«ساعاتی قبل از آغاز مرحلۀ نخست بازگشت تحریم‌های آمریکا - که شامل طلا و خودرو می‌شود و هنوز سراغ بانک و نفت نرفته‌اند - حسن روحانی، رییس‌جمهوری ایران در یک برنامۀ تلویزیونی شرکت و دربارۀ وضعیت جدید توضیحاتی ارایه کرد.

هر چند پیش‌تر گفته شده بود گزارش رییس‌جمهوری بدون حضور خبرنگار خواهد بود اما این اتفاق نیفتاد و فرم قبلی حفظ شد و مرتضی حیدری به عنوان مجری حضور داشت و می‌توان گفت در انتخاب واژه‌ها و جهت‌گیری‌ها هم دقت به خرج داد و به جای این که بخواهد روحانی را گوشۀ رینگ ببرد و مسئولیت‌ها را به گردن رییس‌جمهوری بیندازد، متوجه شرایط کشور بود.

هر چند در مجموع گزارش روحانی مثبت بود زیرا نمی‌توان انتظار داشت یک رییس‌جمهور در آغاز جنگ ارزی آمریکا علیه ایران، از موضع ضعف سخن بگوید اما برخی انتظارات را برآورده نساخت؛ اگر چه می‌توان حدس زد که آقای روحانی بیان برخی حقایق را که وعده داده به جلسۀ مجلس موکول کرده تا جناح پایداری و دلواپسان خود را برندۀ ماجرا نپندارند و نگویند: «دیدید؟ نگفته بودیم؟» زیرا در بدترین وضعیت باز اروپا و روسیه و چین از تحریم خارج شده و دست کم در عرصه سیاسی در کنار آمریکا قرار نمی‌گیرند و سایه تحریم‌های آمریکا نیز دو سال و هفت ماه دور بود و قطعنامه ۲۲۳۱ نیز قطعنامه‌های قبلی را باطل کرد و خروج ترامپ بر این قطعنامه اثر نگذاشته است.

باید در نظر داشته باشیم این یک جنگ است و در جنگ، رهبران امید می‌دهند و توی دل مردم را خالی نمی‌کنند؛ چندان که بلافاصله پس از شروع جنگ عراق علیه ایران و حمله جنگنده‌های عراقی به فرودگاه مهرآباد در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ خورشیدی امام خمینی (ره) گفت: دیوانه‌ای آمده، سنگی انداخته و رفته...

با این حال روحانی در این گزارش نه از بستن تنگه هرمز گفت و نه احتمال هر گونه مذاکره با آمریکای ترامپ را رد کرد و منتفی دانست. بلکه گفت با بازگرداندن تحریم‌ها چاقو را روی بازوی ما گذاشته‌اند و می‌گویند بیایید مذاکره کنیم. حال آن که اول باید چاقو (تحریم) را بردارند و بعد برای مذاکره اعلام آمادگی کنند و تازه مگر ما مذاکره نکردیم و به توافق نرسیدیم؟ کی خارج شد؟ کی میز مذاکره را ترک کرد؟ کی زد زیر توافق؟ همین حالا هم اگر می‌خواهند درباره پرداخت بدهی‌ها و غرامت‌هایشان به ما از سال ۳۲ تا کنون مذاکره کنند، آماده‌ایم ولی مذاکرات برجامی منوط به برداشتن تحریم‌هاست.

همین که مذاکره با ترامپ را علی‌الاطلاق نفی نکرد و از شروع واقعی تحریم‌ها در سه ماه بعد (۱۳ آبان) سخن گفت این تصور را ایجاد کرده که چه بسا و البته از موضع قدرت در نیویورک با ترامپ دیداری داشته باشد ولو صریح و با اخم و پر گلایه. روحانی تابوها را شکسته و اختیاراتی گرفته و به نظر می‌رسد مانند قبل نیاز به اجازه قبلی ندارد یا هماهنگ کرده و شاید و تنها شاید در یک موقعیت اضطراری دیدار صورت پذیرد تا گروه رجوی و سعودی‌ها فکر نکنند قرار است اتفاق مورد نظر آنها که جز فروپاشی نیست، رخ دهد.

جدای این اشاره مجدد و در واقع برای سومین بار روحانی به ظرفیت اصل ۵۹ قانون اساسی که همانا برگزاری همه‌پرسی در مواقع کلان است، اشاره کرد. مهم‌ترین کلمۀ این مصاحبه را همین «رفراندوم» می‌توان دانست که به رغم اشاره صریح به آن در قانون اساسی اقتدارگرایان ایرانی به آن حساسیت دارند و فورا واکنش نشان می‌دهند و به تعبیری مگر این کلمه چه دارد که برخی کهیر می‌زنند؟

شاید برای این که روحانی می‌داند چقدر به این واژه چه در شکل فرنگی (رفراندوم) و چه برساخته داریوش آشوری (همه‌پرسی) آلرژی دارند، این واژه‌ها را به کار نبرد و گفت اصل که در عرف سیاسی به رفراندوم تفسیر می‌شود و مثال سوییس را هم آورد تا برخی نگران نشوند و گمان نکنند رفراندوم الزاما دربارۀ کلیت ساختار سیاسی بر پا می‌شود.

فراز قابل توجه دیگر آنجا بود که از «تعمیق دموکراسی» سخن گفت و نه حتی اصطلاحی چون «مردم‌سالاری دینی». ساز و کار دموکراسی روشن است و با قلع و قمع کاندیداها و کاری که در آستانه هر انتخابات انجام می‌شود، سازگار نیست یا انتخابات بدون احزاب واقعی.

روحانی گفت، نگران کاهش محبوبیت اجتماعی خود نیست ولی اگر واقعا به تعمیق دموکراسی بیندیشد و برای مذاکره در موقع لازم آماده باشد و جز به منافع ملی نیندیشد، چرا باید این محبوبیت روند نزولی داشته باشد؟

تا همین جا همین که روحانی سخن گفت گام مثبتی است و شاید برخی حرف‌ها را گذاشته برای مجلس تا نقش دلواپسان را در حذف یک ضلع مهم از برجام به آنها یادآور شود که آن قدر به ظریف و عراقچی گیر دادند که ناچار شدند برخی تاکتیک‌ها و پیچاندن‌‌‌ها را لو دهند و همین دستمایه ترامپ شد یا پاره‌ای تحرکات که به تحریک تعبیر شد.

مهم‌ترین فراز اما همان اصل ۵۹ است و بحث همه‌پرسی. روحانی تا می‌تواند باید این دریچه را باز نگاه دارد ولو مجال استفاده از آن را فعلا به دست نیاورد. با این حال این جمله او که کاهش محبوبیت او در مقابل اتفاقات دیگر مهم نیست نیز از این منظر مهم است که او مانند رجالی چون محمدعلی فروغی یا احمد قوام این آمادگی را دارد که برای ایران از محبوبیت هزینه کند.

در مجموع می‌توان گفت پالس‌های مثبت روحانی بیشتر بود و به نظر می‌رسد با کنترل اوضاع درصدد برداشتن گام بعدی است. عجله نکنیم. امید داشته باشیم. [نداشته باشیم چه کنیم؟!]»