در ادامه این مقاله  آمده است: در طی سال های گذشته ، کاندیدهای انتخابات مجلس با وعده های آوردن کارخانه به شهر های خود انتخاب شده اند. بنابراین هر چه تعداد نمایندگان مجلس در شهری بیشتر باشد نفوذ آن ها در این مسئله افزایش پیدا می کند و این تعجب آور نیست که بسیاری از کارخانه های در کلان شهرهایی مانند اصفهان واقع شده اند. برای نمونه شرکت فولاد مبارکه اصفهان به میزان ۲۷ میلیون متر مکعب آب مصرف می کند که حدود ۶ درصد کل مصرف آب شهر اصفهان را به خود اختصاص می دهد. مبارکه تنها مجتمع صنعتی در اطراف شهر نیست بلکه انواع دیگر مانند کارخانه پتروشیمی اصفهان و شرکت فولاد اصفهان  هم حضور دارند. اما صنعت مصرف کننده اصلی آب در ایران نیست بلکه حدود ۹۰ درصد مصرف آب در ایران به بخش کشاورزی تعلق دارد.

از آن جایی که ایران کشوری خشک و بیابانی است بخش کشاورزی بیشتر منابع خود را از آب های زیرزمینی به دست می آورد. متاسفانه در طی سال های گذشته این بخش به دلیل استفاده از روش های سنتی به صورت نادرست مدیریت شده است. این روش سنتی انتقال آب از چاه ها به مزارع حدود ۶۵ درصد از آب به هدر می رود. کشاورزان هر ساله برای تامین آب باید چاه های عمیق تری را حفر کنند. زمانی که جمعیت ایران کم تر بود کشاورزان می توانستند از چنین روش های ناکارامدی استفاده کنند اما اکنون ایران با ۸۵ میلیون نفر دیگر این روش کارایی نخواهد داشت. برای مثال در کشاورزی گلخانه ای در مقایسه با روش های سنتی هم ۹۰ درصد آب کمتر مصرف می شود و هم اگر به روش درستی انجام گردد میزان تولید می تواند ده برابر گردد.

دانشگاه ماسی در نیوزیلند به حوزه کشاورزی کمک بسیار کرده است در حالی که در ایران جامعه آکادمیک کشاورزی از کشاورزان جدا هستند. در دانشگاه ها مطالعات جدی در مورد بذرهای اصلاح شده به صورت ژنتیک انجام شده است اما کشاورزان هیچ گونه اطلاعی در این مورد ندارند. عامل دیگر در عملکرد نادرست کشور در بخش کشاورزی به ناکارامدی وزارت کشاورزی بر می گردد. این وزارت خانه باید پیوند دهنده بین بخش کشاورزی و دانشگاهی باشد. این وزرات خانه باید به کشاروزان کمک کند تا از استفاده از آب برای محصولاتی مانند گندم و برنج دور شوند و متناسب با شرایط آب و هوایی از آب استفاده کنند. وزارت خانه به تازگی اعلام کرده است که کاشت برنج در هر جای دیگر جز استان شمالی ممنوع است که این یک اقدام منطقی است. اما خیلی دیر شده است. این تغییرات باید مدت ها پیش رخ می داد. برای نمونه می توان به تولید هندوانه اشاره کرد که برای هر کیلو ۱۷۰ لیتر آب مصرف می شود ، آیا محصول دیگری که مناسب کیفیت خاک، آب و هوا و سطح و میزان آب باشد وجود ندارد؟

نویسنده در پایان معتقد است که اگر اقدام جدی در حوزه کشاورزی در ایران صورت نگیرد و همین سطح استفاده از آب به صورت بی رویه ادامه پیدا کند این کشور با خشکی بیشتر همراه می شود و بسیاری از مناطق کشور غیرقابل سکونت خواهد شد.