فرارسیدن عید بزرگ غدیر خم را تبریک می گویم، برخلاف تصوری که غدیر را موضوع اختلاف مسلمانان قرار می دهد، هر سه خلیفه اهل سنت از ناقلین حدیث غدیر و نخستین تبریک گویندگان به امیرالمومنین بودند و در کتب تاریخی اهل سنت نیز صدها بار واقعه غدیر ذکر شده و علامه امینی در اثر ماندگار خود کتاب "الغدیر" مستندات و منابع تاریخی این واقعه را به طرز تحسین برانگیزی جمع آوری کرده است.

اگر بخواهیم از نگاه وحدت گرایانه به واقعه غدیر بپردازیم، می بینیم همه صحابه پیامبر، بر برتری علمی، شخصیتی و دینی علی بن ابیطالب بر سایر افراد جامعه اسلامی معترف بودند. اختلاف عمده ای که وجود دارد مربوط به دایره اثرگذاری واقعه غدیر است که آیا حکومت و تعیین حاکم را شامل می شود یا خیر که اهل سنت معتقدند پیامبر برای جامعه اسلامی حاکم تعیین نکرده است و موضوع را به خود جامعه واگذار کرده و شیعه نیز معتقد است پیامبر شایستگی و برتری علی بن ابیطالب را برای رهبری جامعه اعلام کرده است.

بنابراین می توان گفت انتخاب خلفای اول و دوم وسوم، در چارچوب اهل سنت اقدامی از سوی جامعه بوده که در نگاه شیعه این انتخاب اشتباه بوده است، اما اکنون که ۱۴ قرن از این اتفاقات گذشته است دیگر نمی توان تاریخ را تغییر داد. پس دامن زدن به اختلافاتی که به خونریزی میان مسلمانان وکینه توزی و تفرقه می انجامد چه نتیجه ای دارد؟

امیرمومنان ۲۵ سال بعد از پیامبر به خلافت رسید، اما در این دوران طولانی هیچ گاه بر طبل تفرقه نکوبید و برای به دست آوردن قدرت سیاسی تلاش نکرد؛ بلکه در جایگاه مشاوری دلسوز و خیرخواه به حل مسایل حکومت اسلامی و مردم می پرداخت و تا اندازه ای که خلفای اهل سنت به توصیه های وی عمل می کردند، منشا خیر و برکت در جامعه اسلامی می شد.

سیره وحدت گرای علی(ع) اکنون پیش روی ماست، اکثر اختلافات سیاسی که در کشور وجود دارد، ناشی از حق دانستن خود و باطل دانستن رقبا و دیگر جناح های سیاسی است، اگر ما سیره علوی را ملاک عمل قرار دهیم و خود را بالاتر از امیرالمومنین ندانیم، حتی در جایی که اطمینان داریم حق ما غصب و ضایع شده است، باز به جای برخورد شخصی به دنبال وحدت در جامعه هستیم و حتی به رقبا و مخالفان خود توصیه های خیرخواهانه و دلسوزانه خواهیم داشت.

بی مناسبت نیست یادی از آیت الله هاشمی رفسنجانی کنیم که این هفته مقارن با زادروز ایشان بود و منزلی که ۳۵ سال آخر زندگی خود را در آنجا سپری کردند با همان اثاثیه و وسایل تبدیل به موزه شد تا مردم از نزدیک واقعیت زندگی خصوصی آقای هاشمی را ببینند و سپس در مورد شایعات قضاوت کنند.

آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در معرض شایعات و تهمتها وتخریبها قرار گرفت: بار نخست که در کنار شهید بهشتی و مقام معظم رهبری، بعنوان رهبران حزب جمهوری اسلامی آماج تخریبهای رییس جمهور وقت آقای بنی صدر بود و امام خمینی بنابر مصالحی سکوت کردند و این عزیزان با نوشتن نامه ای بدون سلام، به امام خمینی مواضع خود را بیان کردند و بار دوم در سال ۱۳۸۴، که ایشان در خطبه های نماز جمعه ضمن اشاره به تضییع حق خود در انتخابات، عنوان کردند برای حفظ وحدت کشور از مساله عبور می کنند و موضوع را به خدا واگذار می نمایند.

رفتار آیت الله هاشمی رفسنجانی، پیروی از سیره امام علی (ع) بود که گرچه در ابتدا نقض حق خود را اظهار کردند، اما در موضوع نماندند وبه حرکت مثبت و کمک به حل مسایل جامعه پرداختند.

امروز نیز کشور با شرایط دشواری مواجه است، اگر مسئولان مختلف و گروه‌ها واحزاب سیاسی بخواهند براساس اینکه حرف خود را درست وحرف رقیب را اشتباه می دانند، به تنش اختلافات ودرگیری دامن بزنند، جامعه با خطر تفرقه، فروپاشی و چنددستگی مواجه می شود. اما اگر پیام واقعه غدیر مبنی بر مدارا، تحمل و گذشت از حق شخصی برای حفظ جامعه اسلامی را درک کنند، طبیعتا از رفتارهای تنش‌زا و تفرقه انگیز می پرهیزند و از حق شخصی خود دربرابر مصالح جامعه عبور می کنند.

ما باید بدانیم که اولویت نخست جامعه ما، حل مسایل مردم و رشد مشکلات معیشتی و فقر و بیکاری در جامعه است، هیچ امر دینی و مذهبی بیش از حل مشکلات مردم رضایت خداوند و ائمه را جلب نمی کند و انتظار مردم از مسئولان هم این است که دعواها و بازی‌های سیاسی را کنار بگذارند و به مسایل آنها توجه کنند.

مشکلات معیشتی فشار زیادی به مردم وارد می کند و بنده به عنوان یکی از کوچکترین مسئولان کشور نسبت به این مسایل احساس شرمندگی دارم و امیدوارم شرایط کشور به گونه ای رقم بخورد که بتوانیم در برابر مطالبات مردم روسفید و سرافراز باشیم.