هنوز هم ترامپ، جان بولتون، مایک پمپئو و نتانیاهو به حوادث دیماه استناد می‌کنند و تلاش دارند از آن حوادث تلخ به سود خود و در جهت مطامع شرورانه خود سوءاستفاده کنند ولی باید پرسید که جرقه اولیه چنان حوادثی از کجا و توسط چه کسی زده شد؟ 

اجماع ضربات ناشی از عملکرد دوستان نادان و دشمنان دانا، برای انقلاب و نظام، شاید به یک اندازه هزینه در بردارد و کشور را دچار خسران بزرگی می‌کند. چرا ما فقط نسبت به دشمن حساس هستیم ولی از خنجر دوستان نادان غافل مانده ایم؟ 

تکرار این صحنه‌ها و استمرار چنین وضعیتی است که دشمن را برای سوءاستفاده بیشتر وسوسه می‌کند تا به دروغ، وجود یک «بحران ساختاری» را در اذهان دوست و دشمن جا بیندازد. اکنون ترامپ در جلب نظر سایر کشورها برای همدستی و همراهی علیه ایران به بن بست رسیده و هرچه بیشتر تلاش می‌کند، کمتر نتیجه می‌گیرد و درست در همین زمان است که فعالان و جناح‌های سیاسی باید به فکر منافع کشور باشند و در عمل، نه فقط در شعار، با دولتمردان که مسئولیت رویاروئی با دشمن را برعهده دارند همراهی کنند. اینکه این روزها بعضی از این حضرات سخنانی در جهت لزوم همراهی با دولت گفته‌اند خوبست ولی کافی نیست. آنها باید وارد میدان عمل شوند، از کارشکنی بپرهیزند و با کارشکنان برخورد نمایند. فقط در میدان عمل است که جناح‌های سیاسی می‌توانند نشان دهند در ادعاهایشان صادقند و منافع ملی را در برابر منافع جناحی قربانی نمی‌کنند.