بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

 با توجه به اینکه شما تحصیلات حوزوی دارید، فکر می‌کنید فقه سیاسی و حکومتی ما چقدر پویایی داشته و توانسته نیازهای روز مردم را برآورده کند که نتیجه آن افزایش رضایتمندی از حکومتی دینی باشد؟

این که فقه اسلامی و شیعی ما که نشات گرفته از قرآن و سنت پیامبر و ائمه علیهم السلام است می‌تواند نیازهای اساسی جامعه را تامین کند، شکی وجود ندارد. اما اینکه حوزه‌های علمیه و روحانیت ما تا چه اندازه توانسته است خود را با نیازهای جامعه همراه کند و به گونه‌ای احکام فقهی را ارایه کند که پاسخگوی نیازهای امروز جامعه باشد، ضعف‌های جدی وجود دارد.

بعد از اعتراضات دی ماه گزارشی از سوی وزارت کشور ارایه شد که تغییرات سبک زندگی مردم را از عوامل جدی و مهم دخیل در اعتراضات دی ماه دانسته بود. در واقع اعتراضاتی که تلاش می‌شد صرفا اقتصادی جلوه کند جنبه‌های دیگری هم داشت که شاید بخشی از آن با همراهی بیشتر فقه سیاسی با زندگی امروز مردم قابل حل و فصل باشد. فکر می‌کنید راهکاری برای جبران ضعفی که از آن صحبت می‌کنید وجود دارد؟

قطعا راه‌حل وجود دارد. در حوزه‌های علمیه فقهای نواندیش داریم که حرف‌های تازه‌ای برای جامعه دارند و می‌توانند بسیاری از نیازهای امروز جامعه را تامین کنند ولی آنها هم در اقلیت هستند. بسیاری از شخصیت‌های دینی و فقها در حوزه‌ها را می‌شناسم که اجتهادشان منطبق با مسائل روز است. همان طور که امام هم تاکید داشتند اجتهاد باید منطبق با شرایط زمان و مکان باشد. اگر برخی فقها احکامی را پانصد سال قبل استنباط کرده‌اند الزاما نمی‌تواند امروز هم جاری باشد. اساسا معنی اجتهاد این است که ما متناسب با زمان احکام فقهی را از کتاب و سنت استخراج کنیم. منتها حوزه‌های علمیه با این هدف فاصله دارند. البته همواره در مقابل تغییر مقاومت‌هایی وجود دارد. الان ٤٠ سال از انقلاب می‌گذرد هنوز در مورد اینکه مرز موسیقی حلال و حرام کجاست؟ اختلاف نظر زیادی بین فقها وجود دارد، در حالی که اگر موضوع درست شناخته و درک شود به راحتی می‌توان حکم آن را بیان کرد. همان طور که مقام معظم رهبری در این زمینه کار کرده‌اند و صاحب نظریات نو و جدیدی هستند، در عین حال افرادی هم مثل آقای علم‌الهدی پیدا می‌شوند که می‌گویند در مشهد نباید کسی کنسرت برگزار کند و هرکه طالب موسیقی است از مشهد بیرون برود !

نظرتان در مورد روی کار آمدن رییس‌جمهوری نظامی چیست؟ اگر گفتمان اعتدال که پرچم‌دار آن روحانی است شکست بخورد آیا این ایده جدید طیفی از اصولگرایان محقق خواهد شد؟

این تحلیل‌ها رویاهایی است که برخی دارند. همانطور که در دور اول ریاست‌جمهوری آقای روحانی همین‌ها شعار رییس‌جمهور یک دوره‌ای می‌دادند. مخالفان دولت همه تلاش‌شان را کردند تا دولت را زمین گیر کنند و بار دیگر روحانی انتخاب نشود. کمیته‌های مختلف سیاسی، ‌اقتصادی و فرهنگی به صورت سایه درست کرده ‌بودند تا دولت را فشل کنند ولی پاسخ مردم چیز دیگری بود. آنها همه انرژی‌شان را گذاشتند تا رقیب روحانی رای بیاورد اما ٢٤ میلیون نفر پشت سر روحانی ایستادند. به همین دلیل می‌گویم چنین اتفاقی نمی‌افتد.

شما به عنوان کسی که با جریان اعتدال‌گرایی پیوند خورده‌اید و با شخصیت‌های اصلاح‌طلب ارتباط دارید این دو جریان را رقیب می‌دانید یا مکمل؟

بی تردید مکمل یکدیگر هستند. من به عنوان عضو حزب اعتدال و توسعه می‌گویم؛ در تمام مدتی که با سایر سران حزب گفت‌وگو می‌کنیم همواره بر این موضوع اصرار داریم تا ارتباط نزدیک و تنگاتنگ هم با اصلاح‌طلبان معتدل و هم اصولگرایان معتدل داشته‌باشیم. این اعتقاد در همه ارکان حزب وجود دارد. البته تندروی‌هایی که در سال ٧٦ شاهد آن بودیم اکنون وجود ندارد. من فکر می‌کنم که اکثریت گروه‌های سیاسی به نوعی عقلانیت دست یافته‌اند و امیدوار هستم در سایه انسجام و همفکری میان مجموعه نیروهای معتدل و دلسوز، کشور بتواند به راحتی از بحران‌های ساختگی عبور کند.

با این حال به نظر می‌رسد این دو جریان وقتی در چارچوب قوه مجریه و نهاد ریاست‌جمهوری قرار گرفتند وارد فاز رقابتی شدند. برای مثال ارتباط واعظی و جهانگیری و حتی تاثیراتی که این ارتباط در ترکیب کابینه و کم رنگ شدن یکی و پررنگ شدن دیگری داشت.

البته شایعات مربوط به اختلاف آقای دکتر واعظی و دکتر جهانگیری و ادعای پررنگ شدن یک طرف و کمرنگ شدن طرف دیگر و همه این بحث‌ها را من ناشی از توهم می‌بینم تا واقعیت. چرا که من خود از نزدیک شاهد همکاری سازنده میان معاون اول محترم و رییس‌دفتر رییس‌جمهوری هستم و ارتباطات آنان در حال حاضر بسیار حسنه است.