فرد قاتل حدود ۶۰ ساله در دادگاه کیفری تهران به قاضی عبداللهی گفت: خواهرم اخلاقش خیلی بد بود و شب حادثه که نیمه های شب به منزل آمدم با برخورد تندش مواجه شدم و میان ما درگیری روی داد که متاسفانه وی دچار ضربه مغزی شد و فوت کرد.

کریم که حکمش در دیوان عالی کشور نیز به تایید رسیده ولی برای رفع برخی مشکلات حقوقی، پرونده به دادگاه کیفری ارجاع داده شده، ادامه داد: «در سال ۹۰، به فاصله چند ماه پدر و مادرم فوت کردند و از همان موقع همراه خواهرم در یک آپارتمان زندگی می‌کردیم. او طبقه اول سکونت داشت و من در طبقه دوم بودم. از پدرمان یک خانه به ارث مانده بود که سر همان با خواهرم اختلاف داشتم. با من هم خیلی بدرفتاری می‌کرد.»

متهم درباره روز حادثه توضیح داد: «چند ساعت قبل از حادثه تازه از بیمارستان میلاد مرخص شده بودم. نیمه‌شب به خانه رسیدم. خواهرم تا مرا دید فحاشی کرد و پرسید تا حالا کجا بودی؟ گفتم بیمارستان بستری بودم، اما قبول نکرد. درگیری‌مان بالا گرفت و او به صورتم چنگ انداخت. من هم هلش دادم که سرش به نرده خورد و روی زمین افتاد. فکر نمی‌کردم اتفاق خاصی افتاده باشد برای همین به طبقه دوم رفتم. فردا از خواب بیدار شدم و به واحد خواهرم رفتم، اما هرچه صدایش کردم، جوابم را نداد. هنوز روی زمین افتاده بود. به سمتش رفتم و متوجه شدم فوت کرده است. با پلیس تماس گرفتم و مامورها سررسیدند. من قصد قتل خواهرم را نداشتم و این ماجرا یک اتفاق بود.»

در جلسه دادگاه اولیای‌دم که برادر و خواهر مقتول بودند، درخواست متفاوتی داشتند. برادر مقتول رضایت داد، اما خواهرش گفت: «کریم می‌توانست به اورژانس زنگ بزند، اما این کار را نکرد. شاید اگر او را به بیمارستان می‌برد، زنده می‌ماند و به همین دلیل من رضایت نمی دهم و حاضرم مبلغ دیه را بپردازم که برادرم اعدام شود.»