حجت الاسلام و المسلمین محسن مهاجرنیا در سومین جلسه مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم با موضوع «راهبردهای اصولگرایی در دهه پنجم انقلاب اسلامی»، گفت: دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا، از راهبردهای بسیار مهم در تشیّع است که در گذشته گاهی این دو موضوع اساسی به عنوان مسئله شخصی طرح می شد، اما امروزه یک نگاه راهبردی و کلان در نظام و جامعه اسلامی هم پیدا کرده است، که باید تقویت شود.

اهم اظهارات مهاجرنیا به شرح زیر است:

* نباید از طریق هجوم ارزش های کفر، شرک و دشمنان، مورد تعرض واقع شویم، اگر بنا است ما هویت دینی مان خدشه دار شود، آنجا باید احساس خطر کرده و دوست و دشمنِ معاصر را مشخص کنیم.

* امروز در این طرف ما مشکل اسلام انگلیسی را داریم که تولی و تبری را تنها در محدودۀ سنت گذشته منحصر کرده اند و در مقابل اسلام آمریکایی است که تنها دشمن خود را شیعه می داند، این ها از دردهای روزگار ماست که نمی توانیم راهبرد جدید دشمن شناسی و دوست شناسی و تعیین مواضع راهبردی خودمان را در جهان اسلام مشخص کنیم. در دنیای امروز هم دشمن ما بیشتر شده است و هم دوستان ماهیت جدیدی پیدا کرده اند و تغییر چهره داده اند.

* همۀ کسانی که ادعای اصولگرایی دارند و پایبند به ارزش های انقلاب اسلامی هستند، باید جامعه را آگاه کنند تا دوستان و دشمنانشان را به درستی بشناسند و متناسب با شرایط و مصالح، موضع گیری کنند.

*کفار کسانی هستند که حق و ایمان و دین را می پوشانند و انکار می کنند. هر کسی با اسلام و مسلمانان دشمنی کند و با مسلمانان بجنگد، ولو به ظاهر مسلمان هم باشد، مسلمان باغی و محارب و ناصبی باشد، همانند سلفی گری، تکفیری، وهابیت، داعش، جبهه النصره و طالبان، این از مصادیق دشمن است.

* یکی از مشکلاتی که مخصوصاً در سیاست داریم، این است که بین تولی و تبری، توازن برقرار نمی کنیم. دائماً در افراط و تفریط هستیم. یک باره با یک کسی دوست می شویم که اصلاً جای آن دوستی نیست. یا با کسی دشمنی می کنیم که او دشمن نیست.

* متأسفانه گاهی ما این مصداق دشمن را در جناح های داخلی می آوریم. دشمن را در میان جناح های سیاسیِ هم کیش می بینیم. این نشانگر آن است که ما هنوز نتوانسته ایم اهمیت راهبرد تولی و تبری را درک کنیم. ما هنوز اصول مشترکمان را درک نکردیم تا زیر چتر تولای واحد قرار گیریم.

* متأسفانه گاهی خیلی راحت یکدیگر را تکفیر می کنیم، در حالی که یکی از مراتب تولی و تبری، اقتدای عملی به اولیای الهی و انزجار عملی از دشمنان است.

* علمای ما با علمای اهل سنت حتی نشست و برخاست ندارند، ما باید به آنها بگوییم مگر آمریکا مصداق کفار نیست؟ مگر اسرائیل که الآن شما به سمت آن می روید، در قرآن مصداق کسانی نیست که باید از آنها اعلام برائت شود؟

* از اول انقلاب، اتحاد و وحدت کلمه، جزء شعارهای اصلی امام راحل بود، اما متأسفانه الآن قدری مشکل داریم.

* حتی اصولگرا و اصلاح طلبِ ما هم این ادبیات را پیدا نکردند. مشترک های اینها بیشتر از اختلاف نظرهایی است که دارند. اصلاح طلب ها اصول انقلاب اسلامی را قبول دارند. اگر قبول نداشته باشند اصلاح طلب نیستند. در خیلی از اصول اینها با هم مشترک هستند.

* پیش شرط وحدت، احترام به حق و حقوق یکدیگر است، شما من را به عنوان خودم بپذیر. قرار نیست «من تو شوم» یا «تو من شوی». بپذیریم که یک شهروند هستیم. یک اصلاح طلب یا اصولگرا هستیم. حق شهروندی و مدنیت داریم. بعد با هم کار کنیم.

* گاهی می خواهیم طرف نباشد، بعد می گوییم که بیا وحدت کنیم؛ یعنی ما باشیم. اگر ظرفیت های ما روی هم انباشت شود، بهتر از این است که فقط ظرفیت یک جناح در کشور باشد. پنج انگشت بهتر از یک انگشت است. این جزء پیش فرض هایی است که در این راهبرد باید بپذیریم.