زاک بیوچمپ در ووکس نوشت: در روز یکشنبه؛ دونالد ترامپ در قالب ارسال توئیتی ، جمهوری اسلامی ایران را تهدید به جنگ کرد. ترامپ ظاهرا تنها بخشی از اظهارات اخیر حسن روحانی رئیس جمهور ایران را شنیده است که در آن وی تقابل آمریکا – ایران را « مادر همه جنگ ها» خواند. رئیس جمهور امریکا این اظهارات را تهدید تلقی کرد و در پیام توئیتری گفت: « به رئیس‌جمهوری ایران روحانی: دیگر هرگز ایالات متحده را تهدید نکن یا مستوجب عواقبی خواهی شد که در طول تاریخ تا کنون کم‌تر کسی با آن روبه‌رو شده‌است. ما دیگر کشوری نیستیم که حرف‌های دیوانه‌وار تو در مورد خشونت و مرگ را تحمل کنیم. مراقب باش.»

در ادامه این مطلب آمده است: اگر چه این لفاظی های توخالی ترامپ را باید نادیده بگیریم اما جنگ با ایران ایده ای است که از سوی بسیاری از محافظه کاران و اعضای کابینه ترامپ حمایت می شود. برای نمونه مایک پمپئو وزیر امور خارجه و جان بولتون مشاور امنیت ملی در گذشته قبل از ورود آن ها به کابینه دولت ترامپ، به صورت عمومی خواستار حملات هوایی علیه تاسیسات هسته ای ایران بودند.

 پس از خروج آمریکا از برجام، هر لحظه احتمال بازگشت مجدد ایران به تداوم فعالیت هسته ای منع شده وجود دارد، اما هیچ کس واقعا مطمئن نیست در صورت وقوع آن، ترامپ چه واکنشی نشان می دهد. این مسئله به همان اندازه وحشتناک است که باید احتمال جنگ با ایران را جدی بگیریم. ما نیاز داریم که پیامدهای این جنگ را درک کنیم. بهترین برآوردها حاکی از این است که نتیجه جنگ فاجعه بار خواهد بود.

حملات محدود به تاسیسات هسته ای ایران تنها به طور موقت برنامه هسته ای ایران را به عقب می راند ، اما نابود کردن ظرفیت هسته ای این کشور به طور کامل،  نیازمند یک حمله نظامی گسترده است که در صورت وقوع آن منجر به کشته شدن هزاران نفر می گردد. این اقدام همچنین تمام نشانه های ثبات سیاسی موجود در خاورمیانه را از بین می برد و به طور بالقوه بر اقتصاد جهانی خسارت وارد خواهد کرد. علاوه بر این در پایان دادن به اقدامات  های هسته ای دائمی ایران با شکست روبرو می شود.

چرا بمباران ایران بی اثر و به صورت بالقوه فاجعه بار خواهد بود؟

جان بولتون در سال 2015 در مقاله ای در نیویورک تایمز نوشت: «به طور کلی ، حامیان عملیات نظامی علیه ایران خواهان حمله هوایی محدود برای هدف قرار دادن قلب برنامه هسته ای ایران هستند. یک حمله نباید تمام زیرساخت های هسته ای این کشور را تخریب کند. اما با شکستن ارتباط کلیدی چرخه سوخت هسته ای، می توان برنامه هسته ای این کشور را به عقب راند.» اهداف کلیدی این پیشنهادها عبارتند از: تاسیسات هسته ای فردو، نطنز، اراک و تاسیسات فراوری اورانیوم اصفهان.

بر اساس مفاد توافق هسته ای ایران، فعالیت در این تاسیسات به طور کامل کاهش پیدا کرده است ، اما این ساختمان ها تخریب نشده اند  و اگر ایران دوباره خواهان این باشد که به صورت مجدد این تاسیسات را راه اندازد و به سمت ساخت بمب حرکت کند – آن ها اولین هدف حمله آمریکا قرار خواهند گرفت. برخی از این تاسیسات مانند فردو تقویت شده اند اما بمب های سنگرشکن آمریکایی می توانند به این تاسیسات خسارت وارد کنند. بنابراین چنین حملات «محدود» خود یک عملیات نظامی عظیم خواهد بود. اولین مسئله مورد نیاز آمریکا تخریب توانایی دفاعی هوایی ایران از جمله موشک های زمین به هوا است به این منظور که اطمینان یابند که بمب ها به هدف برخورد می کنند و از انجام اقدام تلافی جویانه ایران جلوگیری کنند.

بر اساس دیدگاه رابرت فارلی استاد دانشگاه کنتاکی و متخصص نیروی هوایی: « این ها شامل بمب افکن های دور برد، هواپیمای بدون سرنشین، جنگ الکترونیک، موشک کروز زیردریایی پرتاب » می شود. بر خلاف فرضیات جنگ طلبان علیه ایران، این حملات نمی تواند تنها به تاسیسات تولید هسته ای بزرگ ایران محدود شود بلکه باید دامنه وسیعی از مواضع مورد هدف قرار بگیرد. گزارش رند که از سوی رابرت جی ریردون خلاصه شده معتقد است: «تخریب نیروگاه های غنی سازی اورانیوم ایران برای پایان دادن به برنامه تسلیحات هسته ای کافی نخواهد بود زیرا که اگر ایران بخواهد به سرعت سانترفیوژ می سازد. سایت هایی که شناسایی شده اند یا قبل در گذشته شناخته شده اند معمولا کوچک هستند و به راحتی از ماهواره های جاسوسی ما پنهان می شوند و بیشتر آن ها در مناطق پرجمعیت شهری واقع شده اند. عدم نابودی این سایت ها، به ایران اجازه می دهد تا برنامه غنی سازی خود را بازسازی کند زیرا این ماشین ها می توانند به سرعت ساخته شوند.»

آنتونی کردزمن و عبدالله توکان در مرکز جامع 2012 برای گزارش مطالعات استراتژیک و بین المللی نوشتند: «این امر مستلزم آن است که آمریکا به حملات پایدار خود در طی یک دوره زمانی ادامه دهد و پس از ارزیابی میزان خسارت جنگ ، اگر به این نتیجه رسید که حملات ضربتی بیشتری مورد نیاز است به حملات خود ادامه دهد. یک حمله هوایی به تنهایی غیرمحتمل است که بتواند به برنامه هسته ای ایران پایان دهد.»

بنابراین آن ها تنها کسانی نیستند که به این عقیده رسیده اند، بلکه مرکز ویلسون، بهترین سناریو در صورت حمله نظامی آمریکا علیه ایران را، تاخیر 4 ساله پیشرفت ایران به سمت سلاح هسته ای دانست. در نتیجه تنها راه متوقف کردن ایران برای دستیابی به سلاح اتمی، تعهد آمریکا به یک جنگ نامحدود دانست. به این منظور آمریکا به انجام حملات هوایی و دریایی گسترده در طی یک دوره زمانی طولانی مدت (احتمالا چند سال) نیاز دارد. آن ها معقدند که پیامد چنین جنگ طولانی مدتی به طور خاص در منطقه خاورمیانه فاجعه بار خواهد بود. ایرانی ها در واکنش می توانند به طور مستقیم آمریکایی ها را در منطقه مورد هدف قرار دهند و مناقشات موجود در منطقه را تشدید کنند و به طور بالقوه عرضه نفت جهانی و در نتیجه اقتصاد جهانی را مورد تهدید قرار دهند. شبه نظامیان نیابتی ایران می توانند تصمیم بگیرند به سربازان آمریکایی مستقر در عراق حمله کنند. ایران همچنین می تواند به تاسیسات نفتی حمله کند یا تنگه هرمز یا مسیر حمل و نقل نفت را که دارای پیامدهای گسترده ای خواهد بود مسدود کند.

هر دو معتقدند: «ایران می تواند از ترکیبی از مین ها، زیر دریایی ها، هواپیمای بدون سرنشین، موشک های ضد کشتی و نیروهای تهاجمی خود جریان صادرات نفت را در منطقه خلیج فارس تهدید کند.» هر گونه اختلال عمده می تواند بر کل اقتصاد آسیا و قیمت نفت جهانی – صرف نظر از این که در چه مکانی تولید می شود – تاثیر بگذارد.

در صورت تهاجم آمریکا به ایران؛ به احتمال زیاد آمریکا حمایت جامعه بین الملل را برای تحریم و انزوای ایران از دست می دهد و این باعث می شود که ایران از لحاظ دیپلماتیک در جایگاه قدرتمندتری قرار بگیرد. این به نوبه خود هر گونه تلاش جدی برای ممانعت از بازسازی برنامه هسته ای ایران را عقیم می سازد. کالین پاول از دانشگاه جرج تاون در سال 2012 گفت: «فقدان شواهد روشن در مورد این که ایران درصدد دستیابی به بمب است ، اجماع بین المللی علیه این کشور را در هم می شکند و مهار پس از جنگ را دشوارتر می سازد. علاوه بر این با اخراج بازرسان آژانس ، ردیابی و جلوگیری از تلاش های بازسازی پنهانی ایران سخت تر خواهد شد.»

همانطور که سناتور تام کاتن یکی از اعضای کنگره آمریکا و از مشاوران نزدیک ترامپ در حوزه مسائل امنیت ملی زمانی پیشنهاد داد: «برنامه هسته ای تنها با جنگ دائمی آمریکا با ایران متوقف خواهد شد - ممکن است حتی این اقدام هم در دستیابی به هدف کافی نباشد و این مسئله می تواند عواقب فاجعه باری برای آمریکا و هم پیمانانش داشته باشد.»

چیزی که مایه تعجب است اینکه توافق هسته ای به طور منطقی توانسته اقدامات هسته ای ایران را محدود کند. آژانس بین المللی انرژی اتمی که وظیفه اجرای توافق را بر عهده دارد به طور مکرر تایید کرده که ایران به توافق پای بند بوده است. با توجه به مقررات سخت گیرانه بازرسی و نظارت شدید، دستیابی ایران به بمب با دشواری همراه خواهد بود. تاکنون توافق حتی با خروج آمریکا حفظ شده است اما احتمال پای بندی ایران در آینده ضعیف است. اما خصومت بیشتر آمریکا می تواند دلیل خوبی برای رهایی ایران از محدودیت های برجام باشد.