محمد مهاجری درباره نقش رسانه ها در افشاگری فساد گفت: من موافق این نیستم که نقش رسانه ها صرفاً به افشاگری تقلیل یابد و به شدت با چنین رویه ای مخالفم. اما اگر برای «روزنامه نگاری تحقیقی» در جامعه، رسالتی در نظر گیریم؛ در آن صورت، آفت‌هایی که افشاگری‌های لحظه ای به وجود می آورند، از بین خواهد رفت. برای نمونه، افشاگری‌های لحظه‌ای ممکن است بر اساس حبّ و بغض‌های شخصی یا جناحی شکل بگیرند، اما در روزنامه نگاری تحقیقی، افراد حیثیت حرفه ای خود را صرف پی بردن به عمق اتفاقات می کنند.

وی افزود: وقتی رسانه ای در موضوع شفافیت به حواشی پرداخته و از مسئولیت شانه خالی کند، کاری خطا انجام داده، منتها همان قدر هم که به حواشی می پردازد، خود بخشی از شفافیت است. لذا باید ادامه داده و کار خود را در راستای روشنگری و شفافیت تکمیل کند. هنر اصلی رسانه ها افشاگری نیست، بلکه این است که صاحبان قدرت را ناگزیر به شفافیت و اطلاع رسانی آزاد کنند.

این فعال رسانه ای اصولگرا در ادامه گفت: کار رسانه ها این است که اگر کسی، وام بزرگی گرفته یا مالیات نمی پردازد یا بدهکار بزرگ نفتی است و یا اینکه ارزی از مملکت خارج کرده و... اطلاعاتش را شفاف کرده و آنقدر پیگیری کند تا مسئولان مجبور شوند آن اطلاعات را در اختیار جامعه قرار دهند. اگر رسانه‌ها به عنوان تشکیلاتی که شناسنامه دارند و صاحبانشان مشخص هستند، از اطلاع رسانی شفاف منع شوند، کار به دست شایع افکنان بی هویتی می افتد که هیچ نام و نشان مشخصی ندارند و هیچ نسبت و سنخیتی هم با نظام و انقلاب ندارند.

وی در پایان گفت: در این حالت است که اطلاعات دروغ و راست باهم ادغام می‌شود. بنابراین هیچ عاقلی با منع رسانه های با شناسنامه، کار ایجاد شفافیت را به برخی رسانه های مجهول الهویه نخواهد سپرد.

عبدالله ناصری نیز در این باره گفت: اگر ما مردم را فرمانده یک نظام سیاسی بدانیم و ارکان نظام دیوانسالار را مباشرین و کارگزاران آنها تلقی کنیم، طبیعتاً هر روند ضد توسعه یا تنظیم کننده زندگی حیات بخش این مردم، باید توسط عوامل دیگری به اطلاع آنها برسد که یکی از این عوامل رسانه است. رسانه همیشه واسطه مردم و نظام سیاسی یا به تعبیری دیگر واسطه مردم و سرمایه اصلی آنها در طول حیاتشان است.

وی افزود: در کشورهایی که هنوز دموکراسی در آنها به طورکامل نهادینه نشده مانند ایران، بخش دولتی بسیار فربه‌تر از بخش خصوصی است. در نتیجه، سرمایه اصلی مردم می تواند از سوی کارگزاران و مباشران و عوامل مورد تاخت و تاز قرار گیرد. در چنین کشورهایی که نظام دیوان سالاری‌ آنها مبتنی بر ارکان دولتی و بیشتر اقتصاد و سرمایه‌شان، دست بخش دولتی است، کار رصد باید توسط رسانه‌ها بیشتر صورت گیرد، زیرا مردم در اکثر مواقع به اخبار و اطلاعات دسترسی ندارند.

این فعال اصلاح طلب گفت: به میزانی که اقتصاد یا سرمایه بخش دولتی بیشتر باشد، نقش رسانه‌ها در دیده بانی و رصد بسیار زیاد است. امروز که فضای ارتباطات بسیار گسترده شده و هر فرد یک رسانه دارد، دوره اینکه از صندوق‌های اسرار اقتصادی و مالی نظام دیوانسالاری رازگشایی نشود، گذشته است. متاسفانه ما در ایران شاهد نقش معکوس رسانه ملی هستیم که در بسیاری مواقع درصدد است که افکار را از مسائل اصلی منحرف کند.

وی بیان کرد: برای نمونه همین که بحث واردکردن خودرو یا نهادهای دامی با ارز دولتی توسط صداوسیما مطرح شد، این ارگان، اعترافات یک دختربچه را پخش کرد که بیشتر جنبه ضدتبلیغ برای خودش را داشت، اما بالاخره موفق شد که افکار عمومی را نسبت به تخلف اقتصادی این سازمان منحرف کند.

ناصری در ادامه گفت: رسانه ها امروز از جانب مردم ضمان شرعی و اخلاقی بر عهده دارند و باید دیده بانی را رعایت کنند. اگرچه ممکن است مجبور شوند هزینه هایی را در این باره متحمل شوند. رسانه ضمن رعایت مسائل اخلاقی، نباید هیچ ملاحظه ای نسبت به افراد داشته باشد و اگر کسی نامش به اشتباه به عنوان مفسد قانونی یا اقتصادی مطرح شد، تمامی رسانه ها موظفند از او احقاق حق کرده یا در قبال او روشنگری کنند.

وی در پایان گفت: استفاده از عناوین و علائم اختصاری برای مفسدین و افراد متخلف، باید هم در قوه قضائیه و هم در رسانه ها برچیده شود. رسانه ها باید این شجاعت را پیدا کنند که نام مفسدین را به طور کامل اعلام کنند. چنانچه تاکنون نیز ۹۹ درصد علائم اختصاری که در اخبار رسانه ها به عنوان اسامی مفسدین مطرح شده، دقیق و مرتبط با پرونده ها بوده است. نباید فراموش کنیم که یکی از عواملی که مانع افزایش فساد اقتصادی و اخلاقی می شود، اعلام اسامی متخلفین بدون هیچ ملاحظه ای است.