دلیل این تناقض آن است که موضوع مذاکره و تعامل، فقط در مقام لفظ و حرف از سوی آمریکایی‌ها مطرح می‌شود، اما آنها به یک تدبیر برای این مسئله نرسیده‌اند.

آمریکا از طرف کشورهای مختلف دنیا به ویژه اروپایی‌ها تحت فشار است و بابت شکستن دیپلماسی مورد انتقاد قرار دارد، بنابراین به همین دلیل موضوع مذاکره با ایران را مطرح می‌کنند ولی هیچ راهبرد مشخصی برای مذاکره با ایران ندارند.

علاوه بر آن، برای جنگ با ایران هم راهبرد مشخصی نمی‌توانند داشته باشند، چرا که ایران کشور متفاوتی است و هیأت حاکمه‌ آمریکا از هزینه‌های این جنگ برای خودشان می‌ترسد. 

در نهایت آمریکایی‌ها مجبور خواهند بود که مسیر دیپلماسی با ایران را در پیش بگیرند، چراکه تجربه تاریخی نشان داده است که جمهوری اسلامی تسلیم خواسته‌های نابه‌حق نمی‌شود.