مسکو در ابتدا مطمئن بود که جلوگیری از دخالت نظامی مستقیم آمریکا موجب پایداری دولت سوریه شده و در ادامه فرصتی به روسیه می دهد تا موضعی نظامی در کنار دولت سوریه اتخاذ کند، در حالی که هم پیمانان آن ایران و مقاومت نیز در آن حاضر هستند.

در مقابل، واشنگتن مغرورانه در توهم قدرت بوده و همواره از مجازات طرفهایی سخن می گفت که از خطوط قرمز تعیین شده تجاوز کنند.

در طول سی ماه ایفای نقش نظامی و دیپلماتیک روسیه در سوریه، مسکو موفق شد سقف هایی را تعیین کند که دو عامل مقاومت سوریه و نقش ایران و نیروهای مقاومت نقش مهمی در آن داشت.

در این میان، واشنگتن تلاش می کرد معادله ای اسرائیلی را تحمیل کند که عنوان آن، عدم استقرار در سوریه و تثبیت نشدن بقای حزب الله و ایران بود. اما مسکو اسرائیل را در برابر دو گزینه قرار داد؛ پذیرش اختیاری بازگرداندن جغرافیای دولت سوریه به آن، و جلو گیری از برخورد بین این دو، یا بازپس گیری اجباری مرزهای مشترک سوریه و اسرائیل و استقرار حزب الله و ایران در این مرزها.

این در حالی است که مذاکرات در مورد قانونی بودن نقش منطقه ای و بین المللی ایران در مورد توافق هسته ای وارد پیچیدگی هایی شده است و صحبتهای آمریکایی، سعودی و اسرائیلی در مورد پرونده هسته ای با مساله نفوذ منطقه ای ایران مرتبط شده است. تغییر یک باره موضع روسیه در سوریه مربوط به پایان یافتن حلقه مهمی از این مشروعیت ایران است. در واقع خروج آمریکا از برجام زمینه ای بود در جهت تلاش برای بازگرداندن معادله سوریه به حالت سابق، یعنی سقوط نظام اسد. اما در شرایط حاضر و پس از حضور نیروهای روسیه در سوریه، دیگر اوضاع مانند سابق نمی شود و امکان بازگرداندن عقربه های ساعت به قبل وجود ندارد.

نزدیکی روسیه و اروپا تحت عنوان حمایت از برجام، راه را برابر مسکو باز می کند تا بار دیگر برای استفاده از طرح اوراسیایی خود و جلب منافع مشترک با اروپا در خاورمیانه وارد عمل شود.

مسکو در حالی که از دو پرونده ایران و سوریه آگاه است، تلاش می کند این دو را از یکدیگر جدا کند؛ از این رو، در پی آن است که دو پرونده سوریه و سیادت آن را از آینده نزاعها در مورد مساله فلسطین و امنیت اسرائیل، جدا نماید، از این رو، حفظ امنیت سوریه را گزینه ای الزامی برای واشنگتن و تل آویو می داند که جایگزین آن، افزایش حضور ایران و نیروهای مقاومت بعنوان ضرورتی برای کمک به دولت سوریه و بازپس گیری جغرافیای آن از طریق جنگ است.

در این شرایط، سرگئی لائوروف به کره شمالی سفر می کند تا ضمانتهای امنیتی را برای کره شمالی ترسیم کند، حال سوال اول آن است که چه ضمانتی وجود دارد تا توافق با کره شمالی سرنوشتی مشابه توافق هسته ای ایران نداشته باشد؟

چین در پرونده کره و در جریان جنگ تجاری و مسائل امنیت منطقه ای با آمریکا، نیازی به تحریک یا ترغیبی از سوی روسیه ندارد تا با قدرت حاضر شود.