متن شعر به شرح زیر است:

روی اجاق، قوری شبنم گذاشتم

دمنوش خاطرات تو را دم گذاشتم

شد آخرین لباس تنت، دستمال اشک

این روضه را برای محرّم گذاشتم

گفتی که صبر پیشه کن ای باغ مریمم

هر روز ختم سوره ی مریم گذاشتم

هر بار روی خون تو قیمت گذاشتند

غم های تازه ای به روی غم گذاشتم

هرگز تکان شانه ی دل را کسی ندید

من داغ لرزه را به دل بم گذاشتم

تو در رکاب حضرت زینب قدم زدی

من بر رکاب صبر تو، خاتم گذاشتم

حالا من و یتیمی گل های باغ تو

قابی که روی چادر بختم گذاشتم

این خانه بعد رفتن تو سنگر من است

این گونه پا به خطّ مقدّم گذاشتم