برخی مشکلاتی را که در یک سال اخیر جامعه و کشور با آن مواجه شده اند، به دلیل عملکرد نامطلوب بعضی حوزه ها در دولت می خوانند و بر این باورند که رئیس جمهور باید نسبت به اصلاح و تغییر رویه در آن حوزه ها ـ که عمده آن شامل بخش های اقتصادی است ـ عمل کند. در این رابطه طبیعتا یکی از راهکارهای جدی، انجام تغییرات در کابینه است که هرچند با توجه به مدت زمان کمی که از عمر دولت دوازدهم گذشته، برخی آن را به صلاح ندانند، اما تغییر به نفع جامعه و مردم در هر زمانی لازم است.

آنگونه معاون رئیس جمهور در دولت اصلاحات می گوید، گویا «حس روحانی» هم از عملکرد برخی حوزه ها در دولتش دلخوشی و رضایت چندانی ندارد، چون در دو سخنرانی عمومی ابتدای سال جاری برخی وزیران و مدیرانش را مورد عتاب و خطاب قرار داد و از عملکرد و سکوت آنها در قبال برخی مشکلات یا گلایه مندی ها از دولت، انتقاد کرد؛ موضوعی که در ابتدا احتمال تغییر در برخی حوزه ها را به ذهن متبادر ساخت.

البته به نظر می رسد رئیس جمهور انتقادش را از برخی وزیران و مدیران کابینه اش صرفا برای ایجاد تحریک بیشتر یا از این بابت که زنگ هشداری باشد، بیان کرد و هدفی برای انجام تغییر در کابینه پشت سخنانش نبود، چون بعد از آن خودانتقادی روحانی از دولت و کابینه اش پایان یافت. البته «محمد علی ابطحی» بر این عقیده است که شاید رئیس جمهور فکر می کند انجام تغییرات در این فاصله اندک از عمر دولت ممکن است در نهایت تعبیر به تضعیف نهاد دولت یا از یاد رفتن برخی اقدامات خوب وزیری که تغییر می کند، بشود.

در عین حال، هنوز بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران سیاسی معتقدند که کابینه و دولت داوزدهم حتما باید بواسطه مشکلاتی که جامعه و مردم با آن درگیر هستند، مورد پالایش و بازنگری قرار بگیرد و رئیس جمهور حتما باید در حوزه هایی که ضعیف کار کرده اند و به خاطر این ضعف بر مشکلات مردم به ویژه در حوزه اقتصادی افزوده شده است، افراد به مراتب توانمندتری را به کار گیرد.

در همین خصوص خبرنگار «تابناک» با حجت الاسلام «سید محمد علی ابطحی» فعال سیاسی اصلاح طلب، عضو مجمع روحانیون مبارز و معاون رئیس جمهور در دولت اصلاحات به گفت و گو نشسته است.

بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان بر این عقیده اند که دولت و کابینه در شرایط نیازمند بازنگری است و حتما باید رئیس جمهور برای پوشاندن نقاط ضعف هیات دولت تغییراتی را در بین وزیران انجام بدهد، نظر شما چیست و فکر می کنید بهترین اقدامی که آقای روحانی در این زمینه باید انجام بدهد، چه می تواند باشد؟

در سالگرد آغاز به کار دولت دوازدهم و در آستانه هفته دولت، بهترین کار عملی که رئیس جمهور می تواند به مردم ارائه بکند، «تغییر کابینه» است. خود آقای روحانی چندین بار اخیرا از مردم گلایه کرده اند و مردم تاثیرات این عملکرد نامناسب برخی اعضای کابینه در حوزه های سیاسی، اجتماعی و به خصوص در حوزه های اقتصادی دیده اند. عمده آنچه در جامعه اتفاق می افتد بر خلاف سیاست های و دیدگاه هایی است که حداقل رئیس جمهور در مصاحبه ها و گفت و گوهای علنی خود ارائه می کند؛ در حقیقت معنی دیگر این مساله این است که «بدنه ای که باید سخنان و خواسته های رئیس جمهور را در دولت اجرا بکند، این آمادگی را ندارند و یا این کار را انجام نمی دهند.

وقتی همه این مسائل را کنار هم بگذاریم، به این نتیجه می رسیم که تغییر کابینه یکی از نکات و موضوعات مهمی است که می تواند یک امیدی را به جامعه وارد کند. این را هم نباید فراموش کنیم که بی دلیل یا با دلیل، ما در اوج یک فضای بی رحمانه شدید ناامیدی در جامعه هستیم. این موضوع می تواند عوامل متعددی داشته باشد که بخشی از آن واقعیت باشد و بخشی دیگر منطبق بر واقعیت نبوده و تحت تاثیر القاء شبکه های اجتماعی و فضای مجازی باشد، اما بالاخره هست؛ بنابرین امیدبخشی و کارهایی که باعث تزریق و ایجاد امید در جامعه می شود، خیلی ضرورت دارد. چون حس ناامیدی و حس عدم امنیت از خود ناامیدی و ناامنی خطرناک تر است.

نقش دولت در ایجدا این امیدواری چیست، آیا تغییرات کابینه جزوی از این تزریق امدی به جامعه می تواند باشد؟

باید دولت محترم توجه داشته باشد، هر چیزی که باعث ایجاد امید و امیدواری به آینده در جامعه شود، در حال حاضر بسیار مهم و لازم است که یکی از مهمترین این موضوعات، مساله ترمیم و ایجاد تغییر در کابینه است. بویژه در کابینه آقای روحانی که بنا به تعبیر خود ایشان «کابینه ای است که در دفاع از رئیس جمهور و اقدامات دولت بسیار گنگ و لال است»، یا بهتر بگوییم کم سخن است. یکی از فاکتورهای ایجاد امید در جامعه این است که مسئولان و وزیران حداقل با دفاع از حوزه کاری خودشان امید را در جامعه تزریق کنند، اما گویا مسئولان و وزیران هم بخش و بعدی از ابعاد ناامیدی درون جامعه شده اند.

البته همکاری سایر قوا هم خیلی موثر است. فضای رویارویی های تلخی که در بسیاری از موارد ما شاهد آن هستیم، خیلی به ناامیدی در جامعه دامن می زند. باید تاکید کنم که جامعه ای داریم که اگر با آن صحبت شده و واقعیت ها به مردم منتقل بشود و از طرفی مشکلات پیش روی بخش های مسئول برای مردم تشریح شود، می تواند جامعه ای بسیار همراه تر و همکارتر از شرایط کنونی باشد.

متاسفانه فاصله موجودی که بین نسل جدید و دولت و به صورت کلی تر حاکمیت به وجود آمده است، بسیار اهمیت دارد که مورد توجه باشد؛ راهکار برداشته شدن این فاصله، اعتنای بیشتر به افکار عمومی است. این یک آسیب و آفت بسیار بزرگی است که در حاکمیت ایجاد شده و در سال های اخیر کمتر مورد توجه قرار است. اگر به افکار عمومی و رفتارهایی که می تواند بسیار اندک بوده و هزینه ای هم برای دولت و حاکمیت در برنداشته باشد و از طرفی تاثیرات مثبتی ایجاد کند، توجه می شد، شاید بسیاری از مشکلات امروز را نداشتیم. اما متاسفانه بی آن بی توجه شده ایم و افکار عمومی خیلی تعیین کننده در دولت و حاکمیت نیست که این مساله بسیار خطرناک است و تاثیرات منفی دارد.

تعلل آقای روحانی در انجام تغییرات در کابینه این تصور را بوجود آورده است که رئیس جمهور منتظر است که وزیرانش خودشان استعفاء بدهند؛ برخی می گویند آقای روحانی خیلی ژاپنی فکر می کند یا اینکه با برخی وزیران ضعیفش رودربایستی دارد؟

این یک مساله عمومی است و فقط ربط به آقای روحانی و دولت ندارد. در سایر قوا هم همین شرایط را شاهد هستیم. مثلا در مورد مرتضوی قبل از اینکه فجایای کهریزک و امثال آن را به بار بیاورد، می توانستند تصمیم گیری کرده و با کنار گذاشتن او جلوی چنین اتفاقاتی را بگیرند. مجموعا من راه حلش را تا الان چندین بار گفته ام که یکی از این راه حل ها «احترام گذاشتن و جدی گرفتن سنت بازنشستگی است».

اینکه در مناسبت های سنی و زمانی به این مساله توجه شود و «سنت بازنشستگی» ملاک عمل قرار بگیرد، خود به خود خیلی از مشکلات موجود در جامعه برطرف می شود. نکته دوم هم این است که وقتی در قوه مجریه کسی از سوی رئیس جمهور به عنوان وزیر انتخاب می شود یا در قوه قضائیه شخصی به عنوان قاضی و مسئول از سوی رئیس دستگاه قضاء برگزیده می شود، باید رودربایستی ها بین رئیس و فردی که انتخاب شده است، کمتر بشود. منتهی در این بین یکسری ملاحظاتی وجود دارد که این ملاحظات خیلی برای جامعه خطرناک است.

مثلا، فرض کنید اگر یک وزیر یا قاضی یک تخلفی مرتکب می شوند و این تصور وجود داشته باشد که اعلام این تخلف ممکن است باعث شود که فلان کار خوب این افراد نادیده گرفته شود یا باعث تضعیف نهاد دولت و قوه قضائیه شود یا تصور کنند که از این مدیران ناکارآمد تر در جاهای دیگر وجود دارد و تغییر پیدا نمی کنند و حالا چرا باید آنها دست به تغییرات بزنند، اینها در شکل گیری این اتفاقات و رفتارها موثر است.

یکی از عوامل ایجاد ناامیدی در بین جوانان، همین بی توجهی بسیاری از مدیران به «سنت بازنشستگی» است؛ چه باید کرد که این آسیب برطرف شود؟

متاسفانه برخی بزرگان سن بازنشستگی را با بالا رفتن سن خودشان بالا می برند. مثلا ما اول انقلاب جوان های آن زمان بودیم. بنده ۲۲ – ۲۳ سالم بود که مدیر رادیو ایران بودم و در گیر و دار جنگ هم قرار داشتیم و بخشی از بار تبلیغاتی جنگ هم در آن برهه بر دوش ما بود. بزرگان و پیرهای ما در آن دوره مثل حاج احمد آقای خمینی و آقای هاشمی رفسنجانی ۴۷-۴۸ ساله یا ۵۰ ساله بودند. آن بزرگان ما به ۸۰ سال رسیدند و حالا سن جوانی به بالای ۴۰ رسیده است. (باخنده) چون به تناسب سن بزرگان، سن جوانان هم بالا رفت.

من بارها شنیدم که گفته شد در تهران، شورای شهر جوانی انتخاب شده است. من بررسی کردم و دیدم که همین شورای جوان تنها یک نفر زیر ۴۰ سال دارد!

البته آقای روحانی یک جوان متولد بعد از انقلاب و دهه شصتی را به کابینه اضافه کرد و برخی وزیران مسن دولت یازدهم مثل آقای نعمت زاده را کنار گذاشت، اما آن یک نفر هم استثناء بود و دیگر شاهد جوانگرایی نبودیم.

این که شما می گوئید، خیلی هم مفید است. شما ببینید بار تجریه دهه شصت با توجه به دوران پساارتباطات خیلی متفاوت شده است. من آقای آذری جهرمی را وزیر موفقی می دانم و دلیل این موفق بودن را هم می توان در این دانست که ایشان هیچ اطلاعی از نحوه مدیریت ها در دهه شصت ندارد و این موضوع خیلی بارش را سبک کرده و باعث موفقیتش شده است.

شما ببینید، تمام بخش های کشور برای مبارزه با قاچاق بسیج شدند، اما موفق نشدند. در عین حال یک جوان ( آذری جهرمی) که بار سنگین مدیریت در دهه شصت را ندارد، در اتاقش و پشت میزش نشست و توانست به اجرای طرح ریجستری مساله ورود موبایل به صورت قاچاق را کلا حل کرد.

من به شخص کاری ندارم، می خواهم بگویم که اگر جوان ها بدین شکل بکار گرفته شوند می توانند بواسطه نیروی جوانی، فارغ بودن از بار سنگین مدیریتی دهه شصت و بروز بودن شان، بسیاری از مشکلات را با هزینه های اندک برطرف کنند. متاسفانه هنوز جلوی بسیاری از وزیران ما کارتابل باز است و باید برگه ها پرینت بگیرند و بگذارند جلوی شان تا به بررسی یک مساله بپردازند.

مثلا با اوج گیری هواپیماربایی، ایکس-ری (X-ray) وارد کشورمان شد و مدت ها طول کشید تا این موضوع جا بیفتد. مثلا فردی از داخل ایکس-ری رد می شد و حتی اگر دستگاه هیچ چیزی نشان نمی داد و آلارمی هم نمی زد، باز بچه های محافظ سپاه تا دستی به طرف نمی کشیدند و بازرسی بدنی نمی کرد، دل شان آرام نمی شد. اینها یکسری خصلت هایی است که بود دیگر.

فکر می کنید در چه حوزه هایی نیاز است که تغییرات در دولت انجام بشود؟

من همیشه در بحث ترمیم و ایجاد تغییرات در کابینه یکسری نگرانی هایی هم داشته ام. همیشه نگران بوده ام نتیجه تغییرات در کابینه بگونه ای باشد که بعدا بگوییم، ای کاش تغییری ایجاد نمی شد. ولی در مجموع توقع اولیه مردم و جامعه با توجه به بحران هایی که شاهد آن هستیم، ایجاد تغییر در حوزه های اقتصادی است. من هم فکر می کنم قطعا اولویت این است و کارشناسان هم در این رابطه اتفاق نظر دارند.