فارین پالیسی گزارش داد، آمریکا از یک سو با وضع مجدد تحریم‌ها علیه نفت ایران در نوامبر امیدوار است که با کاهش حداکثر ممکن صادرات نفت به صفر، ماکسیسمم فشار اقتصادی را روی ایران تحمیل کند. از سوی دیگر در بازارهای انرژی که به دلیل اختلالات ژئوپلیتکی در ونزوئلا، لیبی و نیجریه دچار محدودیت عرضه شده‌اند محرومیت از نفت ایران ممکن است باعث افزایش شدید قیمتها در ماه‌های آینده شود و احتمالا خسارت قابل توجهی بر اقتصاد آمریکا و جهان وارد کند.

دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، برای خنثی کردن چنین خطری با عربستان سعودی و سایر تولیدکنندگان نفت که از ظرفیت تولید اضافی برخوردارند مانند روسیه لابی کرده است تا کاهش صادرات نفت ایران را با افزایش تولید آنها پوشش دهد. اما دولت آمریکا این سیگنال را مخابره کرده که ممکن است با موافقت با ادامه بخشی از فروش نفت ایران پس از مهلت تعیین شده در نوامبر، فشار حداکثری خود برای قطع صادرات ایران را کمتر کند.

این وضعیت ممکن است مایه شگفتی کارشناسان امنیت ملی باشد، زیرا آمریکا هدف واضحی را برای ضربه زدن به‌ ایران دنبال می‌کند. اما توانایی واشنگتن برای نیل به چنین هدفی به دلیل آسیب پذیری اقتصاد آمریکا در برابر نوسانات بازار نفت، به شدت محدود است. مقامات آمریکایی در موقعیت ناجور هزینه‌های دیپلماتیک باارزش برای متقاعد کردن کشورهایی مانند عربستان و روسیه به کمک برای نجات چنین سیاستی قرار گرفته‌اند؛ یا بدتر از آن، آمریکا ناچار شده اجرای این سیاست را تعدیل کند و کارآمدی آن را کمتر کند و در نتیجه‌ ایرانی‌ها بهتر می‌توانند در برابر دیپلماسی زور این کشور مقاومت کنند.

تاثیر وابستگی آمریکا به نفت در تصمیمات امنیت ملی مورد چندان جدیدی نیست. در دور دوم ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش، بحث هدف گرفتن بانک مرکزی و درآمدهای نفتی ایران با مخالفت مشاوران اقتصادی که نگران پیامدهای منفی چنین اقدامی بر رشد آمریکا بودند، کنار گذاشته شد. همچنین در موارد دیگر پیشنهادات برای هدف گرفتن سعودی‌ها به دلیل حمایت آنها از گروههای افراطی به دلیل نگرانی از بی‌ثباتی بازار نفت جهانی رد شدند.

واشنگتن امید بالایی داشت که رونق نفتی آمریکا در یک دهه گذشته‌ این وضعیت را تغییر دهد. وابستگی کمتر به نفت خارجی به خصوص نفت خاورمیانه به آمریکا فضای بیشتری برای پیگیری منافع امنیت ملی خود می‌داد و تا اندازه‌ای چنین شد. تنها چند سال پس از اینکه دولت بوش از تحریم‌های نفتی ایران صرف‌نظر کرد، دولت اوباما با اجرای تحریم‌ها، صادرات نفت ایران را به نصف کاهش داد و همزمان از کمبود شدید عرضه اجتناب کرد. به همین منوال اکنون دولت ترامپ فروش نفت ایران را هدف گرفته است اما فروش نفت ایران به چه میزان و چقدر سریع کاهش خواهد یافت؟ افزایش تولید آمریکا مطمئنا اطمینان خاطری را برای کمک به کنترل شوکهای قیمت ایجاد می‌کند.

با این حال روشن است که انقلاب شیل هنوز راه زیادی را در پیش دارد تا آسیب پذیری آمریکا نسبت به نوسانات بازار جهانی را برطرف کند. حتی با وجود اینکه تولید نفت آمریکا به مرز ۱۱ میلیون بشکه در روز رسیده است، اوپک که عربستان در راس آن قرار دارد هنوز نفوذش بر بازار را حفظ کرده است و اکنون موفقیت استراتژی آمریکا برای اعمال فشار حداکثری روی ایران مشروط به همراهی سعودی‌ها و روس‌ها برای معکوس کردن کاهش تولید داوطلبانه است.

آنچه که روشن است این است که رکورد بالای تولید داخلی، اقتصاد آمریکا را از تاثیرات اختلالات ژئوپلیتیکی مصون نگه نداشته است. جدا از اختلالات تولید در کشورهایی مانند ونزوئلا و لیبی، حتی تهدید تحریم صادرات نفت ایران باعث شده شمار زیادی از تحلیلگران بازار احتمال بازگشت نفت به ۱۰۰ دلار در هر بشکه در آینده نزدیک را پیش بینی کنند. حقیقت این است که اقتصاد آمریکا با بحران غیرمنتظره بزرگ دیگری که ناشی از افزایش قیمتهای نفت خواهد بود فاصله چندانی ندارد. در چنین وضعیتی چگونه می‌توان درباره صادرات بیش از سه میلیون بشکه در روز عراق به خصوص پس از اعتراضات خشونت آمیز اخیر در استانهای جنوبی این کشور مطمئن بود؟ و اگر ایران در پاسخ به تحریمهای جدید بتواند به زیرساختهای حساس سعودی آسیبی وارد کند، بازار چه واکنشی نشان خواهد داد؟

همه‌این موارد ضرورت برای یک استراتژی انرژی از سوی آمریکا را بارز می‌کند که آسیب پذیری به تلاطمهای شدید بازار نفت را خاتمه دهد. در کوتاه مدت آمریکا باید سیاستهایی را بکار بگیرد که از تداوم توسعه تولید داخلی حمایت می‌کند.