خرمشهر داغ دید، داغ خرمی‌اش را، داغ نخل‌هایش را و داغ فرزندانش را. چهل سال است که خرمشهر داغدار است؛ داغدار روزهای از دست رفته. صدای خرمشهر داغ خورد. برایش جشن بازسازی گرفتند اما دیگر شهر نشد. با این حال هنوز زنده است، هنوز نفس می کشد و هنوز جریان دارد.