البناء در تحلیلی به قلم طارق احمد نوشت: ‌ با اینکه توافق هسته ای با ایران آغاز حل بحرانها ‌و درگیریها در جهان بود، خروج ترامپ از آن به ‌امکان حل بحرانها به صورت صلح آمیز پایان داد. ‌

در ادامه این تحلیل آمده است: اما به نظر می رسد محاسبات آمریکایی و فشارهای ‌مستقیم ترامپ به شرکتها و دولتهای غربی که به ‌تعامل با ایران ادامه می دهند، فایده ای نداشته ‌است؛ چرا که تروئیکای غربی عزمی جدی برای حفظ ‌توافق هسته ای با ایران دارد. در ادامه، جهان در ‌برابر توازن بین المللی تازه ای قرار می گیرد که ‌شامل دولتهای تروئیکا به اضافه چین و روسیه می ‌شود؛ آنچه شعاع قدرت جدیدی را نمایان می کند که ‌مشترکات اقتصادی و منافعی در آن مطرح است که مانع ‌از پیروی جهان از سیاستهای ایالات متحده می شود.‌

بر این اساس، می بینیم که منافع مهمی دولتها و ‌ملتها را به هم پیوند داده است که این مساله بویژه ‌با پیوستن انگلیس، فرانسه و آلمان به روسیه و چین ‌بارزتر شده است و این اتحاد بین دولتهای مذکور می ‌تواند موجب ایجاد یک مرکز نفوذ بین المللی شود که ‌از قدرت سیاسی و اقتصادی لازم برای مقابله با محور ‌اسرائیل و آمریکا برخوردار است و همین مساله می ‌تواند منظره جدیدی از سیاستهای بین المللی بوجود ‌آورد که خارج از سیطره آمریکا باشد.‌

شاید برای صحبت کردن در مورد ائتلاف بین المللی ‌تازه زود باشد، اما می توانیم در خصوص منافع ‌مشترکی صحبت کنیم که بین دولتهای تروئیکای اروپایی ‌و چین و روسیه را جمع می کند و می تواند یک واقعیت ‌سیاسی جدید را ترسیم کند که چه بسا موضع متحد این ‌دولتها در مورد حمایت از برجام، نمونه ای از این ‌ائتلاف باشد، که می تواند پرونده های دیگری همچون ‌بحران سوریه یا جنگ یمن را هم در برگیرد.‌