراتژی هدف قرار دادن خلافت، بعنوان یک سلاح قدرتمند در تفکر اسلامی متکی بودند، این طرفها، حامل این شمشیر، یعنی شخص سلطان عبدالحمید را نیز هدف گرفته بوده و او را متهم به استبداد می کردند. همین مساله امروز در مورد اردوغان در حال وقوع است و غرب، صهیونیستها و امریکایی ها، ترکیه را بعنوان حامل شمشیر موفقیت اسلام سیاسی، هدف قرار داده اند، اما رئیس جمهور ترکیه تا کنون تسلیم توطئه های مختلف نشده است.

 

مهمترین نکته ای که باید در نظر داشته باشیم، ائتلافی است که از زمان بهار دموکراسی، بین امریکا، برخی از دولتهای خلیج فارس و اسرائیل، حاصل شده است و هر یک، به طرف دیگر خدمت می کند، به نحوی که می توان گفت سران عرب، صهیونیست شده و صهیونیستها، به عربیت گرایش یافته اند. این طرفها معتقدند که تضعیف ترکیه و ایران به معنای پایان یافتن بهار دموکراسی، انتهای جنبش اخوان المسلمین و تمام جریانهای اسلام سیاسی است و در ادامه، نگرانی آنها در مورد از دست دادن تاج و تختی که بر پایه استبداد و تجاوز بنا نموده اند، برطرف می شود.

 

در این میان، صهیونیستها فرصت مناسبی یافته اند تا موافقت ضمنی حکام خلیج فارس در مورد مساله فلسطین و اجرای معامله قرن را مطرح کنند، تا به این وسیله، ایران، ترکیه، قطر و اردن را به لحاظ سیاسی و اقتصادی تضعیف نموده و سپس فلسطینی ها را در خارج از اراضی فلسطین، سکنی دهند.

 

آیا اردوغان در این مرحله حساس می تواند از توطئه ائتلاف آمریکایی، کشورهای خلیج فارس، صهیونیستی و غربی رهایی یابد؟ یا سرنوشت او نیز به مانند سلطان عبدالحمید دوم رقم خواهد خورد؟