جامعه روحانیت مبارز در روزهای پایانی عمر رژیم پهلوی وظیفه سامان دهی و جهت دهی مبارزات تا روزهای پیروزی انقلاب را بر عهده داشت. این تشکل روحانی پس از انقلاب روزهای پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. از جمله سال ۶۶ و در آستانه انتخابات دور سوم مجلس شورای اسلامی بود که مجمع روحانیون مبارز معروف به چپ سنتی با انشعاب از جامعه روحانیت، اعلام موجودیت و فعالیت خود را آغاز کرد. این اتفاق زمانی رخ داد که با نزدیک شدن به زمان انتخابات این دوره، بحث تهیه فهرست انتخاباتی هم جدی شده بود.

اختلافات میان راست سنتی و چپ سنتی درون روحانیت به حدی بالا گرفت که در نهایت جمعی با نامه نگاری با امام خمینی(ره) خواستار انشعاب از این تشکل و ایجاد تشکلی جدید شدند. رهبرانقلاب هم در پاسخ به درخواست این عده پاسخ دادند:« اختلاف در آن موقعى است که خداى ناکرده هر کس براى پیشبرد نظرات خود به دیگرى پرخاش کند که بحمد اللَّه، با شناختى که من از روحانیون دست اندرکار انقلاب دارم، چنین کارى صورت نخواهد گرفت. من به شما و همه کسانى که دلشان براى اسلام عزیز مى تپد دعا مى کنم، و توفیق آقایان را از خداوند متعال خواستارم.»

و این سرفصلی تازه برای کنشگری سیاسی روحانیون درون سیستم حاکمیت شد.جامعه روحانیت طی سالهای بعدی و در کنار جامعه مدرسین نقش لیدری جناح راست را بازی کردند اما این لیدری روز به روز کم رنگ تر شد و اختلافات مجددا به درون جمع راستهای سنتی رسوخ کرد.

روزهای پس از حوادث سال ۸۸ اوج بروز اختلافات درون روحانیت بود. مناظرات انتخاباتی و اتهامات محمود احمدی نژاد به ستون های این تشکل و عدم حمایت تشکیلاتی اعضاء از اکبر هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ناطق نوری باعث شد تا جلسات روحانیت بدون حضور این دو عضو موثر برگزار شود.(اینجا بخوانید)

حمایت های بی دریغ برخی از اعضای جامعه از احمدی نژاد روز به روز اختلافات درون این تشکل را بیشتر کرد و مهدوی کنی هم نتوانست درزهای ایجاد شده درون این تشکل را پر کند تا روزهای انتخابات ۹۲ که رسما بروز اختلاف میان مهدوی کنی و ولایتی مشکلات درون این جبهه را بیش از گذشته نمایان کرد.

شکست‌های پی در پی اصولگرایان در انتخابات سالهای اخیر موجب شد طیفی از اصولگرایان که تا پیش از این هم خیلی حرف شنوی از لیدرهای خود نداشتند دست به کار شوند تا هدایت راست ها را در دست بگیرند و به همین خاطر به یکباره در آستانه انتخابات ۹۶ جمنا اعلام موجودیت کرد. ترکیب عجیب جمنا صدای برخی از تشکلهای اصولگرا را در آورد. موتلفه از همان اول در کلام از حمایت دم زد اما حاضر نشد تشکل باسابقه نیم قرنی خود را به پای جمنای نوظور چند روزه بگذارد. پایداری ها هم که همیشه از موضع حق و باطلی و صفر و صدی به امور می نگرند ساز خود را کوک کردند و نتیجه انتخابات باز هم به کام اصولگرایان نشد و جامعتین باز هم روزهای افول خود را سپری می کرد چرا که دیگر به مانند گذشته نقش پر رنگی در تصمیم گیری های اصولگرایان نداشت. البته برای اینکه نقش شیوخ اصولگرا به یکباره حذف نشود نقش ها را به راهبری و عملیاتی تقسیم کردند و راهبری اش را به ظاهر به روحانیت دادند. حمیدرضا فولادگر عضو اصولگرای مجلس در همین رابطه به خبرآنلاین می گوید: امروز هم همان جمنا به دنبال این نقش آفرینی است و می خواهد با ایجاد تغییراتی این رویه را ادامه دهد. به هر صورت این مرجعیت زمانی با تشکل های روحانی بوده است اما امروز گفته می شود تشکل های روحانی باید به لحاظ نظارتی و هدایتگری نقش پررنگی داشته باشند اما راهبری عملیاتی نباید به عهده این تشکل ها باشد. به عبارت دیگر نباید انتظار داشت جامعه روحانیت یا جامعه مدرسین در حوزه حزبی راهبری عملیاتی بکنند. آنها باید همان جنبه روحانیت و حوزوی تشکل خود را حفظ کنند.»(اینجا بخوانید)

اما راست های سنتی نمی خواهند خود را تنها در کسوت راهبری ببینند و سیاست ورزی و کنش گری را وظیفه و تکلیف انقلابی خود می دانند. به همین خاطر بود که برای ورود مجدد به سیاست با تغییرات در اساسنامه خود پورمحمدی را به جای موحدی کرمانی نشاندند تا دوران جدیدی را برای کنشگری این تشکل روحانی رقم بزنند(اینجا را بخوانید) اما این پایان ماجرا نیست و خبرها از بروز اختلافات میان اعضاء حکایت دارند و دبیرکلی پورمحمدی خیلی به مذاق طیفی از این تشکل خوش نیامده است.(اینجا بخوانید) حجت‌الاسلام حسین ابراهیمی در مصاحبه‌های خود به نحوی آیت‌الله موحدی‌کرمانی را همچنان عنصر قدرتمند این تشکل معرفی می‌کند. او اخیرا در گفت‌وگو با خبرآنلاین به تغییرات اخیر در راس جامعه روحانیت اشاره کرده و گفته بود: «دبیرکلی مصطفی پورمحمدی موقت و صرفا برای راه‌اندازی جامعه روحانیت بوده و آیت‌الله موحدی کرمانی همچنان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است. پیش از این پورمحمدی به عنوان مباشر جامعه روحانیت بود و از آنجایی که اعضای دیگر جامعه برای انجام این کار فرصت نداشتند و ایشان نیز به اساسنامه مسلط بوده و به خاطر عدم حضور در دولت دوم روحانی، فراغت بیشتری دارد پذیرفت تا این کار را انجام دهد.»

جامعه روحانیت مبارز روزهای بدون هاشمی رفسنجانی،مهدوی کنی، ناطق نوری، حسن روحانی و سیدمهدی طباطبایی را می گذراند و این به خودی خود راه سختی را پیش روی این تشکل روحانی راست سنتی قرار می دهد. و این در شرایطی است که پورمحمدی نسبت به سلف خود جسورانه تر نسبت به شرایط، مواضع خود را بیان می کند و در آخرین اظهار نظر خود گفته که اگر شهید بهشتی بود قانون اساسی را تغییر می داد.(اینجا بخوانید) حال با بروز شرایط و اختلافات جدید باید دید طی ماههای آینده شیوخ اصولگرا چگونه می توانند با نواصولگرایانی که مدام به فکر پیشی گرفتن از السابقون خود هستند دور یک میز بنشینند.