با نزدیک شدن به ۲۲ اردیبهشت،گمانه زنی نسبت به تعیین سرنوشت برجام فزونی یافته است. برخی در پرتو ورود بولتون و مایک پمپئو، ذهنیت تحلیلی خود را به سمت گزینه های تهدید و جنگ سوق می دهند، پاسخ به این نگرش و دلایل آن، نگارنده را به بهانه واکاوی این ابهام بر آن داشت تا بدون مقدمه و در غالب گزاره های مصداقی به پاسخ این سوال که آمریکا به دلایل عدیده که برخی از انها را ذیلا مندرج ساخته ام، به دنبال جنگ با ایران در چهارچوب کانتکس برجام نیست.

۱- ترامپ و مدالیته او؛ ظرف و مظروف و مقتضیات جنگ با ایران را ندارد.

۲- بخش نظامی و امنیتی امریکا درک درستی از واقعیت های منطقه، پیچیدگی‌ها و دشواری های آن دارد و این استراتژی را در دستور کار مربوط به کانتکس برجام نداشته و ندارد.

۳- لغزندگی بحران و ابهامات متعدد در پرونده کره شمالی اجازه تحرک بی محابا به ترامپ نمی دهد.

۴- دغدغه‌های واقعی ترامپ و مهمتر از آن، تصمیم سازان اصلی و قوه عاقله آمریکا در تطبییق اهداف خود، اولویت های داخلی و چالش عمده و واقعی با بازیگران روسیه و چین اهمیت بیشتری دارد.

۵- رجزخوانی‌های بولتون و پمپئو در مصدر «مسئولیت»  رنگ می بازد و آنها نقش حاشیه سازان در ساختار تصمیم سازی امریکا خواهند داشت.

۶- ترامپ در اجماع نهایی برای 22 اردیبهشت، به دنبال حفظ ظاهری پوسته برجام و عملا ادامه خط مسکوت گذاری آثار محتوایی برجام است. فرمول تفاهم شده با اروپایی ها (ازخلال رایزنی مکرون و مرکل) را می پذیرد و عملیاتی می سازد.

۷- در صورت خروج رسمی ترامپ از برجام، عقلایی‌ترین گزینه ایران در چهارچوب سازوکارهای حقوقی ۴۵ روزه، طی کردن مسیر حقوقی و روانی به نفع خود است. پس از آن می بایست در حوزه پیامدهای واقعی به خصوص در ارتباط با مناسبات با اروپا و دیگر کشورهای موثر در اسیا، اثار ثمره چینی، راستی ازمایی و سبک وسنگین ان، بدرستی قیاس واحصاء گردد.

۸-  در صورت خروج رسمی ترامپ، پس از مرحله راستایی حقانیت حقوقی جمهوری اسلامی ایران، پروژه مقابله به مثل (پیرامون خروج ترامپ) را در پرتو شرایط بسیار شکننده و متزلزل جایگاه ترامپ در رابطه با تحولات داخلی امریکا و آرایش مناسبات با روسیه، چین، کره شمالی و تحولات خاورمیانه به ویژه پرونده حساس سوریه، فلسطین، اسرائیل، اوکراین و نهایتا تحولات داخلی عربستان و یمن سنجش دقیق نمود. سپس در سایه بررسی دقیق  همه آثار آن می توان یکی یکی اوراق تاثیرگذاری را به منصه آزمایش گذارد.

۹- آثار مثبت این گزینه جامع، این است؛

اولا؛ کشور  با عملکرد خود، پرونده پرمنفعت برجام را دوباره امنیتی نمی سازد.

ثانیا؛ صحنه منافع و چالش های متعدد بین المللی که حوزه پرابهام جهانی را که ترامپ در دوره خود، آن را تاریک تر ساخته و همه بازیگران موثر را به سمت چالش های جدی و چند قطبی شدن و یافتن منافع اقطاب متعدد خود روانه ساخته است، به طور عقلایی، زمینه مانور و فرصت های ما را بیشتر می سازد.

ثالثا؛ انتخاب گزینه های مختلف را متناسب با فرایندهای واقعی ناشی از پتانسیل ها و رهیافت های برامده از وضعیت  داخلی و منطقه ای کشور را هموار می سازد.

۱۰- نهایتا پس از بازه زمانی فوق الاشاره، چشم انداز انتخاب منافع  و موقعیت امنیت ملی کشور در پرتو آرایش وضعیت مختلف بازیگران متنوع جهانی و منطقه ای، همراه با خاستگاههای نهایی آنها،  بدرستی شفاف و اشکارمی گردد. بنابراین جای نگرانی نیست.

 

به گمان نگارنده، راهبرد فعلی وزیر امورخارجه کشورمان برای انتخاب بازه زمانی قبل از ۲۲ اردیبهشت ماه برای سفر به نیویورک و بهره‌وری حداکثری نیز با هدف روشنگری و تاثیرگذاری بر جامعه نخبگان، رسانه ها و قانونگذاران امریکا که در این میان نقش اول را دارند، رویکردی  به غایت هوشمندانه و نتیجه بخش در راستای راهبرد کشف زوایای هرچه بیشتر اقدامات مربوط به برجام و تاثیرگذاری نزدیکتر بر صیانت محتوایی ان، تا زمان صفر تصمیم نهایی ترامپ اتخاذ شده است.

*سفیر اسبق ایران در اوکراین و مصر