«یک پدیده قدیمی دوباره جان گرفته است؛ پدیده ای که از آن به عنوان سیاست کف خیابانی یاد می کنند. دو نمونه واضح در بروز مجدد این پدیده در شعارهای تند و رفتار ناشایست با علی‌اکبر صالحی در راهپیمایی روز قدس و تجمع مقابل دفتر علی لاریجانی در قم دیده شده است. در این نوع از سیاست‌ورزی مخالفانی که با موضوعی مخالف هستند ولی به دلیل در اقلیت بودن نمی توانند از طریق قانونی به خواسته خود برسند با رفتارهای خیابانی خلاف عرف و دموکراسی تلاش می کنند طرف مقابل را که در اکثریت است با فشار مجبور به پذیرش خواسته خود کنند. عواقب این رویکرد را با سیدمصطفی هاشمی طبا به گفتگو نشستیم.

گزیده این گفتگو را در ادامه بخوانید.

- من درباره این موضوع تصمیم‌گیر نیستم و نظرم نیز جایی از اعراب ندارد. مسئولان اصلی کشور باید نظر دهند و تصمیم بگیرند که چه باید کرد و کشور به چه سمتی حرکت کند. به قول معروف صلاح مملکت خویش را خسروان دانند.

- مسئولان مملکت باید چاره کنند. اگر دوست دارند در مملکت آنارشیسم باشد بحث دیگری است اما اگر دوست ندارند باید با این مسائل برخورد کنند.

- تا تفسیر از آزادی بیان چه باشد؟ برای بعضی ها آزادی بیان است اما عین همان برای بقیه آزادی بیان نیست. دیگر این تشخیصش با مسئولان اصلی کشور است. بالاخره قوه قضائیه پیش خدا و مردم مسئول است تا آنها باید تصمیم بگیرند.

- همه باید مطابق قانون عمل کنند. حالا برخی قانونی تر و برخی موجه ترند بحث دیگری است اما این روش خوبی نیست و مسئولان کشور باید بدانند که همه ضرر می کنند.

- سیاست کف خیابانی به ضرر کل جامعه و حتی به ضرر کسانی می شود که از این گروه ها حمایت می کنند.

- بالاخره بعضی دارند این طور عمل می کنند (سیاست کف خیابانی) و گاهی نیز حرف خود را پیش می برند. مسئولان مملکت باید تصمیم بگیرند که می خواهند وضع این طور باشد یا نباشد. بالاخره جنبه های قانونی همه اینها قابل تأمل است.

- همان کسانی که پهن می کنند می‌توانند جمعش کنند، یعنی آدم های ناشناسی نیستند که چنین کاری می کنند.