فاطمه آدرتاش نوشت، سطح دوم سطحی است که هیچ‌گونه لمسی بین متجاوزگر و قربانی انجام نمی‌شود، اما کودک را برهنه می کند و یا از او می‌خواهد که به بدن او و یا شخص دیگر نگاه کند و یا فیلم مستهجن ببیند.

در قوانین و جامعه ما تعریف آزار جنسی به طور دقیق پرداخت نشده که همین مسئله موجب شده است قربانیان و یا افراد متجاوزگر و یا قانونگذاران در صورتی رفتاری را سوء استفاده و آزار جنسی تلقی‌ کنند که رابطه جنسی کامل صورت گیرد لذا در این رخداد هم شاهد هستیم که متجاوزگر خود را خاطی محسوب نمی کند و حتی اعاده حیثیت دارد. لذا تعریف کامل و دقیق آزارجنسی و تعیین مجازات برای آن یکی از مواردی است که قانونگذاران باید به آن توجه کنند.

نکته بعدی حساسیت ارگان‌هایی مانند آموزش و پرورش به انتخاب و گزینش افرادی است که با کودکان و نوجوانان به طور مستقیم کار می کنند زیرا معمولا افرادی که دارای اختلال "بچه بازی" یا "پدوفیلیا" هستند سعی می کنند در مشاغلی خدمت کنند که با بچه ها بیشتر در تماس است لذا در انتخاب پرسنلی که در مدارس ، مهدکودک ها و آموزشگاه‌ها مشغول به خدمت هستند بایستی دقت بیشتری به عمل آید، یعنی؛ مصاحبه‌های تخصصی با هر یک از داوطلبین صورت گیرد و با گرفتن تست هایی چون MMPI و MCMI به اختلالات محور I و II پی ببرند و این اختلالات مورد بررسی قرار گیرد، زیرا وجود هر یک از اختلالات در افرادی که سرمشق زندگی کودکان مان هستند و آنها را تربیت می کنند، می تواند موجبات آزارهای جسمی، روحی، جنسی و عاطفی را برای کودکان و نوجوانان فراهم آورد که آسیب‌های جدی در روند رشد کودک و نوجوان ایجاد می‌کند.

تمام ارگان‌هایی که به کودکان خدمات ارائه می‌دهند موظف هسنند حداقل یک سال اول رفتارهای فرد گزینش شده را رصد نمایند، در تمام کلاس‌ها دوربین نصب کنند و شخصا موظف باشد رفتارها را مورد بررسی قرار دهد. از کودکان در خصوص نحوه رفتار مربی سوال شود و محیط مناسبی برای این تعامل ایجاد شود.

نکته بعدی در خصوص والدین است. والدین از ٣ سالگی سعی کنند با آموزش خود مراقبتی کودکان را آگاه نمایند و محیط امنی برای کودک فراهم کنند تا بدون شرم، دغدغه و استرس بتوانند هر آنچه که در خارج از خانه برای آنها اتفاق می‌افتد با والدین در میان بگذارند و کنجکاوی‌ها و سوالات خود را با آنها مطرح کنند و هرگونه شبهه‌ای را در کودکان و نوجوانان حل کنند.

لذا آموزش و پیشگیری همواره مقدم بر درمان است باید بدانیم که افراد کودک آزار، اصلا قیافه خاصی ندارند که شبیه خلافکاران و بزهکاران باشد. در اطراف ما هستند، حتی نزدیک‌تر از آنچه که فکر می کنید و معمولا متجاوزان از افراد مورد اعتماد و نزدیک به کودک هستند، در تمام جوامع افراد بیمار وجود دارند که با آموزش‌های مناسب در خصوص مهارت خود مراقبتی، مهارت نه گفتن، ایجاد عزت نفس مناسب در کودک و نوجوان بایستی فرزندان خود را در قبال این حوادث مصون کنیم و مقاومتی در خصوص تربیت جنسی مناسب فرزندان مان نداشته باشیم که آموزش در این خصوص حق مسلم فرزندان ماست.

دولتمردان، قانونگذاران رسانه‌ها در خصوص اطلاع‌رسانی و وضع قوانین روشن و مجازات سخت در این خصوص احتمال این گونه تخلفات و جرائم را کاهش دهند. از طرفی هم فضای مناسبی در جامعه ایجاد شود تا چناچه شخصی شاهد اینگونه رفتار بود در اسرع وقت گزارش دهد نه اینکه ترس از قضاوت و بازخواست دیگران در مورد نوع پوشش و یا رفتار خود داشته باشد و به جای آنکه متجاوزگر بازخواست شود قربانی را مقصر جلوه دهیم تا جرات بیان آزار را نداشته باشد، تا با بهره گیری از این نکات، موجبات کاهش اینگونه رویدادها را در جامعه ایجاد کنیم.