المیادین در گزارشی به قلم موسى عاصی نوشت: به نظر می رسد مذاکرات جاری بین ایران و دولتهای ‌‌۴+۱ در مورد توافق هسته ای در مسیری سلبی در حال ‌حرکت نیست.‌

 

این رسانه عرب زبان ادامه داد:  تمام طرفها منافعی حیاتی در حفظ برجام دارند که ‌بحث و مناقشه ای جدی و به دور از تنش را می طلبد ‌تا بدین وسیله از تاثیر تصمیم آمریکا بر اقتصاد ‌ایران و نیز منافع دولتها و شرکتهای طرف قرارداد ‌آن بکاهند.‌

 

این مساله در نشست وین نمایان شد، جایی که گفتگوی ‌مفصلی بین نمایندگان روسیه، چین، آلمان، فرانسه، ‌انگلیس و ایران انجام شد، در خصوص بهترین راههای ‌حفظ روابط اقتصادی بین جمهوری اسلامی و دولتهای ‌اروپایی، چگونگی ادامه فروش گاز و نفت ایران، ‌کیفیت ادامه حواله های مالی و استمرار روابط حمل و ‌نقل دریایی، زمینی و هوایی و بالا بردن سطح سرمایه ‌گذاری بین المللی در ایران، که تا کنون به حد ‌مطلوبی نرسیده است.‌

 

استراتژی اصلی ایران بر اقداماتی متمرکز است که در ‌نظام رفع تحریمها در نظر گرفته شده است؛ بدین معنا ‌که سطح روابط تجاری با اروپا افزایش یابد. در این ‌میان، واقعگرایی ایرانی ظرفیتهای اروپا و حاشیه ‌جنبش این دولت در سایه تهدیدات آمریکایی برای ‌شرکتهای اروپایی را در نظر دارد و سیاست گام به ‌گام را در پیش گرفته است؛ که در گام اول سطح ‌مبادلات فعلی تثبیت می شود.‌

 

اروپای غربی با وجود تحریمهای آمریکا و تهدید ‌شرکتهای بزرگ اروپایی در مورد خروج از بازار ایران ‌بر این عقیده است که می تواند سطح مبادلات تجاری در ‌سطوح فعلی را تثبیت کند. اما این اعتقاد می تواند ‌در چارچوبی کلی باقی بماند، بنابراین نهایت حاشیه ‌حرکت اروپایی ها در سایه تهدیدات آمریکا محدود ‌است، به این دلایل:‌

 

اروپا پیشنهاد داده است که شرکتهای بزرگی که در ‌معرض تحریمهای آمریکا قرار گرفته اند، مانند ‌توتال، انژی، سیمنس آلمان و آلیانز اروپایی با ‌شرکتهای کوچکی جایگزین شوند تا تحریمهای آمریکایی ‌در هم پیچیده شود!‌

 

اما این پیشنهاد در حد نظریه باقی مانده و لازم است ‌در مذاکراتی که تا زمان دیدار وزرای خارجه دولتهای ‌عضو توافق هسته ای انجام می شود، اروپا ضمانتهای ‌کافی بدهد مبنی بر اینکه این شرکتها می توانند ‌همان وظیفه شرکتهای بزرگ سابق را انجام دهند.‌

 

اروپا از قدرت خود برای دادن ضمانتهایی در رابطه ‌با تامین حواله های ایران از طریق نظام مالی بین ‌المللی مطمئن نیست؛ چرا که این حواله ها همگی از ‌نیویورک می گذرد و در معرض تحریمهای آمریکایی است، ‌و در صورتی که ایالات متحده تحریمهایی را از طریق ‌این نظام اعمال کند، اروپا خود را در برابر گزینه ‌سختی می یابد که ایجاد یک نظام به موازات نظام ‌مالی فعلی را می طلبد که براساس آن مبادلات با ‌ایران با استفاده از یورو انجام شود و بانک مرکزی ‌اروپایی مأموریت حواله مستقیم به ایران را بر عهده ‌می گیرد، بدون آنکه از نیویورک عبور کند.‌

 

اما این تصمیم با پیامدهای سیاسی همراه است و ‌احتمال واکنش شدید ایالات متحده نیز وجود دارد؛ ‌همزمان با پیچیدگی هایی هم مواجه است، چرا که ‌ظرفیت های بانک مرکزی اروپا برای سرازیر کردن ‌کمیتهای عظیمی از ارز اروپایی در بازارها محدود می ‌ماند.‌

 

بخش نفت ایران در زمینه صادرات نفتی خود به خارج ‌با مشکلی مواجه نمی شود، قیمت بزرگی از این ‌تولیدات همچنان به دولتهای آسیایی می رسد که در ‌مقدمه آنها چین و کره جنوبی هستند. شرکتهای کوچک ‌اروپایی می توانند در زمینه کاوش و استخراج نفت و ‌گاز جایگزین شرکتهای بزرگ شوند، اما اروپا از ‌ارائه دیگر تسهیلاتی که اقتصاد ایران به ان نیاز ‌دارد ناتوان باقی می ماند.‌

 

مشخص نیست کدام شرکتها جای ایرباس و بویینگ را در ‌بازار ایران خواهد گرفت و چه شرکتهایی جای شرکتهای ‌رنو و پژو را در تولید ماشینهای ایرانی اشغال می ‌کند.‌

 

گزینه های ایران برای جایگزینی مبادلات تجاری با ‌اروپا ، از طریق گرایش به شرق تامین می شوند، ‌بازارهای روسیه، چین و بازارهای آسیایی در برابر ‌ایرانی ها باز است. حجم مبادلات تجاری ایران با این ‌دولتها تا حد زیادی افزایش یافته است و دولتهای ‌مذکور هرگز از تحریمهای آمریکایی تاثیر نمی ‌پذیرند.‌

 

نقش روسیه و چین بعنوان واسطه بین اروپا و ایران ‌در جریان مقابله با تحریمهای آمریکا بسیار اهمیت ‌دارد. همکاری اروپایی روسی برای نجات برجام در سفر ‌مرکل و مکرون به روسیه نمود یافت.‌

 

سه هفته دیگر و بنابر دعوت ایران، وزرای خارجه ‌دولتهای عضو توافق هسته ای برای گفتگو در مورد ‌اقداماتی که کارگروهها و کارشناسان انجام خواهند ‌داد، با یکدیگر دیدار می کنند و محمد جواد ظریف ‌پیشنهادهای اروپا، چین و روسیه را دریافت خواهد ‌کرد.