کمتر از یک ماه کارش به بیمارستان و بستری شدن کشید و اسمش در میان دریافت‌کننده عضو قرار گرفت. عضوی حیاتی که برای به دست آوردنش باید دست به دعا می‌شد اما چه دعایی؟ دعای مرگ دیگری به قیمت زنده ماندن عزیزمان؟

به هر حال مرگ و زندگی در دست خالق است و مخلوق به عنوان اشرف مخلوقات در رویارویی با حوادث و اتفاقات می‌تواند بهترین تصمیم را اتخاذ کند. تصمیمی به قیمت زندگی...

حال یاد خاطرات گذشته و آب شدن عزیزمان در مقابل دیدگانمان تداعی‌کننده روزهای سخت و عذاب‌آوری است که حتی امروز هم عذابش برایمان هست و ادامه‌دار است... جای خالی‌اش با دیدن میوه‌های زندگیش همیشه خودنمایی می‌کند...

آن روزها هیچ کاری از دست کسی ساخته نبود جز دست به دعا شدن و این به شدت آزاردهنده بود اما زمانی به عذاب مبدل شد که با صف طویل متقاضیان عضو مواجه شدیم و کم کم ناامیدی در بیمارمان ریشه دواند و کمتر از یک یا دو هفته تسلیم شد... نجنگیدن بدترین درد است، دردی که برای التیامش درمانی وجود ندارد، دیدن حال و روز زار و نزارش دردی جانکاه در میان همه تزریق کرد و ماندگار شد و ماندگاریش بد بازماندگان را از پا انداخت.

از دست دادن واژه نامانوسی است که هیچ کس دوست ندارد با آن روبرو شود و همواره از آن فرار می‌کند غافل از اینکه مرگ همچون شتری است که روزی درب هر خانه‌ای خواهد نشست. اما گاهی می‌توان با بخشش به موقع مانع از مرگ عزیزی شد، عزیزی که شاید متعلق به تو نباشد اما نفس چندین نفر به جان او وابسته است و در واقع نجاتش حیات‌بخش افراد زیادی خواهد بود.

گاهی برخی حوادث و اتفاقات موجب می‌شود فردی دچار مرگ مغزی شود و زندگیش وابسته به دستگاه‌هایی که اگر قطع شود حیات هم با آن می‌رود بنابراین چه خوب است با اهدای عضو و جان بخشیدن به فرد دیگر، عزیز خود را در کالبدی دیگر قرار دهیم و وجودش را همواره حس کنیم.

حال سراغ یکی از اعضای خانواده یک بیمار مرگ مغزی می‌رویم تا انگیزه‌شان را از اهدای عضو بدانیم. کاری که زندگی را نه تنها به یک فرد که به چند خانواده بخشیده است.

امیرحسین حسن‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا، منطقه همدان، با بیان اینکه پدرم در سن ۵۳ سالگی به علت تصادف دچار مرگ مغزی شده بود، اظهار کرد: چنین اتفاقی هیچ‌گاه در کل خاندان ما رخ نداده بود و به همین علت اطلاعی نسبت به این عارضه نداشتیم.

وی ادامه داد: پس از بروز این مشکل رئیس تیم هماهنگ‌کننده اهدای عضو استان همدان توضیحات کاملی درباره این بیماری ارائه و ما را متقاعد کرد که پدرم بازگشت‌پذیر نیست.

حسن‌زاده با ابرازخرسندی از تصمیم بر اهدای عضو پدرش افزود: پدرم در هر صورت از دست می‌رفت و بدنش زیر خاک می‌پوسید اما با این کار باقیات صالحات را برای پدرم رقم زدیم.

وی ادامه داد: یکی از همسایگان ما بیمار کلیوی داشت و ما با چشم خود آب شدن خود و خانواده‌اش را مقابل چشمانمان دیده بودیم بنابراین تصمیم گرفتیم با اهدای کلیه‌ها، کبد و نسوج پدرم به چندین خانواده زندگی دوباره بخشیم.

وی تصریح کرد: اعضای خانواده ۵ نفره ما از این تصمیم خیلی خوشحال هستیم به ویژه مادرم که نقش مهمی در اتخاذ این تصمیم داشت.

وی درباره نحوه برخورد دوستان و بستگان و فامیل با این موضوع نیز گفت: برخی از بستگان ما به علت عدم آگاهی از این عارضه نه تنها رضایت نداشتند بلکه تصور می‌کردند مرگ مغزی همچون کماست و امکان بازگشت فرد به زندگی وجود دارد.

رئیس تیم هماهنگ‌کننده اهدای عضو استان همدان نیز در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه اهدای اعضای آقای حسن‌زاده تنها اهدای عضو در سالجاری بوده است، یادآور شد: خوشبختانه وضعیت اهدای عضو در همدان خوب است به طوریکه استان همدان از این منظر در غرب کشور یکه‌تاز است.

دکتر مجید حمیدی خاطرنشان کرد: در سال گذشته ۲۴ مورد اهدای اعضای همشهریان همدانی اتفاق افتاده و این آمار نسبت به گذشته مناسب است.

وی با اشاره به اینکه در حال حاضر بیمار مرگ مغزی در استان نداریم، افزود: تقریبا ۷۰ بیمار کلیوی در استان همدان در صف انتظار برای دریافت کلیه هستند.

حمیدی در پایان ضمن تقدیر و تشکر از خانواده‌های اهداکننده اعضای بیماران مرگ مغزی اظهار کرد: با توجه به تقارن روز اهدای عضو با ایام ماه مبارک رمصان، جشن نفس پس از ماه مبارک در همدان برگزار می‌شود.