درمورد نامه سید محمد جواد ابطحی، چند نکته وجود دارد.

اول اینکه وقتی خبر در رسانه های اجتماعی و حتی رسانه های رسمی کشور منتشر شده، عدم اطلاع رسانی درباره آن نه تنها دردی دوا نمی کند، بلکه به فضای ایجادشده دامن می زند.

در ثانی، برخلاف آنچه ابطحی گفته «عدم» اطلاع رسانی صحیح باعث سوءاستفاده «دشمنان» می شود نه اطلاع رسانی دقیق و صحیح از ماجرا.

سوم اینکه، مخفی کردن این اخبار نه تنها چاره کار نیست بلکه پاک کردن صورت مسئله است. حال آنکه پیگیری این موضوعات به عدم تکرار آن ها در آینده کمک می کند.

چهارم اینکه با وجود تایید رسمی خبر، چرا هیچ جایی از نامه این نماینده اصولگرا، هیچ صحبتی از لزوم مجازات عامل یا عاملان حادثه نشده است؟

پنجم اینکه، درست بودن یا نبودن اطلاعاتی که ابطحی بیان کرده، مانند تجاوز یک یا سه نفر و یا ایرانی و افغانی بودن متجاوز، بی تردید اصل ماجرا که تجاوز به یک دختر معصوم است را پاک نخواهد کرد و از وظیفه مسئولان برای پیگیری ماجرا کم نمی کند.

ششم اینکه چگونه ممکن است برکناری فردی که درباره این ماجرای حساس اطلاع رسانی کرده، موجب «کاهش التهاب و تنش» شود؟ آیا عکس این ماجرا صادق نیست؟

در شرایطی که برخی، صحت نامه مذکور را زیر سوال برده بودند، محمود صادقی عنوان کرده است که نماینده خمینی شهر ضمن تایید صحت نامه، همچنان با «شدت و حدت» از آن دفاع می کند. اکنون باید پرسید واقعا چگونه می توان باور کرد یک نماینده به جای کمک به حل مسئله ای در حوزه انتخابیه خود، خواستار مجازات کسی می شود که صورت مسئله را پاک نکرده است؟ آیا بهتر نیست این نماینده به جای پاک کردن صورت مسئله، دست کم وظیفه اخلاقی - نه نمایندگی - خود را انجام دهد و فارغ از ملیت و جزییات فاجعه دست کم مثل یک سلبریتی عادی(!) در فضای مجازی، که در این شرایط، در موج افکار عمومی غرق می شوند، با یک متن ساده از کل ماجرا ابراز انزجار می کرد؟ آیا این درد از اصل ماجرای تجاوز کمتر است؟