عباسعلی کدخدایی میهمان خبرگزاری خبرآنلاین بود که در ادامه بخشی از این گفت‌وگو با سخنگوی شورای نگهبان را می‌خوانید.

نکته ای هم درباره نحوه ورود شما به شورای نگهبان وجود دارد، ۲۵تیر سال ۸۰ آیت الله شاهرودی رئیس وقت قوه قضائیه شما و ۵ حقوقدان دیگر را برای انتخاب ۳ حقوقدان شورای نگهبان به مجلس ششم معرفی کرد اما فقط آقای ابراهیم عزیزی حائز اکثریت مطلق آرا شد. رئیس قوه قضائیه طی دو نامه دیگر به معرفی حقوقدانان اقدام و مجلس ششم نیز چندین مرحله اقدام به رأی گیری کرد اما در هر مرحله هیچ کدام از حقوقدانان حائز اکثریت مطلق آرا نشدند. در نتیجه معضل عدم انتخاب حقوقدانان به وجود آمد، رهبر معظم انقلاب حل معضل را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع دادند و در مجمع مقرر شد «تا زمان بررسی مجدد اصلاح آیین نامه مربوط به انتخاب حقوقدانان شورای نگهبان، براساس اسامی حقوقدانان پیشنهادی ریاست قوه قضائیه رأی گیری انجام شود و در صورت عدم حصول اکثریت مطلق در همان جلسه رأی گیری مجدد صورت گیرد و در مرتبه دوم ملاک برای انتخاب حقوقدانان اکثریت نسبی باشد.» اصلاحیه آیین نامه داخلی مجلس برای انتخاب حقوقدان های شورای نگهبان از ملاک داشتن اکثریت مطلق آرا به اکثریت نسبی آرا مورخ ۲۶ آذر ۸۷ در مجلس هشتم انجام شد. در مجموع قبول دارید گرچه سیاسی کاری های مجلس ششم همچون تحصن های نمایندگان اقدام بدی بود ولی برای شما و آقای اسماعیلی یک جورهایی خوب شد؟

برای هر سه نفر ما این طور شد. بعدا اصلا سیستم رای گیری از نصف به علاوه یک، به اکثریت نسبی تغییر کرد. البته آن سال موقع تحصن ها نبود. تحصن ها در سال 82 اتفاق افتاد.

ولی مجلس سر لج افتاده بود و رای نمی داد.

نه. تحصن بعد بود. شما آن موقع چند ساله بودید؟

۲۲ سال.

دوره ای که ما بودیم تحولات اینگونه ای نبود.

ولی سیاسی کاری های مجلس ششم یک خیریتی برای شما داشت. قبول دارید؟

که چی؟

که عضو حقوقدان شورای نگهبان شدید.

این را قبلا یک جایی گفته ام ولی خدمت تان عرض می کنم که من اصلا قصد و اصراری برای عضویت در شورای نگهبان نداشتم. دوستانی که با من در ارتباط بودند، می دانند که من اصلا نمی دانستم شورای نگهبان به مفهوم جدی اش کجا هست و چگونه است و چه الزاماتی دارد. زمانی هم که در دانشگاه بودم، دانشجویی به من گفت که مطالبی هست که «شما به ما نمی گویید» پرسیدم «چه مطلبی؟»، گفت «شما برای عضویت در شورای نگهبان به مجلس معرفی شده اید و به ما نمی گویید». گفتم «من اصلا از چنین چیزی اطلاع و خبر ندارم. شما از کجا می دانید؟»، گفت «روزنامه ها زده اند». یادم است که رفت از کتابخانه روزنامه همشهری را آورد و اسم مرا نشان داد ولی من کاملا بی خبر بودم. تحولاتی هم که اتفاق افتاد، از کسانی بودم که برای انصراف پیشگام شدم. ولی دوستان مرا منع می کردند و گفتند «حالا باشید».