اردشیر پشنگ ،در یادداشتی با عنوان ادلب؛ «سرآغاز جدایی در یک همپیمانی غیراستراتژیک؟ »با طرح این پرسش که آیا اختلاف نظر رهبران سه کشور ایران، ترکیه و سوریه بر سرعملیات ادلب، آغازگر افزایش اختلافات این سه کشور و کاهش همکاری هایشان در قبال بحران سوریه خواهد بود؟ نوشت :روز جمعه تهران میزبان دور دیگری از مذاکرات رهبران سه کشور ایران، روسیه و ترکیه بود سه کشوری که از سال ۲۰۱۶ وارد یک همکاری موثر در قبال بحران سوریه شده اند همکاری که تاثیر بسزایی در تحولات بحران سوریه بخصوص در شمال این کشور طی ۲ سال گذاشته است اما با این حال و با توجه به اهداف و مواضع متفاوتی که هریک از آنها در چشم اندازشان از پایان بحران سوریه دنبال می کنند، این سه کشور را می بایست همپیمانان غیراستراتژیست نام نهاد.

 اجلاس تهران در زمانی برگزار شد که مهمترین موضوع پیش روی این سه کشور به مساله بازپس گیری ادلب از نیروهای مسلح مخالف بشار اسد است. ادلب که استانی استراتژیک در شمال غرب سوریه به شمار می رود در حال حاضر دست کم ۴ میلیون نفر از جمعیت سوریه را در دل خود جای داده است اما با این حال وضعیت کنترل بر این استان دارای تنوع و تضاد است به نحویکه ۶۰ درصد این استان در اختیار گروه جبهه النصره است و مابقی این استان عمدتاً در دست نیروها و گروه‌های شبه نظامی وابسته به ترکیه است. همچنین باید گفت طی چند ماه گذشته و در چارچوب قطعنامه شورای امنیت برای استقرار گروههای ناظر بر روی آتش بس، ارتش ترکیه دارای ۱۲ پست مستقر در این استان است.

ترکیه، روسیه و ایران که طی دو سال اخیر همکاری های موثری در بحران سوریه داشته اند و روسای جمهور سه کشور و دیپلمات های ارشد آنان بارها در آستانه، آنکارا، سوچی و تهران دیدار داشته اند طی روزهای اخیر افزایش فشارها و تحریم های اقتصادی آمریکا علیه سه کشور باعث افزایش همگرایی بیشتر این سه کشور شده، اما با این حال هریک از این کشورها با توجه به اهداف و نگاه خود دیدگاهی متفاوت در قبال بحران سوریه و بخصوص موضوع ادلب در نشست تهران داشتند.

روسیه بدنبال مشت آهنین

روسیه با تاکید زیاد ،خواهان انجام عملیات مستقیم و گسترده نظامی برای دستیابی به کنترل ادلب توسط نیروهای ارتش سوریه است در این بین البته نباید فراموش نکنیم ادلب علاوه بر اینکه آخرین پایگاه مهمی است که در دست مخالفین مسلح باقیمانده است، استان مجاور لاذقیه است جایی که پایگاه مهم روسیه در آنجاست. در همین راستا وقتی که اردوغان رئیس جمهوری ترکیه، در نشست تهران خواهان دستیابی به توافق سیاسی در ادلب از طریق مذاکره و میانجیگری بود، تاکید کرد که در این نشست، تروریست ها نماینده ای ندارند.

ترکیه بدنبال فرمول حلب دوم!

اما ترکیه خواهان توافق سیاسی و نه انجام عملیات نظامی در ادلب است، به عبارتی دیگر ترکیه می خواهد یکبار دیگر مدل حلب را این بار در ادلب پیاده کند، و در قبال گرفتن امتیازاتی، این استان را میان نیروهای وفادار به خود با نیروهای ارتش سوریه تقسیم کند. در حال حاضر 40 درصد خاک ادلب در اختیار گروههایی است، که مورد حمایت رسمی و غیررسمی ترکیه است، و ترکها می کوشند با افزایش فشارها بر جبهه النصره، نهایتاً این گروه را راضی به نوعی تسلیم و گسیل نیروهایش به زیرپرجم گروههای نزدیک به ترکیه است؛ اما ترکیه تا این لحظه نتوانسته هم روسیه را برای پرهیز از حمله راضی کند و نه جبهه النصره را راضی به انجام فرمول مورد نظرش کند.

همچنین طی روزهای اخیر ترکیه کوشیده است با تشکیل «الجبهه الوطنیه للتحریر» (جبهه آزادی‌بخش ملی) به رهبری «فضل الله الحجی» زمینه ساز کوتاه آمدن جبهه النصره را فراهم سازند اما هنوز در این حوزه به موفقیتی دست نیافته اند و از سویی پیشنهاد اردوغان برای گنجاندن اصطلاح «آتش بس» بجای حمله به ادلب از سوی روحانی و پوتین ردشد.

موضوع محل نگرانی دیگر ترکیه افزایش سیل آوارگان سوری از ادلب به سوی مرزهای ترکیه است. ترکیه اینک میزبان سه و نیم میلیون پناهجوی سوری است و اقتصاد این کشور هم در اثر از دست دادن بیش از پیش ارزش لیر، تحت فشار است و توانایی پذیرش پناهجویان بیشتری را ندارد.

ایران هماهنگ تر با روسیه؛ دورتر از ترکیه!

اما جمهوری اسلامی ایران از زمان ایجاد این همپیمانی سه جانبه سعی کرده است دیدگاهی میانه را در بین دو کشور دیگر ایفا کند، شاید مصاحبه محمدجواد ظریف ،وزیر خارجه، پیش از شروع کنفرانس که در آن از لزوم دستیابی به توافقی سیاسی درقبال ادلب صحبت به میان آورد که تا حدی نزدیک به دیدگاه ترکیه است را بتوان در همین راستا ارزیابی کرد، اما حسن روحانی ،رئیس جمهور، در حین کنفرانس خواهان ادامه عملیات نظامی علیه گروههای تروریست در ادلب و دیگر نقاط سوریه شد. به تعبیری دیگر باید گفت ایران در سیاست اعلامی خود در تهران سعی کرد در نقطه وسط بایستد اما طبیعتاً در راستای نگاه و تفسیر استراتژیکش از آینده سوریه، از نظر سیاست اعمالی خواهان انجام عملیات نظامی در ادلب و کنترل این منطقه توسط ارتش سوریه است.

چشم انداز پیش رو

به نظر می رسد استراتژیهای کلان و متفاوت هر سه کشور با پیش رفتن بحران سوریه و مشخص تر شدن اوضاع میدانی آن بیش از پیش بر همکاری های سه جانبه نسبتاً موفق آنها طی دو سال اخیر اثر گذار باشد.در این بین روسیه بدنبال آن است که تمامی نیروهای خارجی از سوریه خارج شوند و خود تبدیل به یگانه نیروی حاضر در این کشور تبدیل شود که دارای پایگاه نظامی مشخص در کرانه مدیترانه است. روسیه به تعبیری خواهان احیای حضور و نفوذ خاورمیانه ای خود در سوریه است اما با این حال به سان سنت سیاست خارجی اش، امکان دادن امتیازات و به عبارتی دیگر انجام معامله بر سر مسائل مهم و بزرگتر را در سوریه برای خود محفوظ نگه داشته است. روسیه همچنین در خصوص آینده سوریه، تاکیدی بر تداوم حضور بشار اسد در راس نظام این کشور ندارد، همچنین در پیش نویس تهیه قانون اساسی که پیش تر در مسکو بدنبال آن بود، خواهان استقرار یک نظام فدرالیستی و نامتمرکز در سوریه شده بود، طرحی که طی یکسال اخیر چندان در خصوص آن موضع گیری نکرده است.

 

جمهوری اسلامی ایران اما خواهان تداوم رهبری بشار اسد در سوریه، و برگزاری انتخابات توسط دولت حاکم و استقرار نظم و ثبات در این کشور است. ایران مخالف تجزیه و یا طرح های دولت نامتمرکز که مورد حمایت آمریکا، اروپا و تا حدی روسیه است، می باشد. چرا که ایران سوریه را از یکسو یکی از حلقه های اصلی جبهه مقاومت می داند و از سوی دیگر طرحهای فدرالیستی را زمینه ساز تجزیه و تغییر مرزهای سیاسی در خاورمیانه می داند. ایران همچنین بدنبال آن است تا در بازسازی سوریه نقش فعالی داشته باشد، و نیروهای مستشاری اش تا اطلاع ثانوی که دولت سوریه می خواهد در این کشور باقی بمانند.

ترکیه اما از یکسو استراتژی کلانش برکناری بشار اسد از قدرت در سوریه و جایگزینی یک گروه اسلامگرای میانه رو که از نظر ایدئولوژیک نزدیک به حزب عدالت و توسعه در ترکیه است، می باشد استراتژیی که طی هفت سال گذشته ناموفق بوده است. مساله دیگر مهم ترکیه عدم قدرت گیری بیش از پیش کُردها در طول بیش از 840 کیلومتر مرز مشترکش با سوریه است. چرا که کُردهای سوریه را وابسته و متاثر از حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) دانسته و لذا مخالف هرگونه تجارب مشابه عراق دهه 1990 است و در همین راستا بود که با همکاری با روسیه و ایران در حلب، در عوض آن مجوز حمله به کانتون عفرین در شمال غرب سوریه را بدست آورد.

مجموع این این تضادهای اهداف برای آینده سوریه که همپیمانی تهران، مسکو و آنکارا با یکدیگر دارند، باعث می شود که احتمال افزایش اختلافات آنها در نشست آتی که در مسکو برگزار خواهد شد، بیشتر شود، شاید در این میان و بطور موقت و کوتاه مدت، این فشارهای اقتصادی آمریکا بر هرسه کشور است که باعث می شود آنان تا حدی انعطاف بیشتری در دیپلماسی مشترک خود با یکدیگر بخرج دهند.