پدر مقتول گفته است: سال ۹۵ پسر ۳۰ساله ام یک ویلا از فردی به نام کمال -که صاحب مغازه پتو فروشی بود- خرید. اما مدتی بعد که به ویلا رفتیم در کمال ناباوری متوجه شدیم این ویلا متعلق به پدر کمال بوده و او بی‌خبر از آنها ویلا را به پسرم فروخته است. بنابراین پسرم به کمال گفت پول و چک‌هایش را پس بدهد و معامله فسخ شود، اما کمال حاضر به این کار نشد و گفت در قبال دادن چک‌ها مبلغی را به‌عنوان سود پول می‌خواهد وگرنه چک‌ها را پس نمی‌دهد. حتی چندین بار نیز شاگردش به نام حمیدرضا را به‌عنوان «شرخر» به سراغ پسرم فرستاد تا او را تهدید کند و به زور پول بگیرد. روز حادثه پسرم به مغازه رفت تا با کمال حرف بزند اما حمیدرضا - شاگرد مغازه- به طرفداری از صاحبکارش با پسرم درگیر شد و با چاقو او را زد. بعد از این حادثه کمال سوئیچ موتورش را به او داد تا فرار کند. الان ۷ ماه از این ماجرا گذشته و هنوز متهم دستگیر نشده است.