دکتر محمدرضا خاتمی در مراسم ششمین سالگرد زنده یاد فریده ماشینی«قرآن پژوه و فعال حقوق زنان» با گرامیداشت یاد آن مرحومه گفت: خانم ماشینی، دوره نوجوانی و ابتدای جوانی خود را در زمان شاه سپری کرد و در آن زمان توانست بر سر ایمان خود بایستد و از آن چیزی که فکر می کرد، درست است. در آن دوران پرهیاهویی که تقابل دین و مظاهر غیر از آن وجود داشت، بر آرمان خود ایستادگی کند.

وی افزود: وی توانست روح و جان خود را پالایش کند و وارد دورانی شود که بعد از آن انقلاب بود. دوران دانشجوی وی در اوج انقلاب بود و وی در آن دوران، به عنوان یکی از فعالترین دانشجویانی بود که می شد در دانشگاه پیدا کرد. او در عرصه های سیاسی و اجتماعی فعالیت کرد و با آن بهره ای که از دوران نوجوانی و آموزش های آن زمان داشت، سیاست ورزی دیندارانه را انتخاب کرد و بعداً با فراز و نشیب هایی که در عصر انقلاب به وجود آمد، راهی را انتخاب کرد که امروز احساس می کنیم، بی نهایت به او و امثال او احتیاج داریم.

این فعال سیاسی اصلاح طلب بیان کرد: خوشبختانه این میدان پررهرویی است و افراد زیادی هستند که در این زمینه فعالیت می کنند. همه امید ما این است که آنها بتوانند، در ادامه راهی که خانم ماشینی انتخاب کردند، پاسخگوی سوالات و ابهامات بسیار زیادی که نه تنها در جامعه ما، بلکه در جامعه بشری امروز وجود دارد، باشند و هم الگوهای سازنده ای برای بعدی ما قرار گیرند.

خاتمی با اشاره به جایگاه زنان گفت: زن بودن در جامعه امروز ما یک چالش است. نه تنها در کشور ما بلکه در تمامی جوامع، اخبار و مطالبی که حول محور زنان وجود دارد، کم نیستند و به نظر می رسد یک جنبش یا حرکت گسترده ای در همه جوامع وجود دارد، برای اینکه زن بودن را اثبات کند. در جوامعی که در دنیای امروز به شدت مرد سالار هستند، این کاری دشوار است.

وی در ادامه اظهار داشت: جا دارد که ما حول محور سه موضوع در این باره بحث کنیم. شاید وظیفه اصلی را در این باره خود زنان بر عهده دارند. اما در کنار آنها، مردانی که به زن ها به عنوان انسانی کامل نگاه می کنند، وظیفه خودشان را دارا هستند. اگر بخواهیم زن و مرد را جدا کنیم، اولین مساله مربوط به فیزیولوژیک است. شاید اگر بخواهیم از این لحاظ نگاه کنیم، مهم ترین مساله مربوط به موضوع اشتغال زنان در مقایسه با مردان است.

خاتمی همچنین بیان کرد: البته در کنار تمامی آمارهایی که داده می شود، طول عمر زنان از مردان بیشتر است. به نحوی که طول عمر زنان ۷۲ سال و طول عمر مردان ۶۸ سال است. اما آیا ما در جامعه مسائل شغلی زنانه و مردانه داریم؟ و اگر داریم علت و عواملش چیست؟ بر اساس آمارهایی که در دنیا وجود دارد، بیشترین مشارکت اجتماعی زنان در مشاغل آموزشی، دانشگاهی و تحقیقاتی است. این نشان می دهد که برخلاف آن تصور باطلی که در جوامعی چون جامعه ما وجود دارد که ممکن است تفاوت هایی در اندیشه و اندیشه ورزی میان زنان با مردان وجود داشته باشد، این گونه نیست.

این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: در کشور هایی نظیر. استرالیا، زنان بیش از ۵۰ درصد مشاغل دانشگاهی را در اختیار دارند. این آمار در کانادا و کل اروپا حدود ۴۰ درصد است. همچنین در هند ۳۴ درصد، آمریکا ۴۰ درصد و در ژاپن ۲۳ درصد است. در کشور ما نیز زنان در رفتن به دانشگاه و تصاحب مشاغل دانشگاهی، جایگاه ویژه ای دارند. از سوی دیگر، حدود ۳۰ درصد محققین جهان را زنان تشکیل می دهند. ولی زمانی که از محیط علمی و دانشگاهی به محیط کسب و کار رجوع می کنیم، آمارها متفاوت هستند. ممکن است مسائلی خاص از مسائل خود زنان تا مسائل بیرونی که بر کار زنان اثر می گذارد، در این رابطه وجود داشته باشد.

وی افزود: در زمینه تحصیلات عالیه نیز، ۲۰ درصد مردان در رشته های مهندسی هستند، در حالی که تنها ۵ درصد زنان تمایل به خواندن رشته های مهندسی دارند. در زمینه رشته های بهداشتی و درمانی نیز تنها ۷ درصد مردان تمایل به آن رشته ها دارند. در حالی که این آمار در میان زنان ۱۴ درصد است. در رشته های علوم پایه، حضور مردان ۱۲درصد در برابر حضور ۷ درصدی زنان است. 

خاتمی با بیان اینکه یکی از مسائل مهمی که در جامعه ما وجود دارد، مسأله بی سوادی است، گفت: ۳۰ درصد زنان دنیا از مشکل بی سوادی رنج می برند. این درحالیست که این آمار در میان مردان، ۱۹ درصد است. البته این موضوع به عوامل سیاسی و اجتماعی مختلف بازمی گردد. ما باید با وضعیت موجود بیشتر آشنا شویم و ببینیم که آیا لزومی به تغییر این آمارها در جامعه وجود دارد یا نه؟ یک روند طبیعی انسانی و مسائل مربوط به فیزیولوژی زن و مرد است که در اینجا وجود دارد. البته این به خودی خود ارزش تلقی نمی شود که به عنوان مثال مهندس زن در یک جامعه بیشتر باشد یا مرد. اما به هر حال نشان دهنده مسائلی است که کشورهای پیشرفته و سایر کشورها با آن مواجه اند.

وی در ادامه افزود: در مسائل هنری فعالیت زنان بیشتر است، البته نه به نسبت مردان بلکه نسبت به خودشان. به نحوی که در رشته های هنری، ۷ درصد کارگردانان سینما را زنان تشکیل می دهند ۲۰ درصد آنها فیلمبردار، ۲۰ درصد سناریست و ۲۰ درصد تولیدکننده هستند. این نشان می دهد که بخاطر ذائقه ها و سلیقه هایی که در این زمینه وجود دارد، زنان حضور بیشتری دارند.

محمدرضا خاتمی افزود: در زمینه سیاست نیز این موضوع متفاوت است. در مسأله ریاست دولت از سال ۱۹۷۷ تاکنون، آمار ۱۲ رئیس دولت زن به ۱۹ نفر در دنیا رسیده است. این بدان معناست که رشد چشمگیری در این زمینه وجود نداشته است.اما در سطح وزیر آمار حضور زنان در این مدت، از ۶ درصد به ۱۸ درصد رسیده است. این نشان دهنده توجهی است که هم خود زنان به امر سیاست می کنند، هم شاید امکانات لازم برای مشارکت زنان بیشتر فراهم شده است.

وی بیان کرد: همچنین در سطح پایین تر، تعداد زنان در کل جهان از ۱۲ درصد به ۲۲ درصد رسیده است. اما زمانی که جداجدا بررسی می کنیم، این مسأله آمار جالبی را ارائه می دهند. این آمار نشان می دهد که افزایش حضور زنان در مناصب سیاسی، مربوط به کشورهای توسعه یافته نیست. بلکه مشارکت سیاسی زنان در مشاغلی چون نمایندگی، در کشورهای متوسط و پایین تر قرار دارند. به نحوی که بیشترین میزان نمایندگان مجلس را اوگاندا، کوبا و بولیوی دارند. بیش از ۵۰ درصد نمایندگان آنها زنان هستند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب افزود: اگر بخواهیم آمارهای پایین تر را بررسی کنیم، کشورهایی چون نروژ، سنگال، مکزیک، آفریقای جنوبی، سوئد، کاستاریکا و نیکاراگوئه بیش از ۴۰ درصد نمایندگان شان را زنان تشکیل می دهند. اگر این آمار را در کشورهای مسلمان بررسی کنیم، ممکن است تصور شود که میزان مشارکت زنان در آنها کم تر است، در حالی که چنین نیست. در سنگال ۴۲ درصد نمایندگانش زن هستند. در تانزانیا ۳۷ درصد و در تونس ۳۱ و از همه جالبتر در افغانستان۲۷ درصد نمایندگان شان زن هستند.

وی گفت: این مسأله نشان می دهد، اینکه گفته می شود باید برای مشارکت بیشتر زنان رشد اقتصادی، امنیت و مسائل دیگر داشته باشیم، الگوی افغانستان خلاف آن را نشان می دهد. بدین معنا که جنگ زده و آشفته بود، اما با فراهم کردن حداقل هایی برای مشارکت زنان، زمینه های لازم برای آن مهیا شد. این مسأله خلاف این تصور را هم ثابت کرد که اگر زنان در این عرصه ها شرکت کنند، مردان به آنها رای نمی دهند. ما اگر همین انتخابات مجلس دهم را در نظر بگیریم. علاوه بر تهران که زنان لیست پیشنهادی رای آوردند، در شهرهایی نظیر عسلویه، مبارکه، نیشابور و قزوین نیز زنان رای کافی برای نمایندگی را کسب کردند. آمارها نشان می دهند که این تصور که مردم و یا حتی زنان به زنان رای نمی دهند، اشتباه است.

این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: البته زمانی که مشاغل سخت تر می شوند، نسبت حضور زنان نیز کم تر می شود. برای نمونه نسبت افسران پلیس زن در تمام دنیا کم است. یکی از معیارهایی که ما در بحث هایمان مطرح می کنیم، مسأله تبعیض است. تبعیض هایی که مانع حضور زنان در مشاغل مختلف می شوند. این درست است. وقتی به این نتیجه می رسیم که تفاوت زن و مردی که مشغول فعالیت در یک شغل هستند، تفاوت را ببینیم.  در کشورهای پیشرفته اگر هر فرد ۶ الی ۷ ساعت کار می کند، مردان ۴ ساعت کار با مزد و حدود دو ساعت و نیم کار بی مزد دارند. این نسبت در زنان برعکس است. از این رو چنین تفاوت هایی وجود دارد. در کشورهای در حال توسعه، مردان ۵ ساعت کار با مزد و حدود یک ساعت و بیست دقیقه کار بدون مزد دارند. در حالی که زنان دوساعت و چهل دقیقه کار با مزد و حدود چهار ساعت و نیم کار بی مزد دارند.

وی گفت: در همین راستا، در هالیوود نهضتی به راه افتاده که هنرپیشه های مرد گفتند، زنان باید مشابه مزدی بگیرند که ما میگیریم وگرنه ما همکاری نمی کنیم. این تبعیض در بهره گرفتن از کار یکسانی که زنان هم پای مردان انجام می دهند، وجود دارد. وقتی این مشکلات را در تمام دنیا مشاهده می کنیم، نشان می دهد که ما باید توجه بیشتری به مسائل فرهنگی، سیاسی و حقوقی کنیم. گرچه این مسائل در کشورهای اسلامی و کشورهای در حال توسعه بیشتر و شدیدتر است. اما وجود این مسائل در کشورهای پیشرفته که در ظاهر هیچ کدام از موانع را از لحاظ مشارکت زنان ندارند، نشان می دهد که شاید باید توجه و مطالعه بیشتر در این زمینه صورت گیرد و باید موانع حقیقی را دریابیم و اگر تفاوت های طبیعی وجود دارد، آنها را به رسمیت بشناسیم و دیگر بر سر این مسائل دعوا نداشته باشیم.

وی افزود: آمارها نشان می دهند که در این مسائل، در همه جوامع میان مردان و زنان در فرصت های شغلی و حقوق و مزایا، تفاوت های قابل توجهی وجود دارد که بخشی از آنها را می توان با تفاوت های فیزیولوژیک و روحیات و تمایلات زنان نسبت به مردان مرتبط دانست. به نحوی که در امور مربوط به قضا، حضور زنان در سرتاسر جهان نسبت به مردان کم تر است.

خاتمی با بیان اینکه بهتراست به مسأله دوم، با توجه به عرف و فرهنگ خود نگاه کنیم، گفت: این مسأله به فرهنگ و عرف

مردسالارانه ای بازمی گردد که جوامعی چون جامعه ما وجود دارد و با اینکه پدیده ای جهانی است، اما در کشور ما با شدت بیشتری وجود دارد. آقایان می دانند که چه رفتاری با زنان خانواده خود دارند. این مسأله ای است که وجود دارد و خیلی نمی توان به آن پرداخت. اگر به ادبیات درون کشور مان نگاه کنیم، من جز در شاهنامه، که نقش زنان در آن به صورت پررنگ و موثر بر شمرده شده، اثری در ادبیات سراغ ندارم که اشاره ای این گونه به نقش زنان کرده باشد. زنان در شاهنامه، شاید نه هم پای رستم ولی دست کمی از آن ندارند، معرفی می شوند. اما در همان شعری که منتسب به فردوسی است، در باره نقش زنان گفته می شود«نشینند و زایند شیران نر». یعنی مزیت زن را مرد زاییدن می داند.

وی گفت: در منظومه های ویس و رامین و بیژن و منیژه نیز زن بودن را در قالب های خاص خود مطرح می کنند که ما نقش زنان در آن را به عنوان نقشی اجتماعی و فرهنگی موثر نمی بینیم. حتی در غرب، علیرغم پیشرفت های چشمگیری که در حقوق و امور زنان شده است و واقعاً زنان موثری امروز در دنیای غرب می بینیم، پدیده غالب زن در آن جوامع، نگاهی ابزاری است که به زن وجود دارد. به نحوی که شاهد هستیم که جنبش هایی که در آن کشورها به راه می افتند، در آنجا به تلخی نشان می دهد که در جوامع بزک شده غربی، مردسالاری به شدت غالب است و هنوز آن پدیده استفاده ابزاری از زنان، پدیده ای غالب است.

وی درباره مسأله سوم گفت: این مسأله مختص جوامعی مانند ماست که اسلامی و دینی هستند. به ویژه در کشوری مانند ما که بعد انقلاب اسلامی، برداشت و خوانشی از دین در کلیه امور و اجزای زندگی ما رسوب کرده است. اولین مسأله قرآن است. در قرآن مجید از خود خدا که کمال مطلق است، خداوند مرد است. خطاب قرآن نیز درست است که وقتی از واژه مومنون استفاده می کند، هم مرد و هم زن را در بر می گیرد، اما در قسمت هایی از مومنون و مومنات و...در کنار هم استفاده می کند. در اکثر موارد خطاب قرآن به مردان است.

وی افزود: حتی وعده ای که خداوند در قرآن برای آخرت می دهد، وعده هایی برای مردان است. اگر از این مساله بگذریم، می بینیم که تمامی ائمه ما مرد هستند. این واقعیتی است که در دین وجود دارد و کاری که امثال مرحوم خانم ماشینی در راستای قرآن پژوهی می کردند، پاسخ به این شبهات جدی است. ما زنانی را که در اسلام معرفی می کنیم، زنانی هستند که در برهه ای محدود، نقشی بارز در مبارزه با ظلم و ستم و ایستادگی های این گونه داشتند. مانند حضرت زینب(س)، اما در کیستی حضرت فاطمه(س) گفته ایم که فاطمه(س) دختر پیامبر، همسر علی و مادر حسنین است. تنها چیزی که از آن حضرت بیان می شود، این است که در دفاع از ولایت حضرت علی(ع) به کوچه و بازار و درب خانه مهاجرین و انصار می رود. آیا آنها نقش اجتماعی و فرهنگی داشتند؟ من فکر می کنم زنی که در تاریخ اسلام مغفول واقع شده، حضرت خدیجه(س) است. آن حضرت در زمان جاهلیت آن زمان، تجارت آنچنانی داشت و کار گزار داشت که حتی حضرت محمد(ص) به عنوان کارگزار ایشان بود. این مسائلی است که ما در فرهنگ دینی خود داریم.

وی گفت: دین ورزی، دین باوری و معرفی و تبلیغ دین ما عمدتاً در دست مردان بوده است که ما در این مسأله دچار مشکلات عمده ای شدیم. مسأله بعدی، به فرهنگ دینی ما در جمهوری اسلامی بازمی گردد. من نظام جمهوری اسلامی را جمهوری فقه اسلامی می دانم، در حقیقت حاکمیت فقه که همه روابط ما را، چه روابط بین اشخاص چه روابط اجتماعی، سیاست خارجی و دفاعی ما را فقه تعیین می کند. به عنوان مثال طبق قانون اساسی، اگر بپذیریم زن تنها نمی تواند رئیس جمهور شود. اما آیا می گذارند یک زن وزیر شود؟ دلیل این موضوع هم آن است که فقه ما فقهی مردانه است. فقیهان و مراجع تقلید ما تنها می توانند مرد باشند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه گفت: طبق فتاوایی که آقایان می دهند، زنان نمی توانند مرجع تقلید شوند. این آنچنان مهم نیست، مهم تر این است که فقه ما در روابط سنتی قرن های گذشته مانده است. هنوز اساس برنامه ریزی ما، مومن و کافر است.در فقه ما مسأله شهروندی مطرح نیست. مسأله ای به نام ملت مطرح نیست که اگر فردی جزو یک ملت بود، حقوق مساوی دارد یا نه؟ فقه سنتی ما می گوید مومن و کافر، زن و مرد حقوق مساوی ندارد. در حالی که اگر ما خوانشی متفاوت داشته باشیم، باید بگوییم که امروزه ما پدیده ای تازه به نام شهروندی، ملت، مرز جغرافیایی داریم و محدوده ای که افرادی با یک سرنوشت مشترک در آن قرار دارند. آیا آنها هم حقوقی مساوی دارند یا نه؟ فقه ما وارد چنین مسائلی نشده است. در حالی که وارد مسائلی نظیر بانک و پیوند و... شده است.

وی گفت: به دلیل آنکه اساس جمهوری اسلامی این فقه است، ما دچار مسائل و مشکلاتی هستیم که باید برای حل آنها فکری اساسی کنیم. زیرا تفکری که بر اساس این فقه وجود دارد، ما مسائل کوچک و بزرگی پیدا می کنیم. برای نمونه مساله حجاب، اجازه تحصیل، اجازه خروج از کشور، اجازه ازدواج، مسأله مربوط به ورزش و ورزشگاه و... تمامی این مسائل را داریم. ممکن است بگوییم که این ها مسائل مهم ما نیستند. اما اگر آنها را واکاوی کنیم، به طرز تفکری می رسیم که به تدریج همه امور زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد.

خاتمی گفت: بنابراین، باید پرسید آیا همه اسلام فقه است؟ اگر همه اسلام فقه است، وضعیت همین است. اما اگر همه اسلام فقه نیست، بلکه اخلاق و عرفان و مسائل دیگر ست. آن زمان است که ما می توانیم به نوآوری ها، سنت شکنی و نیاز به فقیهانی فکر کنیم که قادر به دریدن چنین پرده هایی باشند و عمدتاً هم خود زنان هستند که باید پیشگام این مسأله باشند.

وی بیان کرد: شاید یکی از مسائلی که در اینجا وجود دارد، این است که برای تفقه به معنای خاص کلمه، یک حالتی زنانه داشته باشد. باید پرسید در حوزه های علمیه خواهران ما چه می گذرد؟ آنچه من می دانم، در حقیقت دنباله هایی از زائده های فقاهتی مردانه است که اکثر آنهایی که در آنجا درس می خوانند، همان تفکر فقه مردانه را ترویج می کنند. شاید یکی از ضرورت ها این باشد که بتوانیم از طرف خود زنان در فقه داشته باشیم. قبل از آن لازم است، فعالین اجتماعی زنان با این جوامع خاص داشته باشند، نباید فراموش کرد.

این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: اولین رسالتی که ما در این زمینه بر عهده داریم، گفتمان سازی است. شاید کاری که مرحوم خانم ماشینی در طول عمر کوتاه اما پربرکت خود تلاش کرد، انجام دهد و می دانم که این راه در زمینه های دیگر ادامه دارد، گفت و گوی درون زنان است. زیرا یکی از موانعی که برای سیاست ورزی زنان و فعالیت های اجتماعی زنان وجود دارد، در درون خود جامعه زنان، گفت و گوی میان آنها و گفت و گوی با جامعه است که اهمیت بالایی دارد.

وی گفت: من نمی دانم که تشکیل تشکیلات مجازی زنان به سود جامعه زنان است یا به ضرر آن؟ اگر این مسأله باعث ایزوله شدن و درون رفتن آنها شود، کمکی به ارتقاء سطح زنان نخواهد کرد. اما اگر منجر به برنامه ریزی برای توانمندسازی شود، آن وقت می تواند جای خود را داشته باشد. مسأله ای که در این زمینه داریم، الگوسازی است.

وی بیان کرد:  متاسفانه امروزه ما آن الگوهایی که باید از زنان داشته باشیم، مشابه الگوهایی که برای مردان هست، نداریم. آیا ما می توانیم از زنی که محجبه است و به حجاب اعتقاد کامل دارد، الگویی بسازیم که در عین حال از حقوق زنانی که معتقد به داشتن حجاب نیستند هم دفاع کند؟ این مسأله مهمی است که ما بتوانیم الگوهایی از زنان را چه به زنان و چه مردان در جامعه امروز خودمان معرفی کنیم و بتوانیم بر اساس آن نشان دهیم که می توان بالاترین ارتقا را داشت.

وی گفت: مسأله دیگر برنامه ریزی است که زمان حال باید برای بسترسازی حقوقی است. زیرا آن گفتمان سازی و گفت و گوی جامعه به جای خود، و آن خلایی که امروز وجود دارد، تغییر نظام حقوقی است که بر اساس فقه در کشور ما وجود دارد. برای این کار حضور در قدرت معنا پیدا می کند. تا یک طبقه یا قشری که به دنبال احقاق حق خود است، در قدرت وجود نداشته باشد، امکان دفاع از آن حق وجود ندارد. مسأله دیگر چگونگی حضور زنان در قدرت است. آیا باید توام با التماس باشد؟ یا نه باید روش های دیگری را اعمال کرد، تا اگر هم نخواهند مجبور باشند، حضور زنان را بپذیرند. مسأله دیگر هدف حضور در قدرت است. این درست است که همه ما می گوییم وقتی دموکراسی، آزادی و مردم سالاری نباشد، مسائل دیگر فرعیست. این یک بخشی از مسأله است، اما در همه جوامعی که امکان حضور و پیشرفت وجود داشته باشد، باید برای رفع موانع موانع یاسی، اجتماعی و فرهنگی زنان برنامه داشت.

وی در پایان گفت: امروز آنچه مشکل ماست، این است که زنان وارد مجلس می شوند، اما برنامه ای مشخص برای آنکه آنها در دوره خود اقدام به پیگیری آن کنند، بر ایشان وجود ندارد. اگر ما می خواهیم تشکیلاتی ویژه زنان داشته باشیم، باید در یک برنامه ۱۰ ساله یا ۱۵ ساله بدانیم که چه قوانینی نیاز به اصلاح دارند؟ یا چه موانع اجتماعی را باید از سد راه برداشت. در این زمینه باید کار اصلی را خود زنان انجام دهند. از این رو در تمامی عرصه ها این نیاز وجود دارد که توانمندسازی زنان صورت گیرد و در این زمینه اولویت آگاهی و به حرکت درآوردن زنان برای تحقق حقوق مدنی و اجتماعی آنها که امیدواریم با تلاش و زحمت عزیزیان در این زمینه می کشند، بتوانیم در سال ها و دهه های آینده شاهد مشارکت بیشتر زنان در عرصه های مختلف باشیم.