نیویورک تایمز نام این مقام ارشد دولت امریکا را ذکر نکرده و آن را اقدامی «نادر» خواند. 

این روزنامه آمریکایی نوشت: ما این کار را به درخواست نویسنده این یادداشت که یک مقام ارشد دولت ترامپ است، انجام می دهیم. هویت این مقام بر ما معلوم است و اگر نامش فاش شود، موقعیت شغلی اش در مخاطره قرار می گیرد. ما معتقدیم که انتشار این یادداشت بدون نام، تصویر مهمی به مخاطبان ارائه می دهد. 

ترامپ در واکنش به این یادداشت، نیویورک تایمز را ورشکسته نامید و افزود: «اگر من اینجا نبودم، احتمالا نیویورک تایمز وجود نداشت». 

وی در توئیتی نوشت: اگر این فرد پردل و باشهامت وجود خارجی دارد، نیویورک تایمز به خاطر امنیت ملی باید او را فورا به دولت معرفی کند».

این یادداشت در زیر می آید: 

دوره ریاست جمهوری ترامپ با آزمونی روبروست که با سایر آزمون های پیش روی روسای دوران مدرن آمریکا متفاوت است. این آزمون فقط در مورد تحقیقات بازپرس ویژه (پرونده دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا) یا تفرقه تلخ میان آمریکایی ها بر سر رهبری ترامپ نیست. این مساله حتی صرفا در مورد احتمال شکست حزب وی (جمهوریخواه) در انتخابات میان دوره ای و واگذاری اکثریت مجلس نمایندگان به حزبی (دموکرات) که کمر همت به سرنگونی او بسته است، نیست. 

مساله ای که او متوجه ان نیست، این است که بسیاری از مقام های ارشد دولت او سخت می کوشند تا از درون دولت بخش هایی از برنامه و بدترین خواسته های وی را ناکام کنند. 

من از این خبر دارم و بخشی از این گروه هستم.

روشن بگویم؛ تلاش های ما چیزی مثل «مقاومت» مردمی جناح چپ نیست. ما می خواهیم که دولت موفق شود و فکر می کنیم که بسیاری از سیاست های آن تاکنون باعث امن تر و شکوفاتر شدن آمریکا شده است.

ما معتقدیم که اولین تکلیف ما خدمت به کشور است، اما رئیس جمهوری همچنان به نحوی عمل می کند که به زیان سلامت جمهوری ماست. 

به همین دلیل، بسیاری از گماشته های ترامپ وعده داده اند، تا جایی که می توانند برای حفظ نهادهای دموکراتیک تلاش کنند و درعین حال، تا زمانی که ترامپ از قدرت کنار می رود، رفتارهای متزلزل و بی هدف وی را خنثی کنند.

ریشه این مشکل در بی اخلاقی رئیس جمهوری قرار دارد. هر کسی با او کار می کند، می داند که وی به همان اصول معلومی که او را به یک تصمیم رسانده است، پایبند نیست. 

رئیس جمهوری هرچند به عنوان یک جمهوریخواه به این مقام رسید اما کمترین علاقه ای به ایده آل های کهن محافظه کاران نشان داده است؛ ایده آل هایی مانند ذهن های آزاد، بازارهای آزاد و مردم آزاد. او در بهترین حالت ظاهرا به این ایده آل ها دست یافته و در بدترین حالت به آنها مستقیما حمله کرده است.

هیجانات آنی ترامپ عموما ضدتجاری و ضددموکراتیک است و درعین حال وی به طرز گسترده ای این نگاه را اشاعه می دهد که مطبوعات «دشمن مردم» هستند.

اشتباه برداشت نکنید. نکات روشنی وجود دارد که پوشش رسانه های منفی و تقریبا توقف ناپذیر، به آن توجه نکرده است: مقررات زدایی، اصلاحات مالیاتی، ایجاد ارتش قوی و نکات دیگر.

اما این موفقیت ها به رغم سبک رهبری عجولانه، خصمانه، کوته نظرانه و غیرموثر ترامپ بوجود آمده است، نه به خاطر آن.

مقام های ارشد، از کاخ سفید گرفته تا نهادها و وزارتخانه های دولت، هر روزه در محافل خصوصی بی اعتمادی خود را به اظهارات و اقدامات ترامپ ابراز می کنند. بسیاری از آنها تلاش می کنند تا از اقدامات خود در برابر دمدمی مزاجی های وی دفاع کنند.

جلسات با او از مسیر و موضوع مربوطه خارج می شود. او مشغول یاوه گویی های تکراری است و هیجانات آنی وی به تصمیمات نیم بند، ناآگاهانه و گاهی بی محابا منجر می شود که باید از آنها منصرف شد.

یک مقام ارشد که از تغییر نظر ناگهانی ترامپ در مورد سیاست های مهم به ستوه آمده بود، نزد من شکایت می کرد که «واقعا نمی شود فهمید که او لحظه به لحظه نظرش را عوض می کند یا نه».

اگر به خاطر قهرمانان ناشناس برون و درون کاخ سفید نبود، این تزلزل رفتاری، نگران کننده تر می بود. رسانه ها برخی مشاوران او را پست و شرور جلوه داده اند. اما آنها در محافل خصوصی تا حدود زیادی تصمیمات بد در «جناح غربی» (بخشی از کاخ سفید که دفتر ریاست جمهوری در آن قرار دارد) را مهار کرده اند، هرچند که همیشه موفق نبوده اند. 

شاید چنین چیزی در این برهه پرآشوب، آرامش بخش باشد اما آمریکایی ها باید بدانند، افراد عاقلی هم در کاخ سفید حضور دارند. ما کاملا می دانیم که چه اتفاقی می افتد. سعی می کنیم کاری را که درست است انجام دهیم، حتی اگر ترامپ آن را نخواهد. 

نتیجه این امر یک ریاست جمهوری دوگانه است. 

مثلا سیاست خارجی را در نظر بگیرد: رئیس جمهوری در جمع های عمومی و خصوصی نشان می دهد که خودکامه ها و دیکتاتورهایی مانند ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه و کیم جونگ اون رهبر کره شمالی را به دیگران ترجیح می دهد و برای روابطی که ما را به متحدانی مانند ملت های همفکر پیوند می دهد، احترام اندکی قائل است.

ناظران نکته سنج خاطرنشان کرده اند که بقیه اعضای کاخ سفید در مسیر دیگری حرکت می کنند؛ در مسیری که کشورهایی مانند روسیه به دخالت در انتخابات متهم شده و به خاطر آن مجازات می شوند و متحدان ما در نقاط مختلف دنیا همچون اعضایی همسنگ در نظر گرفته می شوند، نه به مثابه رقبایی که مورد تمسخر قرار می گیرند.

برای نمونه در مساله روسیه، رئیس جمهوری از اخراج بسیاری از جاسوس های آن کشور به دلیل نقش مسکو در مسمومیت یک جاسوس سابق در انگلیس اکراه داشت. او تا چند هفته از اعضای ارشد دولت شاکی بود که چرا وی را با روسیه درگیر کرده اند. او از ادامه تحریم های آمریکا بر روسیه ناخرسند بود. اما تیم امنیت ملی وی بهتر می دانست که چنین اقداماتی باید اتخاذ شده و مسکو پاسخگو باشد.

با توجه به بی ثباتی هایی که افراد زیادی شاهد بوده اند، در داخل کابینه زمزمه هایی در خصوص اجرای متمم ۲۵ قانون اساسی آمریکا وجود داشت. این متمم درباره آغاز روند پیچیده برکناری رئیس جمهوری است. اما هیچ کسی نمی خواست که بحران را تشدید کند. بنابراین، کار ما این خواهد بود که دولت را در مسیر درست هدایت کنیم تا زمانی که عمر آن به پایان برسد. 

نگرانی بزرگتر آن نیست که ترامپ با ریاست جمهوری چه کرده، بلکه این است که ما به عنوان ملت به او اجازه دادیم با ما چه بکند. ما با او در حق خود بی انصافی کردیم و اجازه دادیم تا گفتمان ما از مدنیت عاری شود.