«حمایت برخی از رسانه‌ها از کارلوس کی‌روش به دلیل ترس از جانشین اوست؟ می‌توان در این باره گفت پاسخ این سوال هست و نیست! اگر کی‌روش از تیم‌ ملی ایران جدا شود، بدون شک جانشین او با توجه به شرایط اقتصادی، مربی ارزان‌تری است. در حال حاضر بازیکنان ارزان‌تر حاضر در لیگ می‌تواند گواه آن باشد که مربیان گران‌قیمت را نمی‌توانیم استخدام کنیم. تصور کنید اگر یک مربی دو میلیون دلار دستمزد بخواهد، با توجه به قیمت ۱۵ هزارتومانی هر دلار، حدود ۳۰میلیارد تومان هزینه روی دست فدراسیون خواهد گذاشت و این موضوع نگرانی‌هایی را ایجاد می‌کند. حتی ضرب‌المثل‌ها و ناخودآگاه‌های ما نیز نشان می‌دهد هیچ‌گاه یکی نرفته که بهتر از او بیاید. من معتقدم حمایت از کارلوس کی‌روش به جانشین او ربطی ندارد و برای این حرفم، دلایلی دارم. در حال حاضر جامعه فوتبال ایران به چند قطب تبدیل شده است؛ آنها که کی‌روش را دوست دارند و به طور طبیعی به جانشین او فکر نمی‌کنند. آنها سابقه او را دیده‌اند و نوع رفتار او را می‌پسندند. این افراد می‌گویند کی‌روش تضمین موفقیت است و دسته دوم افرادی هستند که او را دوست ندارند و موضوع آنها این است که شخص کی‌روش را دوست ندارند یعنی از نظر شخصیتی با او مشکل دارند و بنابراین به جانشین او فکر نمی‌کنند. مساله جانشینی برای دسته سومی جذاب است که حالت بینابینی دارند و نه عاشق او هستند و نه از او متنفر هستند. سعی می‌کنند ارزیابی درست‌تری داشته باشند و این دسته از افراد هستند که تمام‌ کارهای کی‌روش را درست و همه کارهای او را اشتباه نمی‌دانند.

انتقادات جدیدی که از کی‌روش و فردوسی‌پور می‌شود به دلیل گفت‌وگویی است که این هفته در برنامه محبوب شبکه سه انجام شد. درباره برنامه ۹۰ باید بگویم که مهم‌تر از همه اتفاقات پیش آمده و انتقادات، لحن کی‌روش در برنامه مذکور برای من جذاب بود. او از کشور ایران، جلال حسینی، هادی عقیلی، علی علیپور، پرسپولیس و استقلال تعریف کرد و حتی درباره سردار آزمون حرفی زد که زیرکانه بود و در واقع اشاره به تمامیت ارضی ایران داشت. کی‌روش وقتی داشت درباره مشکلات مالی صحبت می‌کرد، لحن متفاوت‌تری نسبت به لحن او پیش از جام‌ جهانی بود. ما پس از مدت‌ها کارلوس کی‌روش مهربان را دیدیم، من حس می‌کنم او به دنبال شرایط بهتری بود. برخی معتقدند علاقه قلبی مجری برنامه ۹۰ باعث شده او در مصاحبه با سرمربی تیم‌ ملی، وارد چالش نشود.

پیش از پرداختن به این بحث یک سوال می‌پرسم؛ چه ایرادی دارد که فردوسی‌پور، کی‌روش را دوست داشته باشد؟ مگر ممکن است درباره اتفاقی مطلبی بنویسیم و موضعی نسبت به آن نداشته باشیم؟ بنابراین من تصور می‌کنم این که فردوسی‌پور، کی‌روش را دوست دارد و در راستای محبوب‌شدن او عمل می‌کند در ذات، اتفاق بدی نیست. مهم است که ما در طرفداری نیز منصف باشیم، یعنی اگر یک طرف را به طرف دیگر ارجح می‌دانیم، ارزیابی منصفانه‌ای درباره او داشته باشیم. تصور کنید شما می‌خواهید با شخصی که در آستانه انفجار است گفت‌وگویی را انجام دهید و قرار است هر چه سوال سخت وجود دارد از او بپرسید. سوالاتی که اگر در کنفرانس‌های مطبوعاتی از او بپرسیم ممکن است به دعوا منجر شود. آیا بهتر نیست که با ادبیاتی مدیریت شده این مصاحبه را به انتها برسانیم؟ من می‌گویم در پایان مصاحبه فردوسی‌پور با کی‌روش،‌ سوالی بود که‌ پرسیده نشد؟ معتقدم عادل (فردوسی‌پور) در آن برنامه مهربان بود، کی‌روش نیز با مهربانی به سوالات جواب می‌داد و قرار نبود مصاحبه چالشی باشد و دعوا ایجاد شود.

اما چرا سوالات و مصاحبه چالشی‌تر نبود؟ این همان موضوعی است که همواره مطرح است. فردوسی‌پور مصاحبه‌کننده شاهکاری نیست و حتی از جواب‌های شخص مقابل نیز سوال نمی‌سازد. در ۹۰ درصد مواقع وقتی شخص مصاحبه‌شونده در حال پاسخگویی است، حواس عادل جای دیگری است. آیا مصاحبه می‌توانست بهتر باشد؟ بله، به مراتب می‌توانست بهتر باشد. آیا مصاحبه می‌توانست به دعوا منجر شود؟ بله، یکی از روش‌های روزنامه‌نگاری ایجاد همین چالش‌هاست. فردوسی‌پور نمی‌خواست با کی‌روش دعوا کند و به نظر من می‌توانیم به یک برنامه‌ساز اجازه بدهیم برنامه خودش را بسازد. من ایرادی در برنامه ۹۰ ندیدم و این که کی‌روش پاسخ تمام سوالات را داد، اتفاق مثبتی بود.

در پایان لازم می‌دانم بگویم قرار نیست همواره مرزی بسازیم که یک طرف آن کی‌روش و یک طرف برانکو باشد. می‌توانیم به این فکر کنیم که هر دو مربی برای منافع و امکانات خود می‌جنگند و در نهایت فوتبال ایران رشد می‌کند. حضور شفر، برانکو و کی‌روش که با هزینه‌های سنگین در فوتبال ایران حضور دارند باید با نگاه بهینه بررسی شود. ما باید به فکر فوتبال‌مان باشیم، این سه نفر مجموعه‌ای هستند که در فوتبال ایران کار می‌کنند و کسی که متولی اداره فوتبال است باید پررنگ‌تر باشد و در نهایت تنش بین طرفداران‌شان کمتر شود. بسیاری از مواردی که ما در رسانه‌ها می‌خوانیم می‌تواند پشت در‌های بسته حل شود و به رسانه‌ها نکشد.»