سؤال من از این برادران مکرم که با پاره‌ای شان همدرس و هم مباحثه بوده‌ام اینست که چگونه می‌توان پذیرفت مدرسه مبارکه فیضیه که نماد روشن و متعالی علم و فقه و مبارزه و کانون اصلی تربیت علمای دین و خطبای مسلمین است، این‌چنین باشد که بیایند در خطیرترین مراحل تاریخ کشور که ایران و اسلام و انقلاب و روحانیت از سوی بزرگترین قدرت مستکبر و طاغی جهان مورد هجوم همه‌جانبه سیاسی و اقتصادی و نظامی است و در حالی‌که کشور در حساس‌ترین شرایط اقتصادی و اخلاقی ۴۰ ساله گذشته قرار دارد و بیشترین نیاز را به وحدت و همدلی و همکاری عام مردم و حکومت و دولت و قوای سه‌گانه و سایر نهادهای مؤثر و دست‌اندرکار اداره کشور دارد، کسانی مجهول‌الهویه (که تنها سخنگوی آنان شناخته شده و بیشترین نقش را در آبرو دادن به بی‌آبروئیِ برخی از آنان داشته است) بتوانند عاصمة فقه و فضیلت را در اختیار بگیرند و از محل و مکان مقدسی که نخستین فریاد کوبندة ضد رژیم ستمشاهی توسط مرد تاریخ‌ساز عصر ما، امام خمینی رضوان‌الله‌علیه، از آنجا بلند شده و سرانجام با سرنگونی آن رژیم و تأسیس نخستین حکومت اسلامی پس از قرنها انتظار مسلمانان و شیعیان جهان، سرنوشت تاریخ جهان به کلی عوض شده کسانی در نازل‌ترین درجه از شئون اجتماعی و تنها با داشتن نماد روحانیت ـ‌ عمامه ـ گردهم‌آیند و با ادبیاتی کوچه بازاری و لُمپنی و پوپولیستی و حرکاتی چندش‌آور و شعارها و تابلو نوشته‌هایی خلاف اخلاق و مصلحت، این مکان مقدس را آلوده سازند و کسی جلودارشان نباشد و بالاخره هم معلوم نباشد که آیا مقامی، نهادی، مسئولی، متولّی‌ای پیدا می‌شود که اینان را به سزای اعمالشان برساند؟!

ـ‌ سؤال من از مسئولان بزرگوار حوزه مقدسه علمیه قم که باید چشم و چراغ دنیای اسلام و تشیع باشد، اینست که اولاًً چرا و چگونه می‌شود چنین ناروائی‌هایی در قلمرو اداره و مسئولیت شما برادران بزرگوار پدید آید و شما دست روی دست گذاشته باشید و ثانیاً در قبال حرکات زشت این عدّه که بنام حوزه و روحانیت انجام شده، حضرات بزرگوار چه عکس‌العملی داشته‌اید و برای تعقیب کسانی که آبروی حوزه مقدسه علمیه و عاصمه فقه و تشیع و انقلاب اسلامی را برده‌اند چه کار کرده‌اید؟…