اول از همه این اراده طرف‌هاست که تاثیر گذار است. اینکه هر طرف تا چه اندازه نیازمند رسیدن به توافق باشند. دیگر اینکه توافق برای آنها چه نتایجی رقم خواهد زد و آیا منافع آنها را تامین خواهد کرد یا خیر. دست آخر اینکه جایگزین توافق چه خواهد بود. این بدان معناست که هزینه بر هم خوردن یا به نتیجه نرسیدن توافق چه خواهد بود.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور غیر قابل پیشبینی ایالات متحده آمریکا به تازگی خروج این کشور از برجام را اعلام کرد و مایک پمپئو وزیر خارجه اش نیز به همین چند روز پیش سیاست این کشور در قبال ایران را اعمال تحریم هایی بسیار شدیدتر از آنچه پیشتر اعمال شده بود، اعلام کرد. حالا سوال اینجاست که واکنش ایران در ۶ ماه آینده که آمریکا عملا از توافق خارج خواهد شد چیست؟

شرایط عمومی ایران

 برای تحلیل این موضوع نخست باید ببینیم شرایط برای ایران چیست و ایران چه اهرم هایی در اختیار دارد؟

1.        اتحادیه اروپا، چین و روسیه مخالفت خود را با اقدام آمریکا اعلام کردند اما بخش های خصوصی این کشورها در حال برنامه ریزی برای خروج از بازار ایران هستند.

۲.        روسیه تنها کشوری است که به خاطر بحران کریمه مورد تحریم قرار گرفته است.

۳.        هرگونه تغییری در زمینه صادرات نفت ایران باعث تغییر در قیمت نفت در جهان خواهد شد.

۴.        ایران به لحاظ نیروی انسانی آماده یک جهش بزرگ اقتصادی است که این مسئله نیازمند ارتباط موثر با اقتصاد جهانی است.

۵.        ایران در سوریه، عراق و یمن حاضر است و این مسئله قدرت منطقه ای به ایران داده است.

۶.        اسرائیل به عنوان قوی ترین متحد منطقه ای آمریکا در جهت فشار به ایران عمل کرده و برخی از اهداف ایران در سوریه را هدف قرار داد.

۷.        عربستان به عنوان متحد دیگر آمریکا در منطقه به دنبال تامین منابع نفت و گاز کشورهای طرف قرار داد ایران بر آمده است.

حال با توجه به این شرایط عمومی سه گزینه برای آینده برجام و اقدامات ایران و غرب محتمل است:

۱.        با فرا رسیدن زمان اجرایی شدن دستور ترامپ برای خروج از برجام تحریم ها برگشته و کشور در آستانه یک حرکت نظامی پیش خواهد رفت.

۲.        اتحادیه اروپا، روسیه و چین به راه حلی خواهند رسید که بدون وجود آمریکا برجام اجرایی شود.

۳.        دور جدیدی از مذاکرات با حضور آمریکا و ایران آغاز خواهد شد و دو طرف بر سر مسائل جدیدی توافق خواهند کرد.

ناگفته معلوم است که تکلیف گزینه دوم از پیش مشخص است. اگرچه اتحادیه اروپا، چین و روسیه قویا اقدام ترامپ را محکوم کردند اما در صحنه عمل خروج شرکت های طرف قرار داد ایران نشان از این خواهد داد که زور اقتصاد به سیاست خواهد چربید. اگرچه از زمان روی کار آمدن ترامپ هم این مسئله مشخص بود و بسیاری از شرکت های اروپایی با شک و تردید به بازار ایران نگاه می کردند و عملا سرمایه خود را به ایران منتقل نکردند. اما همین نارضایتی اتحادیه اروپا ، چین و روسیه می تواند به عنوان یک اهرم سیاسی در دست ایران عمل کند.

اکنون عملا توپ در زمین ایران است و جهان منتظر است که ببیند ایران بار دیگر پای میز مذاکره می نشیند یا راه تحریم را پی می گیرد. برای اینکه بتوانیم پیش بینی کنیم که ایران کدام راه را می گزیند باید ابتدا ببینیم چه عواملی تقویت کننده و سوق دهنده به هر یک از این دو راه است. البته ناگفته معلوم است که تصمیمگیری در اینباره تنها در دست حسن روحانی و دولت او نیست و باید نهادهای مختلف حکومت را با خود همراه کند.

گزینه یک: بازگشت تحریم ها و تلاش برای ادامه همکاری با اروپا، روسیه و چین

این گزینه از سوی مخالفان داخلی دولت حسن روحانی ، اسرائیل و عربستان با دلایل مختلف پیگیری می شود. برجام عملا مهترین دستاورد دولت روحانی بود. حال که عاقبت آن کاملا گنگ و نامعلوم است ، مخالفان داخلی دولت این مسئله را چماقی خواهند کرد تا کلیه عملکرد دولت را زیر سوال ببرند. همزمان اسرائیل و عربستان سعودی که به دنبال تغییر نظام سیاسی در ایران هستند با بازگشت تحریم ها یک گام به رویارویی نظامی ایران و آمریکا که خواسته آنان است نزدیک تر خواهند شد.

از سوی دیگر نتایج این گزینه بحران شدید اقتصادی در داخل کشور و توقف پروژه های اقتصادی و در پی آن تشدید بحران های اجتماعی و سیاسی نظیر آنچه که در دیماه سال قبل رخ داد خواهد بود.

گزینه دو: شروع دور جدیدی از مذاکرات با حضور آمریکا و رسیدن به توافق جدید

عملی شدن این گزینه در ابتدای امر خیلی دور از ذهن می آید. چراکه برای رسیدن به برجام هم راه سختی سپری شد. همراه کردن کلیه ارکان حکومت بسیار دشوار بود و مخالفان برجام تمام تلاش خود را برای زمین زدن آن کردند. حال با توجه به برباد رفتن آن عملی کردن توافقی دوباره آن هم با طرفی غیر قابل اعتماد و پیشینی مانند ترامپ عملی محال به نظر می آید.

اما در نگاه واقع بینانه باید گفت که برجام با وجود عملی شدن ناقص و سنگ اندازی های مدام آمریکا دستاوردی بود که در دوره ای حساس اقتصاد ایران را از نابودی کامل نجات داد. توانست بخشی از دارایی های بلوکه شده ایران را باز گرداند و تا حدود زیادی شفافیت را به سیستم اقتصادی کشور بازگرداند تا حدی که اختلاص های چندهزارمیلیاردی دوره تحریم  دیگر تکرار نشود.

از سوی دیگر کشور اکنون با بحران سیاسی اقتصادی و سیاسی و مهمتر از همه اجتماعی زیادی روبروست که تحریم می تواند آن ها را تشدید کند. این دقیقا چیزی است که تیم تندرو و برانداز ترامپ به دنبال آن هستند. پس عقلانی ترین راه آغاز دور تازه ای از مذاکرات و رسیدن به توافقی دیگر است. این چیزی است که امروز به واسطه خروج احمقانه ترامپ از برجام شدنی است، اتحادیه اروپا، روسیه و چین به دنبال آن هستند و شاید آخرین تلاش برای نجات اقتصاد ایران باشد.