حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان  اخیرا  در همایش روسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور با اشاره به اینکه ما خواستار برقراری رابطه خوب با دنیا هستیم، گفت‌: ایران سرزمین علم، تجارت و دانش جهانی بوده است و امروز فرصتی بوجود آمده تا روابط خود را با همسایگانمان بیش از پیش گسترش دهیم و حتی اگر همسایه‌ای مانند عربستان هم از لجاجت‌ها و اقدامات خود دست برداشت و نسبت به روابط اظهار تمایل کرد، باید اختلافات را حل کرده و دوستی را برقرار کنیم. در مورد امارات و بحرین نیز اینگونه است و ما در شرایط جدید بدنبال اصلاح روابط با این کشورها هستیم.

روحانی  با بیان اینکه ما باید روابط خوب خود را با همسایگانمان مستحکم کنیم به برخی اظهارنظرها پیرامون چگونگی روابط ایران و روسیه اشاره کرد و گفت: ما نه تسلیم غربیم و نه تسلیم شرق و شعار نه شرقی نه غربی منافاتی با گسترش همکاری‌ها با کشورهای جهان ندارد. ما روسیه را نه به عنوان شرق یا قدرتی بزرگ بلکه به عنوان یک همسایه می‌بینیم و حسن همجواری و گسترش روابط با مسکو را به نفع دو کشور می‌دانیم.

با این حال درست ساعاتی پس از اظهارات رئیس جمهور کشورمان علیه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و سیاستهای خصمانه کاخ سفید در قبال ایران، مقامات سعودی بار دیگر از تحریم ایران حمایت کرده و مواضع کاخ سفید در قبال تهران را ستودند! به عبارت بهتر، مواضع سعودیها همچنان در قبال ایران به صورتی خصمانه باقی مانده است. واقعیت امر این است عربستان سعودی خود را به مثابه تکمیل کننده پازل ایالات متحده آمریکا در منطقه و نظام بین الملل می داند و همچنان به این نقش آفرینی ادامه می دهد. 

واقعیت امر این است که عربستان سعودی پیوندهای عمیقی را به لحاظ منطقه ای و امنیتی با واشنگتن و تل آویو ایجاد نموده است. همین مسئله، احتمال حرکت مقامات سعودی در مسیر و مجرای  عقلانیت سیاسی  را به شدت کاهش می دهد. در جریان حمایت و تقویت گروههای تکفیری-تروریستی مانند داعش و النصره نیز تل آویو و ریاض خطوط امنیتی و راهبردی مشترکی را با همکاری یکدیگر ترسیم کرده اند.ریاض هنوز مختصات نقطه ای که به لحاظ استراتژیک و تاکتیکی در آن قرار گرفته است را به خوبی نمی داند! ریاض در حالی دست به این خطای فاحش راهبردی زده است که دیگر بازیگری "مولد" و " تعیین کننده" در منطقه محسوب نمی شود.اگر این تعیین کنندگی از سوی ریاض ظهور و بروز داشت، امروز قاعدتا نه باید از " بشار اسد" در سوریه اثری بود و نه از " مقاومت اسلامی" در فلسطین و لبنان! همچنین اگر آل سعود چنین قدرت مانوری داشت، امروز باید داعش و النصره سرتاسر سوریه و عراق و بین النهرین را تصرف می کردند و حکومت آل خلیفه در منامه کمترین دغدغه ای در خصوص ادامه حیات سیاسی خود نداشت!

تاکنون جمهوری اسلامی ایران بارها به ریاض در خصوص "بازی منطقه ای عربستان " و عواقب و تبعات همکاریهای آشکار و پنهان دستگاههای امنیتی این کشور با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا هشدار داده است. با این حال به نظر می رسد ریاض همچنان در صدد است مسیر نادرست و البته خطرناک خود را در منطقه دنبال کند!سران دربار سعودی بدون اینکه متوجه عاقبت قمار دو سر باخت خود در منطقه باشند، مشغول حرکت به سوی " نقطه صفر امنیتی" می باشند، یعنی نقطه ای که در آن دیگر قدرت مانور دربار جهت بقای حداقلی خود نیز از بین خواهد بود.

رئیس جمهور کشورمان، پیش شرط مذاکره با عربستان را دست برداشتن سعودیها از لجاجت و اصلاح سیاستهای آنها در منطقه دانسته است. با این حال سوال اصلی اینجاست که آیا با توجه به ترکیب سیاسی و امنیتی موجود در ریاض چنین مسئله ای عملا امکانپذیر است ؟ چندی پیش مقام معظم رهبری به اداره امور داخلی عربستان سعودی توسط چند جوان بی تجربه اشاره فرموده اند. محمد بن سلمان (ولیعهد  عربستان) هم اکنون هدایت دربار هزار تکه و در حال فروپاشی آل سعود را بر عهده دارد. در حالی که بیماری های جسمی و روحی ملک سلمان شدت گرفته است، محمد بن سلمان در عمل سکان کشتی توفان زده بازماندگان عبدالعزیز را در آبهای پر تلاطم خلیج فارس در دست گرفته است. اقدام نظامی اخیر آل سعود در یمن و افزایش تصاعدی هزینه های شکست آل سعود در صنعا و عدن، نشان از بحرانی است که در آینده ای نزدیک گریبانگیر دربار خواهد شد، آن هم درست در حالی که به واسطه بیماری سخت ملک سلمان و ولیعهد او آینده ای برای هزاران شاهزاده سعودی متصور نیست.

آنچه در قبال عربستان سعودی ذکر شد، در قبال دو کشور بحرین و امارات متحده عربی نیز صادق است. دو کشوری که خود را متغیری وابسته به عربستان سعودی و متعاقبا ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه قلمداد کرده و از هیچ گونه اقدامی در تقابل با جمهوری اسلامی ایران فروگذار نمی کنند. بدیهی است که استمرار این روند از سوی ریاض و دو متحد آن در شورای همکاری خلیج فارس، بدترین نتایج ممکن را برای دربار سعودی ، خاندان آل خلیفه و آل نهیان خواهد داشت. عربستان سعودی تا کنون بارها در محاسبات خود در منطقه دچار بحران و آشفتگی و خطا شده است. آنچه امروز د ریمن رخ می دهد نشان دهنده همین مسئله است. شکست تمام عیار سعودی ها در یمن و حتی بروز اختلافات عمده میان امارات و عربستان در این کشور، نشان می دهد ریاض و ابوظبی قدرت درک حداقلی ترین واقعیات ممکن در منطقه ، از جمله بی فایده بودن جنگ با ملت یمن و انصارالله را درک نکرده اند. با این حال هزینه خطای اخیر سعودیها و متحدان آن در قبال ایران به شدت بالاتر از موارد دیگر خواهد بود.