محمدباقر خرمشاد معتقد است: یکی از مشکلات تفکر اصولگرایی و تفکری که به عنوان راست شناخته می‌شد، عدم توانمندی زیاد در پذیرشِ تحول در درون خود است. من این را سال ۷۶ آسیب شناسی کردم. یک سری مشکلات را در مورد علل شکست آقای ناطق و مجموعه آن تفکر، بیان کردم. دلیل آن هم نوگرایی در درون جریان بود. ضمن احترام به همۀ آن عزیزان، باید بگویم گاهی نمی‌توان با برخی افراد تا دمِ قبر ادامه داد و وقتی آنها رفتند، آدمهای جدید آورد.

اهم اظهارات خرمشاد به شرح زیر است:

*متاسفانه این جریان به اندازه کافی نیروسازی نکرده است. حتی در حرف‌ها هم نوگرایی نداریم. چرا فکر می‌ کنیم تفکر دیندارانه تنها باید با یک قالب صحبت کند و نمی‌تواند زایش گفتمانی داشته باشد؟ اگر اینطوری بود که نمی‌توانستیم انقلاب کنیم. انقلاب در زمانی اتفاق افتاد که تفکر اسلامگرایان توانست رقیبِ قَدرقدرتی به نام چپ را که در انقلاب سازی در دنیا هژمون بود و بر تفکر لیبرال غلبه کرده بود، کنار بزند و مردم را مجاب کند. در واقع حرف‌هایی که زد، مجاب کننده بود.

*در حال حاضر تسری ظاهرگرایی به حوزۀ فرهنگ، دینداری و حتی حوزۀ عزاداری و غیره، خطری است که جبهۀ دینداران را تهدید می کند. البته این تصور غلط است که در نقطه مقابل، دیندار وجود ندارد. این تصور غلط را باید برداریم. در جبهه اصلاحات هم انسانهایی هستند که دیندار و مقیدند بنابراین ضعف اصولگرایان در عدم نوگرایی است. انگار این جریان عقیم است یا نمی‌تواند زاد و ولد کند و یا فقط عده خاصی می‌ توانند از این کیان دفاع کنند. این در حکومتداری آفتِ بزرگی است.

* اصلاح طلبان در ارائه لیست ۳۰ نفره مجلس در حوزه انتخابیه تهران اشتباهاتی داشتند اما در طرف مقابل، چنین تصوری که ۵ سال بعد در انتخابات شوراها همان افراد اصولگرایی که ۴ دورۀ قبل انتخاب شدند، رای بیاورند، ممکن نیست. من از الان می‌ گویم اگر همان افراد قبلی در انتخابات‌های بعدی مثل انتخابات مجلس و شورای شهر بیایند، شکست شان قطعی است. احتمال موفقیت چهره های جدید با حرف‌های جدید کم نیست. خصوصاً اگر اصولگرایان بتوانند در انتهای دولت فعلی مانند انتهای دولت اصلاحات، به درستی انتقاد کنند و برنامه درست بدهند، بختِ بالایی برای پیروزی پیدا می‌ کنند بنابراین اگر تفکر پایبندی به چهره‌های قدیمی در مجموعۀ اصولگرایان ادامه پیدا کند، خودکشی قبل از مرگ است.

*دینامیکِ انتخابات در ایران تقریباً مانند دینامیک انتخابات کشورهای پیشرفته است. مردم در انتخابات کسی را انتخاب می‌کنند که به درد کیف پولشان بخورد و معیشتشان را بهتر کند. سیاست کاندیدا باید سیاست تدبیر معیشت مردم باشد. سیاست او باید تدبیر امور کشور باشد و دخل و خرج آن را برابر کند. وقتی این منطق حاکم باشد، هر گروهی که نوآوری بیشتر، تنوع بهتر، برنامه و تخصص بالاتر، فضای رسانه‌ ای بهتر و بهره‌وری بهتری از امکانات و شرایط داشته باشد، دست برتر را خواهد داشت.