همان موقع بسیاری از دلسوزان و آگاهان گفتند که آقای شریعتی انسانی متدین و علاقمند به کار اجرایی و جوان است اما برای استان خوزستان که در حد یک کشور مسئله و مشکل دارد کار بسیار سنگینی است. دو بحران برق و آب و گردو غبار و آتش‌سوزی پتروشیمی ماهشهر و مدیریت ضعیف این بحران‌ها، درستی نظر دلسوزان را اثبات کرد.

دکتر شریعتی استاندار خوزستان از نظر دوندگی و تلاش و تشکیل جلسات و سرکشی به تمام شهرها و روستاهای دور و نزدیک واقعا نمونه هستند و تا پاسی از شب مشغول بکار است. اما واقعیت این است که مدیریت در خوزستان با این حساسیت که همه می‌دانیم، علاوه بر نیاز به این ویژه گی‌های ارزشمند، نیازمند ویژگی‌های بنیادی‌تر است. استانداری خوزستان به معاونانی قوی احتیاج دارد که علاوه بر داشتن دانش و شناخت از توان بالای مدیریت زمان و برنامه‌ریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نیز برخوردار باشند و توان اولویت‌بندی مشکلات را داشته باشند.

واقعیت این است که ریشه مشکلات اخیر خرمشهر و آبادان حاصل ضعف شدید مدیریت در استان خوزستان است و عملکرد وزارت کشور در تحمیل انتصابات و سفارشی بودن برخی بخشداران و فرمانداران مسن که ضعف عملکردشان در دوره دولتهای نهم و دهم خود را نشان داده بود، این شرایط را امروز به درستی آشکار می‌کند. برخی فرمانداران و بخشدارانی که خانواده هایشان در اهواز و خودشان در محل کار خود مسافر روزانه هستند هرگز قادر به برنامه‌ریزی و درک مشکلات نیستند و انتظاری جز روزمره گی از آنان نمی‌توان داشت.

واقعیت این است که مسائل اخیر در آبادان و خرمشهر قابل پیش‌بینی و پیشگیری بود. کم آبی و شوری غیر قابل تحمل آب خرمشهر و آبادان ربطی به وضعیت بازار دلار و ارز نداشت و ربطی به خروج ترامپ از برجام نیز ندارد.

به وزیرمحترم کشور نیز بایداین واقعیت گوشزد شودکه جنابعالی بعد از دو سه بحران دراستان خوزستان هرگز سفری به خوزستان نداشتید. هر شهروند عادی اهوازی که از کنار کارون عبور می‌کرد می‌گفت اگر دبی آب کارون افزایش نیابد، آب در آبادان و خرمشهر شور خواهد شد و بحران را به دنبال دارد. مسئولان استان نتوانستند هشدارها را بشنوند و آنقدر امور پیش پا افتاده آنها را مشغول و جلسات شبانه وقت آنها را تلف کرده بود، که در روز روشن متوجه وضع بحرانی کارون نمی‌شدند. وزیر محترم کشور باید در این زمینه احساس مسئولیت کند.