وولفگانگ ایشینگر که از سال ۲۰۰۸ میلادی تاکنون ریاست این کنفرانس را برعهده دارد، در این گزارش نوشته است:

کشورهای حوزه آتلانتیک ظرف دو هفته گذشته روزهای سختی را سپری کردند اما همچنان تاکید دارند که اروپا نباید از آمریکا قطع امید کند. 

دو هفته پیش اجلاس سران سازمان &#۳۹;پیمان آتلانتیک شمالی&#۳۹; (ناتو) در بروکسل با موضع گیری های تند &#۳۹;دونالد ترامپ&#۳۹; رئیس جمهوری آمریکا به هم ریخت .

رئیس جمهوری آمریکا در این نشست، اتحادیه اروپا را دشمن آمریکا خطاب کرد. او متعاقب آن؛ در سفر به انگلیس نیز به میزبان خود اهانت کرد. او اما، با ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه با احترام برخورد کرده و در نشست هلسینکی وی را یک رقیب خوب نامید.

ماههاست که این اظهارات و مواضع ترامپ، متحدان اروپایی آمریکا را نگران کرده است. اما دوستان آمریکاهمواره اروپایی ها را درباره اقدامات ترامپ دلداری می دهند. این متحدان تاکید دارند که لازم نیست نگران باشید، توئیت های ترامپ را فراموش کرده و اقدامات دولت ترامپ را ببینید. خاطرمان آسوده باشد که ما نیز در قبال ترامپ از ابزار کنترل و موازنه برخورداریم.

ای نظریه کاملا منطقی است. وزیر دفاع دولت ترامپ همچنان به نظم بین المللی لیبرال و به ائتلاف ها و همکاری های آمریکا متعهد و کنگره پشتیبان ناتو است. سربازان آمریکایی همچنان تضمین کننده امنیت اروپا را برعهده دارند.

اما در صحنه روابط بین الملل؛ این فقط عمل نیست که مهم است؛ کلام به سهم خود به ویژه اگر از زبان رئیس جمهوری آمریکا جاری شود، اهمیت دوچندان می یابد.

مشکل اینجاست که اصول و عقاید ترامپ، کاملا با بنیان های کلان استراتژی غرب بعد از نیمه دهه ۱۹۴۰، تناقض دارد. ترامپ براین باور است که آمریکا به اجبار وارد یک معامله بد با متحدان اروپایی شده است. او دیکتاتورهایی همچون &#۳۹;کیم جونگ اون&#۳۹; و &#۳۹; پوتین&#۳۹; را تحسین می کند. 

اظهارات تند ترامپ به متحدان آمریکا اعم از &#۳۹;آنگلا مرکل&#۳۹; صدراعظم آلمان و یا &#۳۹;جاستین ترودو&#۳۹; نخست وزیر کانادا می کند. او اکنون مخالف سرسخت بین المللی سازی لیبرالیسم است.

این رفتار برای اروپا حامل یک پیام بد است بر این عنوان که؛ ممکن است عصر هژمونی آمریکا به پایان آمده باشد. اروپا اکنون آمادگی چنین شرایطی را ندارد.

ترامپ، اجلاس ناتو را که در روزهای ۱۱ و ۱۲ ژوئیه / ۲۰ و ۲۱ تیر/ در بروکسل تشکیل شد و در شرف نتیجه دادن بود را به هم زد. ترامپ تاکید کرد که اعضاء ناتو باید ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به هزینه های نظامی اختصاص بدهند. البته اروپا مدتهاست که هزینه های نظامی خود را افزایش داده است.

به هر حال ترامپ تاکید می کند بعضی از اعضاء ناتو از جمله آلمان در این زمینه به وظیفه خود عمل نکرده اند.در ضمن نگرانی های ترامپ در مورد عدم موازنه تجاری نیز به نظر درست می رسد.

مشکل در اینجا؛ نوع لحنی است که ترامپ برای طرح موضوع بکار می گیرد. ترامپ می گوید که اروپا به آمریکا &#۳۹;بدهکار&#۳۹; است. خوب با این وضع، رهبران اروپا چطور می توانند از رای دهندگان بخواهند که هزینه های نظامی را افزایش دهند.

زورگویی های ترامپ برای اروپاییان شک برانگیز شده است و آنها احتمال می دهند ترامپ مایل به خروج از ناتو باشد تا ادامه رهبری آن.

این تهدیدها، اصل و اساس ائتلاف ناتو را نشانه رفته و هدف قرار می دهد که همان، ایده همبستگی و متعهد ماندن به امنیت یکدیگر است. اکنون اگر این احتمال وجود داشته باشد که دیگر آمریکا نسبت به تعهداتش به ناتو متعهد نیست؛ این قدرت بازدارندگی ناتو را تخریب می کند.

خطر مواضع ترامپ در همین نقطه است. شاید چنین مواضعی بتواند میلیاردها دلار برای هزینه های دفاعی جمع آوری کند، اما مسلما تضمین های لازم که برای سپردن منابع مالی را از بین می برد.

این شگفت زدگی ها و سر در گمی ها با دیدار عجیب و غریب ترامپ با پوتین در هلسینکی، تبدیل به یقین شد.

ترامپ در هلسینکی، جامعه اطلاعاتی خود آمریکا را انکار کرد؛ اما اعلام نکرد که دخالت روسیه در دمکراسی غرب غیرقابل قبول است. چه کسی اکنون معتقد است که دخالت در انتخابات دمکراتیک تاوان دارد؟ 

عملکرد ترامپ به شیوه ای است که گویا آمریکا آماده است از ایفای نقش رهبری جهان آزاد، انصراف دهد.

این اوضاع دل دوستان و متحدان آمریکا را به درد آورده است. اروپا در طول دوران ریاست جمهوری ترامپ؛ سعی کرده مشارکت با آمریکا را حفظ کند، بر دولت ترامپ تاثیرگذار باشد. و از منافع اروپا حفاظت کند.

اما این رویکرد تداوم نداشت؛ ترامپ از توافق آب و هوایی پاریس، از توافق هسته ای ایران خارج شد و جنگ تجاری با دوستان و متحدان را کلید زد.. 

پس آیا هیچ دلیل قانع کننده ای باقی می ماند تا اروپا، آمریکا را یک شریک قابل اعتماد بشناسد؟ 

شبکه تلویزیونی «ز.د.اف» آلمان در یک نظرسنجی از مردم آلمان اعلام کرد که فقط ۹ درصد مردم این کشور پاسخ مثبت به این پرسش داده اند.

فعلا که یک &#۳۹;طرح ب&#۳۹; واقعی در کار نیست.

این یک معماست. اروپا نه می تواند چنین وضعیتی را قبول کند، و نه می تواند بدون حضور آمریکا به مسیر خود در ناتو ادامه دهد. پس اروپا ناچار است یک طرح ب در دست داشته باشد. نمی توانیم مانند کبک سرمان را زیر برف کرده و فکر کنیم کسی ما را نمی بیند.

نخست آنکه، اروپا باید یک رویکرد با شاخه داشته باشد؛ ابروکسل هم باید آمادگی نظامی و ظرفیت تصمیم سازی خود را تقویت کند و نیز همزمان به وضوح به کاخ سفید نشان دهد که اینگونه اعمال برای آمریکا عاری از هزینه نخواهد بود. اروپا همچنین باید برخی نگرانی های ترامپ را برطرف نماید از جمله موضوع افزایش هزینه های نظامی. منتها این رفع نگرانی باید در جهت تامین منافع اروپا باشد نه جلب خوشحالی ترامپ.

اروپا علاوه بر آن، باید از نزدیک با آمریکاییانی که معتقدند مشارکت قوی با اروپا به نفع آمریکاست همکاری کند. اروپا باید با کنگره، فرمانداران؛ جامعه تجاری آمریکا و جامعه مدنی آمریکا تعامل قوی داشته باشد.

اما آیا اروپا می تواند به نظام حکومتی آمریکا اعتماد کند؟ اینک وقت کنترل و ایجاد موازنه است. 

البته باید خطر کرد و باید دریافت، آیا سناتورهای جمهوریخواه دوست دارند تمام افرادی را که ترامپ در دولت منصوب می کند را رد کنند مگر آنکه ترامپ دست از حرمت شکنی جامعه اطلاعاتی آمریکا بردارد؟

امنیت موضوعی نیست که آمریکا را علیه اروپا بشوراند. 

بسیاری از جوامع غربی امروز دو دسته شده اند. بعضی معتقدند باید نظم جهانی ایجاد شده بعد از جنگ جهانی دوم حفظ شود. بعضی هم معتقدند که باید احساسات قوی ناسیونالیستی قرن نوزدهم احیا و جایگزین شود.

اروپایی هایی که معتقدند رها کردن نظم لیبرال دنیای غرب، فوق العاده احمقانه است؛ باید در این بازی نقشی موثرتری ایفا نمایند.

اروپا اگر حمایت قوی دوستان همفکرش را در این سو و آن سوی مرزهای آتلانتیک (اقیانوس اطلس) نداشته باشد؛ در کار خود موفق نخواهد بود. لازم است شهروندانی از داخل آمریکا هم به جمع همفکران در اروپا بپیوندند.