سردار حسین دهقان گفتگوی مشروحی با خبرگزاری خبرآنلاین به سوالات مختلفی درباره چرایی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ پاسخ گفت. بخشی از این گفتگو را در ادامه بخوانید.

اگر قطعنامه ۵۹۸ به نفع ایران بود، چرا پذیرش آن، تعبیر به نوشیدن جام زهر شد؟

این بالاترین سطح پذیرش مسئولیت حضرت امام است. یعنی امام با پذیرش قطعنامه مسئولیت هرآنچه تا آن روز در جنگ انجام شد پذیرفت و اجازه نداد، حتی احدی از فرماندهان و مسئولین متهم شود. در همین رابطه به تازگی مطلبی از زبان خانم حضرت امام نقل شد. ما در سایه این جنگ بیش از صد تا دویست هزار شهید دادیم. بالای ۷۵ درصد از شهیدان زیر ۲۵ سال سن داشتند. یعنی یک قشر عظیم انسانی توانمند مثل خرازی، باکری، زین الدین و همت پرانگیزه که می توانست پشتوانه ادامه حرکت عظیم مردم باشد. جنگ را با پیروزی ختم کردیم ولی هزینه های انسانی عظیمی دادیم. هزینه های مادی همیشه قابل جایگزینی است اما برای هر شهیدی که بر زمین افتاد، احساس تاسف داریم و غصه می خوریم و حتما تحملش سخت است. حتما همه بچه هایی که شهید شدند می خواستند یک روز پیروزی را با امام جشن بگیرند. حتما در ذهن همه بود که یک روزی نماز جمعه را با حضرت امام در قدس برگزار کنند. این آرمان های بزرگ و جاذب در ذهن زرمندگان وجود داشت. نسبت امام و رزمندگان، پدر و فرزندی، مرید و مرادی در سطح بالا بود که با پذیرش قطعنامه، جدایی و فصل از آن آرمان ها برایشان خیلی سخت بود.

در واقع حضرت امام تعبیر «نوشیدن جام زهر» را به کار بردند تا پذیرش قطعنامه برای رزمندگان توجیه پذیر باشد؟

نه، این ظلم در حق امام است. چون امام در تمام مدت عمرش هیچوقت جز به تکلیف خودش عمل نکرد.

اما پذیرش قطعنامه برای رزمندگان خیلی سخت بود.

طبیعی بود. همه ما رزمنده ها در جبهه تصور نمی کردیم که بجز گرفتن، محاکمه و مجازات صدام جنگ را به پایان برسانیم، اما این فرصت از دست ما رفت. معلوم است که باید ناراحت شویم. فرمانده ای را در نظر بگیرید که خیلی از این رزمندگان را با خود به خط برد، عملیات انجام داد و تعداد زیادی از رزمندگان جلوی چشم او شهید، مجروح و جانباز شدند و الان بر می گردد و می خواهد به خانواده این شهدا سر بزند، خیلی سخت است. این مسائل در بحبوحه عملیات خیلی خودش را نشان نمی داد، هیچوقت کسی فکر نمی کند که او شهید شد و من شهید نشدم اما وقتی زمان برگشت است، تصاویر در ذهنش دائم مرور می شود که «او شهید شد و من باید برگردم، حالا به خانواده اش چه بگویم این خانواده فرزندش را با من به جبهه فرستاد». لذا اینکه بگوییم امام این واژه را بکار برد که دل رزمندگان را به دست بیاورند ظلم در حق امام است. این هم که بگوییم رزمندگان انتظار داشتند امام این جمله را بیان کند تا دل بچه های مردم بسوزد، ظلم به رزمندگان است چون اصلا رابطه بین امام و رزمندگان چنین رابطه ای نبود. شعارهایی همچون «ما همه سرباز توایم خمینی» یا «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» الفاظی نبود که بر زبان جاری شود بلکه واقعیت های مسلم بود. به امام صادق(ع) گفتند «آقاجان! این همه شیعه داریم. چرا قیام نمی کنید؟ فرمودند اگر من مطمئن بودم که این تعداد با من همراه هستند و تا آخر می آیند، قیام می کردم». رزمندگان ما تماما اینگونه بودند و امروز هم همینطور هستند و پای خواست، امر و دستور رهبری به سادگی جان می دهند. پس چنین رزمنده ای توقع ندارد که امام با بیان جمله ای دل او را بدست بیاورد چون می داند رهبری آنچه مرضی خداست انجام می دهد.