در این میان اما بد نیست تابلوها و بیلبوردهای ۵ یا ۶ سال قبل را به یاد آوریم که در آنها دلواپسان تصاویر باراک اوباما را در کنار شمربن ذی الجوشن یا ابن سعد قرار داده بودند تا بگویند اوباما مثل شمر و ابن سعد است و این تشبیه البته به خاطر تحریم هایی بود که دولت ایالات متحده علیه ایران اعمال می کرد‌. 

اما چرا وقت آن است که آن تابلوها را به یاد آوریم؟

آیا به خاطر این که این روزها و در سطح شهر شاهد تابلوهای «گفت و گو» هستیم والبته ربطی به مباحث اخیر ندارد و از پیش نصب شده است؟ نه. زیرا چنان که گفته شد ربطی به این قضیه ندارد.

یا آیا در استقبال از نظر آقای علی مطهری است که مسؤولیت وضعیت کنونی برجام را به گردن کسانی انداخته که به گفته نایب رییس مجلس کارشکنی کردند و دوست نداشتند برجام به فرجام برسد و آمریکا با خروج خود در واقع آرزوی آنان را محقق کرد؟

اما غرض از آن اشاره این هم نیست چرا که این تابلوها در بهمن ۱۳۹۱ و در دوران احمدی نژاد و هم زمان با آغاز دورۀ دوم ریاست جمهوری باراک اوباما نصب شدند و در معرض دید عموم قرار گرفتند و در آن زمان هنوز صحبتی از برجام نبود. 

هرچند که بعدتر در طول مذاکرات هسته‌‌ ای مضامینی دیگر به صورت تابلوهایی نصب شد که با روند مذاکرات سازگار نبود و البته می خواستند هشدار دهند که آمریکایی ها صادق نیستند و دو چهره دارند و نباید به چهرۀ مذاکراتی بسنده کرد.

با این اوصاف این یادآوری به چه کار می آید؟ این که وقتی در نگاه دلواپسان، اوباما همچون شمر و ابن سعد تلقی می شود بدتر از شمر و ابن سعد که نداریم و ترامپ در نهایت شمر و ابن سعد است و وقتی با اوبامای شمر و ابن سعد مذاکره و توافق شد، لابد با ترامپ شمر و ابن سعد هم می توان!

نویسندۀ این سطور البته مطلقا باور ندارد که همۀ سیاست‌مداران مانند هم هستند و قطعا اوباما با ترامپ تفاوت داشت و مگر می شود اوبامایی که دانش آموختۀ هاروارد و آفریقایی تبار است با ترامپ بنگاه دار و سوداگر یکسان باشد؟ 

معلوم است که نیست اما با نگاهی که رییس جمهوری آمریکا را کاره ای نمی داند و ماسکی بر سرمایه داری آمریکایی می داند و هیچ تفاوتی میان دموکرات و جمهوری خواه قایل نیست، بله با این نگاه همان گونه که با اوباما مذاکره شد با ترامپ هم می شود.

اشاره به این تابلوها به این خاطر است که اگر اوباما، شمر و ابن سعد بود ترامپ هم در نهایت شمر و ابن سعد است و با این منطق مذاکره با اوباما تفاوتی با مذاکره با ترامپ ندارد. 

از سوی دیگر می دانیم که دلواپسان ایرانی هم مانند ترامپ، برجام را دوست نداشتند. با این وصف حداقل آنان نباید از خروج ترامپ از برجام ناراضی باشند. 

پس اگر قرار باشد با ترامپ با رعایت همۀ ملاحظات، گفت و گویی حداقلی و نه توافقی صورت پذیرد با این هدف که بهانه را از او بگیریم دلواپسان نباید اعتراضی داشته باشند زیرا در نگاه آنان او تفاوتی با اوباما ندارد و نشان به آن نشان که اوباما را با شمر هم سنگ دانسته بودند و با این منطق ترامپ نیز همان است مگر این که با اصل گفت و گو و مذاکره مشکل داشته باشند حال آن که فضای عمومی جامعه چنین نیست و برای اکثریت مردم مذاکره بدون پیش شرط و با هدف به خطر نیفتادن زندگی و اقتصاد مردم و حتی به قصد دفع الوقت بهتر از گرفتاری و جنگ است.