از موتلفه گرفته تا گروه تازه تاسیس جمنا، همه غوغای اصلاحات درونی به پا کرده اند و برای آنکه دیگر بازنده انتخابات نباشند خانه تکانی شان را از همین امروز آغاز کرده اند؛ برای همین هم هست که موتلفه ای ها که دیگر از نام «پیرمردها» خسته شده اند ندای جوانگرایی سر داده اند و جمنایی ها هم که بعد از انتخابات ریاست جمهوری بر سر نخواستنش در جناح راست دعوایی به پا شده بود، تغییر رویکرد داده و به جای تمرکز بر پایتخت اَرِنج نیروهای استانی را به عهده گرفته است و مدعی است می خواهد هماهنگی در استان ها ایجاد کند. ماجرای اصلاحات درون تشکیلاتی به پدر معنوی اصولگرایان هم رسید و جامعه روحانیت مبارز که چند سالی است از محوریتش در جریان راست کم شده است تغییرات را سرلوحه خود قرار می دهد و در آخرین مجمع عمومی، دبیرکلی را که بعد از مهدوی کنی به موحدی کرمانی سپرده شده بود این بار پرچمش را به دست مصطفی پورمحمدی دادند. هر چه پیش‌تر می رود این تغییرات بیشتر یادآور بیانیه نو اصولگرایی قالیباف می شود. حمیدرضا فولادگر از نمایندگان اصولگرای مجلس دهم این تغییرات را نوعی اصولگرایی می داند و معتقد است هر جریانی باید خودش را به روز کند. او این تغییرات را در آینده اصولگرایی موثر می داند. وقتی صحبت به محوریت و شیخوخیت رسید فولادگر معتقد بود باید این نقش را به جای جامعه روحانیت مبارز، جمنا ایفا کند. آنچه در ادامه می خوانید مشروح این گفت و گو است:

اصولگرایان یکسری تغییرات شکلی را آغاز کرده‌اند؛ از جامعه روحانیت مبارز گرفته تا جمنا و موتلفه به نظر شما چقدر این تغییرات میتواند موثر باشد؟

البته اصلاح طلبان هم تغییرات ساختاری داشته اند و این فقط مختص به اصولگرایان نبوده است. در همین نامه به آقای روحانی برخی از آنها خودشان پیش قدم بودند.

بله تعییرات در اصلاحات هم بوده اما الان صحبت ما بحث اصولگرایان است

به هر حال تشکل های سیاسی همواره نیاز دارند به‌روز  شوند که این به‌روز شدن می تواند به لحاظ تغییر در ساختار یا روش ها اتفاق بیفتد. در ساختار ممکن است برخی احزاب نحوه عضو گیری را تغییر دهند یا خودش را با قانون احزاب هماهنگ کند یا شعبه را تغییر دهد و یا اعضای شورای مرکزی را تغییر می دهد تا حزب چابک تر شود. گاهی اوقات از طریق روش هاست برای مثال می گویند می خواهیم جوانگرایی کنیم، یا ادبیات خود را به ادبیات امروز نزدیک کنیم و بر اساس مقتضیات زمان حرکت کنیم. بنابراین یک تشکل سیاسی برای اینکه متحجر نشود و بتواند متحرک باشد نیاز دارد هم در ساختارها و هم در روش ها تغییراتی ایجاد کند و این یک حسن محسوب می شود. و این تغییرات در هر تشکیلاتی باشد می تواند موثر باشد طبیعتا اصولگرایان هم از این قاعده مستثنی نیستند و تغییرات و اصلاحات امروز می تواند به این جریان کمک کند تا موفق باشد.

این صحبت می تواند به معنی آن باشد که اصولگرایان در حال کلید زدن نواصولگرایی هستند؟

حالا یا اسمش را بگذارند نو اصولگرایی یا اصولگرایی منطبق با مقتضیات زمان. من این را اینگونه بگویم که این حرکت ها منطبق با ان چیزی است که رهبری به آن تاکید داشتند. ایشان می گفتند اگر اصولگرایی اصلاح طلبانه باشد یعنی در روش ها تغییر ایجاد کند و اصلاح طلبی اصولگرایانه باشد یعنی منطبق بر اصول باشد و به مبانی ها پشت نکند تشکل ها می توانند به هم نزدیک شوند. البته این صحبت به معنای ادغام فیزیکی نیست اما اگر اصلاح طلبان اصول را فراموش نکنند و اصولگرایان روش های خود را اصلاح کنند می توانند در عین رقابت به هم نزدیک شوند.

از آنجایی که در سیاست ما بحث ریش سفیدی و شیخوخیت همواره مطرح بوده است امروز در میان اصولگرایان جایگاه شیخوخیت کجاست؟

موضوع شیخوخیت یا همان رهبر و لیدری که در احزاب معروف است در میان اصولگرایان نسبت به اصلاح طلبان جایگاه بیشتری داشته است. این موضوع بیشتر در ساختارها تعریف می شود که گاهی در رئیس شورای مرکزی تعریف می شود و گاهی در شخصیت های دیگر؛ در این میان ممکن است بیشترین اختیارات به گردن دبیرکل بیفتد یا افراد دیگر اما قطعا این لیدری در ساختارها حفظ می شود.

امروز چه کسی یا چه گروهی این نقش را در جریان راست به عهده دارد؟

هر تشکل برای خود لیدری جدا تعریف می کند

منظور من کلیت اصولگرایی و محور وحدت اصولگرایان است

زمانی این موضوع را به عهده تشکل های همسو با روحانیت مبارز می گذاشتند و آن را محوریت قرار دادند. بعدها این محوریت را به عهده جامعتین یعنی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز قرار دادند و بعد از مدتی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی میدان‌دار شد و بعد از آن مسوولیت به عهده جمنا قرار گرفت؛ امروز هم همان جمنا به دنبال این نقش آفرینی است و می خواهد با ایجاد تغییراتی این رویه را ادامه دهد. به هر صورت این مرجعیت زمانی با تشکل های روحانی بوده است اما امروز گفته می شود تشکل های روحانی باید به لحاظ نظارتی  و هدایتگری نقش پررنگی داشته باشند اما راهبری عملیاتی نباید به عهده این تشکل ها باشد. به عبارت دیگر نباید انتظار داشت جامعه روحانیت یا جامعه مدرسین در حوزه حزبی راهبری عملیاتی بکنند. آنها باید همان جنبه روحانیت و حوزوی تشکل خود را حفظ کنند؛ آنها در نظارت کلی و هدایتی باید محور باشند اما در حوزه راهبری عملیاتی ما انتظار نداریم جامعتین مسئولیت به عهده بگیرند. در حالی که در این زمینه برای مثال می تواند جمنا نقش آفرینی کند.

با توجه به اختلافاتی که سر جمنا بود آیا این تشکل می تواند آن جامعیت را بری اصولگرایان داشته باشد؟

اختلاف خاصی نبود فقط پایداری بود که با این تشکل مخالفت می گرد و به هر صورت این تشکل توانسته بود یک اکثریتی را ایجاد کند امروز هم می تواند این اکثریت را گرد هم بیاورد.

چقدر برنامه اصولگرایان برای ۹۸ و ۱۴۰۰ مشخص شده است؟

هنوز ساختارها مشخص نیست باید تغییرات صورت بگیرد تا پس از آن وارد ساز و کارهای انتخاباتی شویم.

اما این روزها خیلی صحبت از سر لیستی قالیباف یا رئیسی برای انتخابات آینده به میان می آید

نه در این رابطه ها که اصلا هیچ صحبتی مطرح نشده است و هنوز ساز و کار اصولگرایان برای ورود به انتخابات مشخص نشده است. تا رسیدن به مصادیق فاصله زیادی وجود دارد و از امروز درباره ان صحبت کردن خیلی زود است.