افشین غلامی، خبرنگار جنگ و پژوهشگر مسائل خاورمیانه در یادداشتی درباره حمله جدید به سوریه نوشته است: سحرگاه امروز بار دیگر آمریکا و همپیمانانش به مواضع ارتش سوریه در شمال و مرکز سوریه حمله موشکی کردند. تا اکنون آمریکا و اسراییل چندین حمله موشکی گسترده را به پایگاه‌های راهبردی ارتش سوریه در خاک این کشور انجام داده‌اند و دست بر قضا نقاطی را برای ضربه زنی انتخاب کرده‌اند که نیروهای مستشاری ایرانی هم در آن‌ها حضور داشته‌اند. این اقدامات چند هدف عمده دارد که به صورت خلاصه در سه سطح آن‌ها را تشریح می‌کنم:

در سطح خرد، دنیای غرب به رهبری آمریکا قدرت گیری ایران در سوریه را نمی‌خواهد بپذیرد و با توجه به آن که حضور ایران در سوریه به دعوت رسمی دولت مرکزی این کشور بوده، سعی دارد تا آنحایی که می‌تواند مشروعیت ایران را با حملات موشکی و فشار به اذهان عمومی سوریه برای خارج کردن نظامیان ایرانی، تحت تاثیر قرار دهد. همچنین آمریکا می‌خواهد با این اقدام، جامعه جهانی را علیه ایران با این عنوان که ایران در امور سوریه دخالت می‌کند، بسیج نماید. در حال حاضر آمریکا با حضور لجستیکی و نظامی و دایر نمودن فرودگاه‌های نظامی و موشکی در شرق فرات و کُردستان سوریه و منطقه التنف واقع در مثلث مرزی سوریه-عراق-اردن که تحت تصرف گروه مغاویرالثوره وابسته به ارتش آزاد سوریه است و همچنین کمک‌ به ایجاد خطوط دفاعی به گروه‌های معارض دولت اسد در جنوب سوریه و استان درعا قصد دارد در وهله اول ایران را از رسیدن به مرزهای اسراییل دور نگه دارد و در مرحله بعدی توان رزمی و نفوذی ایران را در سوریه کاهش دهد و معادله را به نفع برتری نظامی رژیم صهیونیستی تغییر دهد؛ امری که برای اسراییل فوق‌العاده حیاتی است.

 

در سطح میانه، آمریکا با اجماع منطقه‌ای علیه ایران و ایجاد هماهنگی میان مخالفان ایران و وارد کردن رسمی نیروهای نظامی آنان به قضیه سوریه، قصد دارد حلقه محاصره علیه دولت اسد و سپاه را تنگتر کند. در واقع اگر نیروهای نظامی دیگری تحت عناوین و ائتلاف‌های مختلف در سوریه به وجود آید، آمریکا بهانه بیشتری برای حضور در سوریه پیدا خواهد کرد و ورود نظامیان عربستانی و مصری و... تحت عنوان نبرد با داعش در شرق سوریه، می‌تواند این مسئله را قوت ببخشد. آمریکا در این مسئله به دو هدف عمده می‌رسد. ابتدا به منظور بازدارندگی نقش ایران در منطقه، جنگ نیابتی یمن را به سوریه کشانیده و  به صورت مستقیم عربستان و ایران را در سوریه در برابر هم قرار می‌دهد و سپس هزینه‌های تقابل با ایران را بین همپیمانانش تقسیم می‌کند؛ کاری که ترامپ قول آن را داده بود و با ورود فرانسه به شمال سوریه بخشی از آن را اجرایی شد.

 

در سطح بالاتر، آمریکا قصد دارد با ائتلاف قویتر و ثروتمندتر، نقش روسیه در سوریه را کم رنگ نشان دهد؛ امری که با حملات چندباره موشکی به خاک سوریه تا حدی آن‌ را اجرایی نموده است. در واقع آمریکا می‌خواهد ائتلاف علیه منافع خود را به شکست بکشاند. بر همین‌ اساس،قصد دارد نتایج نشست‌های "آستانه" را تحت تاثیر قرار دهد. آمریکا می‌داند با این اقدامات، ترکیه به عنوان‌ عضوی از ناتو تا ابد شریک روسیه نخواهد ماند و ترک‌ها با برداشتن سهم‌ خود از شمال سوریه، هر آن‌ ممکن است دوباره به سمت غرب چرخش کنند، به همین دلیل سعی دارد اردوغان را با این قبیل اقدامات از روسیه جدا کند. در سوی دیگر آمریکا و کشورهای قدرتمند اروپایی می‌خواهند با تحریم‌های اقتصادی و گوشه گیر کردن روسیه در اقتصاد جهانی، زمین سوریه را از روسیه بستانند یا حداقل روسیه بپذیرد که خواسته‌های غرب هم در سوریه اجرایی شود؛ امری که پیشتر با تقسیم شرق و غرب فرات به عنوان حوزه استحفاظی دو طرف مشخص شده بود.

 

در حال حاضر، مشکل اصلی غرب در سوریه دو چیز است، یکی حضور ایران در سوریه و مخاطره مرزی با اسراییل و دوم شکل گیری محوری به نام مقاومت که در غرب آسیا تبدیل به نقطه مقابل سیاست‌های کلان غرب در خاورمیانه شده است. در واقع برای غرب شکل گیری منسجم محور مقاومت، یعنی دسترسی به عمق استراتژیک آن‌ها و به خطر افتادن منافع بلند مدت آمریکا و همپیمانانش در منطقه که این خوشایند آنان نخواهد بود.