بی معرفت است و لوس و کمیاب دلار

بد خُلق و نفس تنگ و کم اعصاب دلار

انگار که نا رفیقِ ناهمراهیست

در حرکت پر شتاب، بی تاب، دلار

در خانه ی همسایه به چشمم دیدم

یک تاااابلوی نفیسِ در قاب دلار

هم قیمتی است و هم که چرک کف دست

مخلوط عجیب "دوغ و دوشاب" دلار

از خونِ یورو همیشه قرمزتر بود

خونش که همیشه رنگِ عناب دلار

با یاری حضرتِ جهانگیری کرد

اینجا همه را که سنگ و قلاب دلار

گفتند که کار ، کارِ بسم الله* است

افتاده نخش به دستِ ناباب دلار

این مساله هم به پایِ جمشید افتاد

جام جمِ او شکسته در خواب دلار

گفتند خودش رو به زمین می آید

هر زاویه هم که گشته پرتاب دلار

از دور معاملات بیرون بکنیم

چون مورچه ای در شب مهتاب دلار

در مهد، شعار کودکان هم این شد:

گوساله و قاطر و خر و گاب، دلار

ای لعبتِ ور پریده، از دست تو شد

این شعرَک من دچار اطناب دلار

یارب تو خود از تورمش کم بنما

در رشد و اندازه و اسباب دلار

 

حمیدحاجی زاده

 

* جمشید بسم الله که فدر دولت قبل، عالیت او و همکارانش عامل افزایش قیمت دلار معرفی شد