گوهریسنا انزانی ، با بیان اینکه سال‌های قبل از ۱۸ سالگی برای هر فرد جزو مهمترین دوران‌های رشد و تکامل جسمی، جنسی و روانی است، گفت: آسیب‌های این مرحله از رشد می‌تواند پیامدهای جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. طی این دوران آگاهی‌های والدین از مراحل رشد فرزندان و آموزش‌های مناسب توسط آنها می‌تواند از وقوع هر نوع اتفاق و آسیب اجتماعی پیشگیری کند.

وی با بیان اینکه کافیست والدین مهارت‌های زندگی نظیر ارتباط موثر، کنترل خشم، کنترل استرس، همدلی، خودآگاهی، مدیریت برنامه ریزی، مدیریت زمان، حل مسئله و ... را بیاموزند، افزود: مهارت‌های فرزند پروری شامل تشویق کردن، محروم سازی و ... نیز از دیگر مهارت‌هایی است که والدین باید به خوبی بلد باشند و در فضایی ایمن و به دور از تنش آن را به فرزندان انتقال دهند. این روش‌ها می‌توانند فرزندان را از بروز هر اتفاق و آسیبی محفوظ بدارد.

این روانشناس با اشاره به اینکه گاهی والدین و یا مربیان ضرورت یادگیری مهارت‌های زندگی و مهارت‌های فرزندپروری را درک نکرده‌اند، اظهار کرد: بسیاری از آنها کتابی مطالعه نمی‌کنند، از مشاورین کمک نمی‌گیرند و کمبود اطلاعات آنها باعث صدمات جبران ناپذیر برای فرزندان می‌شود. طی سال‌های اخیر اطلاعات زیادی از منابع گوناگون به کودکان و نوجوانان منتقل شده است که بسیاری از این اطلاعات با توجه به محتوای نامناسب می‌تواند اثرات مخربی برای آنها ایجاد کند.

انزانی با بیان اینکه برای جلوگیری از هر آسیب احتمالی، والدین باید ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای با فرزند خود برقرار کنند و مسائل مهم را به آنها آموزش دهند، تصریح کرد: طی روزهای اخیر شاهد آسیب دانش آموزان مدرسه‌ای در غرب تهران بودیم، شاید این اتفاق زنگ خطری برای والدین باشد تا با مهارت آموزی بتوانند از آسیب‌های بیشتر پیشگیری کنند.

وی با اشاره به تعریف کنوانسیون حقوق کودک در ماده ۱ خود از دوران کودکی، گفت: منظور از کودک، افراد زیر ۱۸ سال هستند مگر آنکه طبق قانون قابل اجرا در مورد کودک سن بلوغ برای آنها تشخیص داده شود. بنابراین هر فرد زیر ۱۸ سال کودک محسوب می‌شود و والدین نباید تصور کنند چنانچه فرزندشان در پایه هفتم و یا هشتم مدرسه مشغول به تحصیل است بزرگ شده و نیاز به آگاهی دادن ندارد.

این روانشناس با تاکید بر اینکه والدین با مشورت مشاوران و روانشناسان متخصص و یادیگری مهارت‌های زندگی روش‌های فرزند پروری تا قبل از ۱۸ سال را به شکل کامل اجرا کنند، افزود: این روزها کودک آزاری‌های جنسی رو به افزایش است و متاسفانه پیامدهای آن تا پایان عمر باقی خواهد ماند.کودک آزاری جنسی به معنای تحمیل هر گونه فعالیت جنسی به کودکی است که فاقد تحول شناختی هیجانی و جنسی است. بنابراین هر گونه تماس و وادار کردن کودک به دیدن روابط در قالب فیلم، عکس گرفتن و ... می‌تواند مصادیق آزار جنسی باشد. این آسیب‌ها پیامدهای طولانی مدتی به همراه دارد که بخشی از آنها شامل احساس گناه و تقصیر، ازدواج ناموفق، روابط جنسی پرخطر، افسردگی، اضطراب، سردمزاجی، ترس از صمیمیت، ترس از اعتماد کردن، اختلال وسواس و ... است.

انزانی تاخیر رشدی، مشکل تمرکز، یادگیری، کاهش اعتماد به نفس، افکار خودکشی، فرار از منزل و حس انتقام گیری را بخش دیگری از این آسیب‌ها دانست و ادامه داد: در این شرایط قشر خاکستری مغز فرد آسیب دیده نسبت به فرد سالم نازکتر می‌شود و در صورت این آسیب دیدگی فرد نمی‌تواند به راحتی با دنیای اطراف ارتباط برقرار کند.

به گفته وی مخرب‌ترین پیامد آسیب‌های جنسی این است که فرد آسیب دیده ممکن است در بزرگسالی خودش تبدیل به فردی آسیب رسان شود. نباید فراموش کرد که هر فرد با توجه به نوع برخورد والدین، شرایط خانوادگی، نوع تیپ شخصیتی و میزان آسیبی که برایش اتفاق افتاده ممکن است چند مورد از این پیامدها نشان دهد و والدین باید به جای مقصر دانستن فرزند خود با مشاوران و روانشناسان متخصص تماس بگیرند. در صورتیکه در همان روزهای اول این اتفاق بیفتد امکان درگیر شدن فرزندان با پیامدهای مطرح شده به حداقل خواهد رسید.

این روانشناس با اشاره به تعدادی از علائمی که کودکان در معرض آسیب جنسی از خود بروز می‌دهند اظهار کرد: بدخلقی، پرخاشگری، گوشه گیری، اضطراب، اشکال در خواب، جویدن ناخن، بی اشتهایی، افت تحصیلی شدید، ترس شدید از لمس شدن، خشم بی دلیل نسبت به اطرافیان، تورم و کبودی برخی از اندام‌های بدن و ... بخشی از این نشانه‌ها هستند.

وی در ادامه تاکید کرد: والدین باید به محض مشاهده این رفتارها به سرعت با مشاوران و متخصصان تماس بگیرند تا این افراد بتوانند از طریق بازی نقاشی میزان آسیبی که اتفاق افتاده را ارزیابی کنند. کودکان در مواجهه با آسیب‌های جنسی بسیار شکننده هستند و هر اشتباه کودک می‌تواند اثر جبران ناپذیری به همراه داشته باشد.

انزانی با اشاره به اینکه کودکان ترس شدیدی از بیان چنین حوادثی دارند تصریح کرد: آنها خودشان را به شدت مقصر می‌دانند و حتی ممکن است از سوی فرد آسیب رسان تهدید شده باشند. به همین دلیل ابتدا باید به کمک مشاوران متخصص میزان آسیب فرد را ارزیابی کرد. به ویژه آنکه در بسیاری از مواقع این آسیب‌ها از سوی یکی از اعضای نزدیک خانواده اعمال شده است.

این روانشناس با بیان اینکه پژوهش‌ها نشان می‌دهد والدین بدون مهارت‌های اجتماعی بسیار سخت گیر و حتی بسیار سهل گیر، والدین با رفتار و عقاید ضد و نقیض، درگیر طلاق‌های عاطفی، دارای اختلال شخصیت، درگیر اعتیاد به مواد مخدر و یا الکل، دارای تحصیلات پایین و یا سابقه بزهکاری به میزان بیشتری احتمال دارد که به کودکانشان آسیب بزنند ادامه داد: همچنین کودکان بدخلق، بیش فعال، تحریک پذیر، سازش ناپذیر، هنجار گریز، طرد شده، نارس، معلول و ... احتمال بیشتری دارد که در معرض آسیب‌های جنسی باشند.

وی با اشاره به اختلال شخصیت ضد اجتماعی به عنوان یکی از اختلالات اصلی شخصیت که هم در فرد آسیب دیده و هم در فرد آسیب رسان دیده می‌شود، اظهار کرد: به دفعات متعدد حقوق دیگران را نادیده می‌گیرد و حداقل سه مورد از رفتارهایی نظیر ناتوانی در پیروی از قوانین اجتماعی، دروغگویی مکرر، تحریک پذیری و پرخاشگری، بی پروایی و بی ملاحظگی به امنیت دیگران، بی مسئولیتی زیاد و عدم پشیمانی از آسیب رساندن به آنها دیده می‌شود.

به گفته انزانی این فرد مبادرت به رفتارهای جنسی آسیب زا می‌کند و به سرعت تقصیر را به گردن دیگران می‌اندازد. همدلی ندارد و نسبت به دیگران بسیار پرخاشگر است. این اختلال در مردان بیشتر دیده می‌شود و احتمال آزاردیدگی جنسی در کودکی در این اختلال بسیار زیاد است.

این روانشناس در ادامه با اشاره به اختلال شخصیت مرزی نیز توضیح داد: فرد درگیر این اختلال الگوی فراگیر بی ثباتی در روابط بین فردی دارد و حداقل پنج مورد از مواردی نظیر تلاش زیاد برای جلوگیری از طرد شدن، روابط بی ثبات افراطی با دیگران، آشفتگی هویت، آسیب رسانی به سایرین، رفتارهای خودکشی گرایانه یا خودزنی‌های مکرر، بی ثباتی عاطفی، خشم شدید و اندیشه‌های بدبینانه در رفتارهایش دیده می‌شود.

به گفته انزانی، این اختلال در زنان بیشتر دیده می‌شود و پژوهش‌ها نشان می‌دهد ممکن است این افراد در دوران کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته باشند.

وی در ادامه با بیان اینکه تشخیص اختلالات شخصیت یا اختلالات جنسی در افراد گاهی اصلا امکان پذیر نیست، تصریح کرد: بیشتر افرادی که درگیر این اختلال‌ها هستند معمولا نقاب‌های زیبایی دارند، خوب صحبت می‌کنند و افراد عادی نمی‌توانند مشکلات آنها را شناسایی کنند به همین دلیل نیاز است والدین فرزندان خود را قبل از هر حادثه‌ای آگاه کنند و به کودکان بیاموزند در صورت بروز کوچکترین اتفاقی چگونه رفتار کنند.

این روانشناس در ادامه تاکید کرد: والدین نباید حتی برای زمان کوتاهی کودک خود را نزد افراد غریبه تنها بگذارند. یادگیری مهارت‌های زندگی و فرزندپروری، ایجاد فضای امن و آرام در خانواده و آموزش‌های مناسب و دقیق از سنین کودکی می‌تواند آنها را از بسیاری از این حوادث محفوظ بدارد.